انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی و گفتمان اسلام‌گرایان نوین ترکیه

image_print

رحمت‌الله فلاح

اسلام در ماهیت هویتی ملت ترکیه از ارکان اصلی و تشکیل‌دهنده به شمار می‌رود؛ به ویژه در دوره امپراتوری عثمانی این عنصر در پیوندهای ملی و اجتماعی نقش بسزایی داشت. بدون اغراق از مهمترین علل شش قرن تداوم حاکمیت این امپراتوری بر بخش عظیمی از جهان اسلام به رغم تمام مشکلات داخلی و خارجی، مسئولیت‌پذیری تمدنی اسلامی ملت‌های مسلمان بود که اقوام مختلف را در کنار هم نگه می‌داشت.

در دوره انحطاط عثمانی هویت‌های منبعث از گرایش‌های ملی‌گرایانه و اندیشه مدرنیته و غرب‌گرایی باعث شد عنصر هویت اسلامی در عرصه سیاسی امپراتوری تضعیف شود تا اینکه نخبگان اندیشه‌ای امپراتوری عثمانی در راستای نجات امپراتوری از فروپاشی در کنار رهیافت‌های اسلام‌محور،‌ رهیافت‌های ملی‌گرایی ترک، عثمانی‌گرایی مداراطلب و غرب‌گرایی را مدنظر قرار دادند. با این حال، معماران جمهوریت در ترکیه بعد از فروپاشی امپراتوری، هویت اسلامی ملت خود را از ساختار مفهومی و اجرایی نظام سیاسی کنار گذاشتند.

مردم ترکیه در یک مقاومت مدنی همواره بر محوریت این عنصر هویتی خویش تأکید کرده‌اند تا اینکه در فرصت سیاسی به وجود آمده در فراز و فرودهای تاریخی خود به تقویت احزاب اسلامی پرداختند. هر چند اسلام سیاسی و به عبارتی احزاب دین‌گرا در مقابل موانع ساختاری داخلی و بین‌المللی مجبور به عقب‌نشینی شدند، اما اسلام‌گرایان نوین با بهره‌مندی از مفاهیم حقوق بشری و دموکراسی توانستند جلوه‌هایی از هویت‌گرایی اسلام سیاسی را در سپهر عمومی سیاست و سیاست‌ورزی ترکیه نهادینه کنند.

نسخه کامل PDF

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *