بخش اول :«زیرساختهای نظری نیروهای اصلاحطلب»
مهدی جمشیدی
در این مقاله، هويت فکری اصلاحطلبی سکولار، دلایل دگردیسی آنها و ساز و كارهاي نظري اصلاحطلبي سكولار براي گذار از تفكر امام خميني، بازخوانی شده است. در بخش نخست مشخص شده که مقصود اصلاحطلبان از اصلاحطلبي و دموكراتيزاسيون، زدودن منشأ و خاستگاه ديني نظام سياسي و نشاندن تلقي سكولاريستي به جاي آن بوده است. در تلقی اصلاحطلبانه، جمهوري اسلامي از نظر منبع تحصيل مشروعيت سياسي، وابسته به «مردم» است نه «خداوند». از اين رو، لازمه تحقق دموكراسي مورد نظر اصلاحطلبان، سكولاريسم است.
اصلاحطلبان به منظور دستيابي به جامعه دموكراتيك و سكولاريستي مورد نظر خود، چارهاي نداشتند جز آنكه ماهيت نظام سياسي را استحاله كنند. از این رو، پروژه اصلاحطلبي، «بازگشت به انقلاب» يا «حرکت در مسير انقلاب» نبود، بلكه در حقيقت، منحرف ساختن نظام سياسي از مسيري بود كه انقلاب اسلامي و امام خميني(ره) ترسيم كرده بود.








