مجموعه فراماسونری، تشکیلاتی بوده است شامل افراد نخبه کشورهای مختلف که در خدمت سیاستهای انگلیس و در واقع در خدمت یهودیهای ثروتمند حاکم بر انگلیس و اروپا، عمل ميکرده است. در جنگ جهانی اول و دوم قرار بوده است که با محو دشمنان قدیمی یهودیها- روسیه تزاری و عثمانی مسلمان و تودههای مردم آسیا و آفریقا و امریکای جنوبی- و با تحت سلطه درآوردن آنها، کار به شکل تازهای درآید؛ یعنی تضعیف آن دشمنان به دست انگلیس و فراماسونری و استعمار انجام شد. در شروع قرن بیستم، قرار بوده است که یهودیها مرکزیت خود را از اروپا و انگلیس به امریکای شمالی منتقل کنند. در جنگ دوم همه مقدمات فراهم شد و با این جابهجایی، همه آنچه به نام انگلیس در اختیار یهود بود ميبایست تحت نام امریکا قرار گیرد؛ منجمله سرویسهای جاسوسی، منابع نفت، سیستم بانکی و اقتصادی، مراکز صنعتی، مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی، وسایل تبلیغاتی و ارتباط جمعی و…
این کار در سراسر دنیا انجام شد و در ایران هم باید انجام ميشد. با شروع نهضت ملی کردن نفت که مرحوم آیتالله کاشانی شروع کرد، ملیگراهای تحت رهبری دکتر مصدق کمک کردند تا منابع نفت از دست انگلیس درآمد و به دست امریکا افتاد و مردمی که خیال ميکردند دارند با سلطه انگلیس و غارت نفت مبارزه ميکنند، کمکم از رهبری آیتالله کاشانی به هدایت دکتر مصدق و جبهه ملی دلخوش شده و اینها وقتی سوار کار شدند- خصوصاً از 30تیر 1331- آرام آرام آیتالله کاشانی را کنار زدند و بعد هم مقدمات کودتای 28مرداد 1332 که آماده ميشد با وجود این که آیتالله کاشانی به مصدق هشدار داد که کودتا در راه است ولی او با این جمله که «من مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم»، نشست تا کودتا انجام شود و ملتی که او به پشتیبانیاش تظاهر ميکرد، حیران و سرگردان و بیهیچ حرکتی واماندند تا اراذل و اوباش امثال شعبان بیمخ وارد میدان شدند و فضلالله زاهدی کودتا کرد و نخستوزیر شد. زاهدی نوکر امریکا بود و پس از هشت سال که از پایان جنگ دوم گذشته بود امریکا رسماً بساط سلطهاش را به جای انگلیس در ایران پهن کرد…








