۱۵خرداد، برافتادن مشروطه و برآمدن انقلاب اسلامي

image_print

مقدمه‌اي بر يك جنبش بزرگ اجتماعي با اسناد جديدي از اين نهضت

مقدمه: دكتر مظفر نامدار

خاطرات و اسناد: حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی انصاری اراکی

محمد علي انصاري اراكي

بارها شنيده‌ايم كه ۱۵خرداد سال ۱۳۴۲ در تاريخ تحولات سياسي- اجتماعي ايران نقطه‌ عطف است. اگر چه عده‌اي تلاش مي‌كنند با عادي‌سازي دگرگوني‌هاي اين مقطع تاريخي، از تبيين نتايج آن پرهيز كرده و نقطه‌ عطف بودن آن را برنتابند، اما مگر مي‌توان اثرات يك جنبش اجتماعي فراگير، مثل ۱۵خرداد را از تاريخ ايران حذف كرد؟!

۱۵خرداد در ظاهر يكي از حوادث معمولي در ميان ده‌ها حوادثي بود كه كشور ما در آن مقاطع بحراني با آن دست به گريبان بود. هزاران نفر در اين دوران دستگير، زنداني، تبعيد، شكنجه يا كشته شدند كه دستگيري امام خميني و زنداني، تبعيد، شكنجه و شهادت ياران او هم يكي از آن هزاران بود. با اين توصيف اگر به ۱۵خرداد به شكل يك رخداد اجتماعي نگاه كنيم، تفاوت چنداني با رخدادهاي ديگر نخواهد داشت. اما چرا ۱۵خرداد نقطه‌ عطف تاريخ تحولات دوران معاصر ايران شد؟! آنهايي كه به دگرگوني‌هاي اجتماعي و نقش جنبش‌ها در اين دگرگوني‌ها، به شكل يك رخداد نگاه مي‌كنند و آن را برشي از برش‌هاي متفاوت تاريخ يك انديشه يا يك ملت مي‌دانند، نه تنها توجيهي براي نقطه‌ عطف بودن پاره‌اي از جنبش‌ها در دست ندارند بلكه مهم‌ترين و قوي‌ترين دليلي كه مي‌توانند ارایه دهند، عادي‌سازي چنين جنبش‌هايي در فرآيند توسعه‌ يك جامعه‌ عقب‌مانده است. از ديدگاه چنين تفكري (كه يكي از رسمي‌‌ترين تفكرها در حوزه‌ انديشه‌هاي سياسي غرب براي تحليل جنبش‌هاي اجتماعي مي‌باشد)، هر رخداد اجتماعي در شرايطي ظهور كرده و با از بين رفتن آن شرايط، تاريخ آن جنبش نيز به پايان خواهد رسيد. بنابراين، جنبش‌هاي اجتماعي جريانات عادي در حوزه دگرگوني‌هاي جوامعي است كه تمايل دارند از يك جامعه‌ سنتي و عقب‌مانده به يك جامعه‌ ‌پيشرفته و توسعه‌يافته (جامعه‌ مدرن) عبور نمايند. جنبش‌هاي اجتماعي عموماً برآمده از مقاومت نيروهاي كهنه، تحول‌ناپذير و طرفدار وضع موجود در مقابل نيروهاي جديد، اصلاح‌طلب و خواستار دگرگوني وضع موجود است. با اين توصيف خاستگاه اصلي و اساسي چنين جنبش‌هايي در جوامع توسعه نيافته است.

فصلنامه ۱۵خرداد براي آگاهي خوانندگان محترم از آن شرايط، بخشي از خاطرات، مباحث و نوشته‌هاي به جا مانده از دستگيري‌هاي وسيع روحانيت در زندان موقت شهرباني در بهار و تابستان سال ۱۳۴۲ را براي اولين بار منتشر مي‌كند. اين اسناد، نوشته‌هايي است كه چند تن از روحانيون مبارز آن دوران از جمله آقايان شيخ محمد علي انصاري اراكي از تهران، سيد مرتضي مرتضوي از شهر ري و شيخ محمد حسن بكايي از تبريز و سيد جواد الياسي از آبادان و تني چند از روحانيون در دفاتر يادبودي كه در زندان ترتيب داده بودند، ثبت كردند. اين نوشته در نوع خود جالب و متنوع و نشان‌دهنده شرايط، افكار، آرمان‌ها و ديدگاه‌هايي است كه در آن دوران جامعه مذهبي ايران با آن روبه‌رو بود.

همه آنهايي كه بعد‌ها از اركان رهبري‌هاي نهضت امام خميني و انقلاب اسلامي در ايران شدند، به نوعي در زندان موقت شهرباني تهران در سال ۴۲ در كنار هم قرار گرفتند و بيش از همه به انتقال تجربيات و باور‌هاي خود از نهضت پرداختند. شخصيت‌هاي گران‌قدري چون شهيد مرتضي مطهري، شهيد هاشمي نژاد، شهيد غفاري، شهيد سعيدي، شيخ حسين لنكراني، آيت‌الله مكارم شيرازي، حجت‌الاسلام فلسفي، شيخ مهدي كروبي، شيخ عباسعلي اسلامي، سيد هادي خسروشاهي، شيخ يوسف ايرواني، شيخ صادق خلخالي و ده‌ها شخصيت مبارز و فقيه ديگر كه انقلاب اسلامي به نوعي مرهون فداكاري‌ها و زحمات آنهاست.

اين اسناد كه در سال ۱۳۸۳ در دوبي از طريق آقاي شيخ محمد علي انصاري اراكي در اختيار حجت‌الاسلام والمسلمين آقاي دكتر سيد حميد روحاني قرار گرفت، بخشي از ضمائم خاطرات ايشان از نهضت امام خميني مي‌باشد.

در پايان اين مقدمه، براي آگاهي از فضاي عمومي نگارش اين نوشته‌ها در نهضت امام خميني، بخشي از خاطرات آقاي شيخ محمد علي انصاري اراكي كه مربوط به همين دوران است را با اندكي تصرف به ضميمه اسناد مربوطه منتشر مي‌كنيم و از خداوند سعادت و سربلندي ملت ايران، تداوم انقلاب اسلامي و آرمان‌هاي امام خميني را مسئلت داريم.

 

نسخه کامل PDF

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *