برگرفته از کتاب نهضت امام خمینی (ره) ـ دفتر سوم
به مناسبت فقد دکتر شریعتی
… من تمنا ميكنم گرچه اين نوشته به طول انجاميد و خواننده را خسته خواهد كرد ولي آنچه را از اين پس ميگويم با دقت بيشتري مورد مطالعه قرار دهند؛ زيرا هم زندهترين و اساسيترين مطالبي است كه گفتهام و هم بر خلاف آنچه گذشت كه همه سخن از آنچه گذشته است بوده، در اينجا سخن از آنچه هست و با آن مواجهيم در ميان است و آنچه اكنون ميگويم از من اكنون است و از آنچه كه هستم و آنچه گفتهام از من گذشته بود و آنچه بودم و هر كسي شخصيت حقيقياش عبارت از شخصيت كنونياش است و شما نيز با من الان سر و كار داريد و من نيز با سازمان الان و بنابراين آنچه ميخواهم بگويم حقيقتش و واقعيتش ارجمندتر و مهمتر است و به كار آمدتر…
… از نظر هيئت حاكمه ايران كه در راس آن شخص اعليحضرت همايون شاهنشاه قرار دارند من يك تحليل جامعهشناسي علمي و تازهاي دارم كه استنباط شخصي من است و اين كليد عقايد سياسي من محسوب ميشود و آن اين است كه بر خلاف بسياري از رژيمهاي سياسي كشورها هيأت حاكمه ايران متكي به يك طبقه اجتماعي مشخص نيست يعني پايگاه طبقاتي ندارد…
… چنانكه ديديم مجموعه سازمان اداري و دولتي و نيروي انتظامي مملكت كه در سالهاي پيش مالكيتهاي بزرگ را حفظ ميكرد و نگهبان فئوداليسم بود و فئودالها به كمك آنها املاك وسيع و متعدد خويش را از دستبرد زارعان مصون ميكردند و مجلسين را از نمايندگان خود پر ميساختند ناگهان با يك تصميم شخصي شاهنشاه همه اين نيرو تغيير جهت داد و فئوداليته را درهم ريخت و مجري برنامههايي شد كه پيش از آن با آن سرناسازگاري داشت و اين است كه ناگهان كارگر در كارخانه و يا زارع در مزرعه مامور دولت را در برابر كارفرما و مالك و در كنار خود احساس ميكند بيآنكه دولت و چهره سياسي مملكت تغيير كرده باشد…
… به عقيده من در جامعه ايران كه رژيم وابسته به طبقه حاكمه نيست طبقات محروم ميتوانند در چهارچوب سياسي موجود به از ميان بردن تبعيضات طبقاتي و تحقق ايدهآلهاي طبقاتي و اجتماعي خود اميدوار باشند و بيتوسل به كار تند و انقلاب، رسيدن به هدفهاي تند و آمال انقلابي خود را ممكن بدانند…
… آنچه اكنون مرا كاملا معتقد كرده است اين اصل كلي است كه اكنون رژيم سياسي ايران و در راس آن شخص اعليحضرت همايوني تصميم قطعي دارند كه بيش از پيش تا هرجا كه موقعيت و امكانات اجازه ميدهد به هر قيمتي و در هر زمينهاي به تحولات عيني و ريشهاي اجتماعي دست زنند…
… رسیدن به هدفهای انقلابی را در شرايط كنوني ايران با حفظ شكل سياسي موجود بدون دست زدن به كارهاي انقلابي ممكن و معقول ميدانم و آن را هر لحظه آشكارتر مييابم و شخص اول مملكت را از نظر آنكه قيد طبقاتي ندارد و متعهد و متكي به طبقه خاصي در جامعه نيستند بر هرگونه تحول انقلابي در…
بخشهایی از یکی از نامههای دکتر شریعتی که از مشهد برای ساواک نگاشته و ارسال نموده است ـ سند شماره ۳۴ ـ صفحات ۱۹۲ تا ۲۲۸





