نوشتار حاضر با عنایت به جایگاه مهم سید جمالالدین اسدآبادی و تأثیرگذاریاي که بر متفکران بعد از خود گذاشته است، به بررسی دیدگاههای نظری او در خصوص دلایل انحطاط جوامع اسلامی و راهکارهای ارایهشده برای توسعه این جوامع با استفاده از الگوي جستاري «نظریه بحران» توماس اسپریگنز خواهد پرداخت. این مقاله بر اساس یک سیر منطقی و مرتبط به دنبال پاسخگویی به سؤالات ذیل خواهد بود:
1. وضعيت جهان اسلام در دوره سيد جمال چگونه بود و بحران و معضل اصلي گريبانگير جوامع اسلامي در آن دوره چه بود؟
2. عوامل انحطاط جوامع اسلامی از نظر سید جمال کداماند؟
3. جامعه مطلوب و آرمانی سید جمال چه جامعهای است؟
4. سید جمال چه راهکارها و درمانهایی را برای برونرفت جوامع اسلامی از وضعیت عقبماندگی و انحطاط و رسیدن به توسعه همهجانبه ارایه میدهد؟
نسخه کامل PDF






