بدينوسيله خدمتتان سلام عرض ميكنم و قبولي طاعات و عبادات جنابعالي را از درگاه حضرت احديت مسئلت ميكنم.
از خيلي وقت پيش مترصد بوديم به دعوتنامهاي كه خدمتتان فرستاديم جواب بفرماييد و در شهر مقدس قم، جمع ما طلبهها را مستفيض كنيد كه معالاسف جور نشد و با ماه رمضان مصادف شد. علي ايحال فكرم رسيد كه بعضي از سئوالات را براي جنابعالي بفرستم و كتبا جواب بگيرم. اين سئوال را يك روز سر درس آقاي… به ميان آوردم جواب راضيكنندهاي ندادند. اميدوارم اين جسارت حقير را عفو كنيد و سئوالي را كه در زير ميآيد قبول زحمت فرموده جواب مرقوم فرماييد و آن سئوال اينكه چرا ايران اين همه براي سوريه و دولت آن كه دنبال انجام احكام خدا در آن كشور نيست اصرار ميكند و اصلا چرا همه دنيا ريختهاند بر سر آن؟ مگر بشار اسد چه كار كرده است؟ خواهش دارم به اين نامه جواب عنايت بفرماييد. در اين ماه عزيز ملتمس دعاي مخصوص هستيم. والسلام.
اقلالطلاب: ابوطالب چاوشي
پاسخ
با سلام و تشكر
پاسخ به اين پرسش به يك مقاله مفصل نياز دارد تا بتوان واقعيتها را روشن كرد. با وجود اين ما تا آن پايهاي كه در گنجايش اين بخش ميباشد موضوع را باز ميكنيم و اميدواريم كه بتوانيم حق مطلب را ادا كنيم.
در مورد اينكه چرا ايران از دولت سوريه با اينكه يك دولت مطلوب يا به تعبيري ايدهآل نيست حمايت ميكند، بايد اين نكته را يادآور شويم كه نظام جمهوري اسلامي ايران طبق اصول اسلامي، عقلي، سياسي و ديپلماسي و بر مبناي آيندهنگري و دورانديشي هيچگاه و هرگز نميتواند و نشايد كه با شيطان بزرگ و ديگر شيطانهاي جنايتپيشه و ديكتاتوري كه او را همراهي ميكنند، در يك صف قرار بگيرد و هدف واحدي را دنبال كند؛ اسلام ناب محمدي(ص) با امريكا، رژيم صهيونيستي و ديگر رژيمهاي خودفروخته و بيگانهپرست منطقه هرگز راه مشترك و هدف مشتركي ندارد. نظام جمهوري اسلامي حتي در برابر حمله امريكا به عراق در آن برههاي كه صدام خونآشام، ايران را در جنگ خانمانسوز به ويرانه بدل كرده بود، برخلاف انتظار و پندار ناظران سياسي جهان و خود صدام، به جنگ با او برنخاست و از آن فرصت براي انتقام از او با امريكا همراه نشد و گلولهاي به سمت عراق شليك نكرد. بنابراين در شرايطي كه جهانخواران غربي و صهيونيسم بينالمللي و مزدوران حلقهبهگوش آنان در منطقه براي سرنگوني بشار اسد به توطئه برخاستهاند ايران اسلامي نميتواند بيتفاوت بماند و دست روي دست بگذارد؛ زيرا امروز رژيم اسد تاوان حمايت از مقاومت و پشتيباني درازمدت از ايران را ميپردازد و به گناه اينكه در درازاي سي و اند سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي در كنار ايران ايستاده است مورد مجازات قرار ميگيرد. براي روشنتر شدن اينكه چه نقشهها و توطئههايي جهانخواران غربي و زورمداران منطقه را به رويارويي با سوريه برانگيخته است بازگو كردن برخي از مواضع دولت سوريه و نقشههاي بيشمار استكبار جهاني در حمله به آن دولت بايسته به نظر ميرسد؛ از اين رو، ما به صورت كوتاه و گذرا به شمارش آن ميپردازيم:
۱. امريكا و رژيم صهيونيستي در بررسي علل و عوامل شكست سنگين خود در جنگ ۳۳روزه با حزبالله لبنان به درستي دريافتند كه يكي از عوامل عمده شكست، پشتيباني لجستيك سوريه از مقاومت بوده است؛ از اين رو، برآناند اين پشتوانه قوي و توانمند را از حزبالله بگيرند.
۲. صهيونيستهاي اشغالگر در پي موج بيداري اسلامي كه منطقه خاورميانه را فرا گرفته و سقوط ديكتاتورهايي كه نقش گماشتگان محافظ براي صهيونيستها را ايفا ميكردند، از اين نگراناند كه مبادا دولت سوريه از اين شرايط براي حمله به سرزمين اشغالي و آزادي ارتفاعات جولان بهرهبرداري كند؛ از اين رو، اين هجوم گسترده كشورهاي غربي ـ عربي در واقع در راه پيشگيري از حمله رهاييبخش سوريه است و رژيمهاي تركيه، آلسعود و… امروز نقش سپر بلاي رژيم صهيونيستي را بازي ميكنند.
يكي از تاكتيكهاي درازمدت رژيم صهيونيستي اين است كه هر گاه از گروه و سازمان يا از كشور و دولتي احساس خطر ميكند، حتيالامكان مستقيم به رويارويي با آن برنميخيزد و با توطئههاي شيطاني تلاش ميكند قدرتهاي ديگري را به رويارويي با آن خطر بكشاند. آن روز كه سازمان آزاديبخش فلسطين در كشور اردن پايگاه مقاومت مهيبي پديد آورد و در نبرد كرامه ضربه جانانه و سنگيني بر رژيم صهيونيستي وارد كرد، اين رژيم براي اينكه در برابر مقاومت خسارتهاي جاني و مالي بيشتري نبيند رژيم اردن را به عنوان سپر بلا به مقابله با مقاومت واداشت. ملكحسين جلاد به نيابت از رژيم صهيونيستي به جنگ با سازمان آزاديبخش فلسطين برخاست و در يك نبرد نابرابر و طولاني توانست ۲۵هزار نفر از ورزيدهترين و ماهرترين چريكهاي فلسطيني را قتلعام كند و آن سازمان را از اردن بيرون بريزد و خيال صهيونيستها را آسوده سازد.
سازمان آزاديبخش فلسطين پس از اين فاجعه خونين به لبنان پناه برد و در جنوب لبنان، در مرز با فلسطين اشغالي براي رژيم صهيونيستي خطرساز شد. صهيونيستها اينبار از گروههاي فالانژ و ماروني لبنان براي خود سپر بلا ساختند و اين گروهها به نيابت از رژيم صهيونيستي سالياني با سازمان آزاديبخش فلسطين جنگيدند و لبنان كه روزي عروس خاورميانه شمرده ميشد به ويرانهاي جغدنشين بدل شد تا رژيم صهيونيستي با آسودگي به تجاوز و اشغالگري ادامه دهد.
در پي پيروزي انقلاب اسلامي، رژيم صهيونيستي احساس خطر كرد كه شايد امام رزمندگان ايران را به مرز فلسطين اشغالي روانه كند و با حملهاي برقآسا اشغالگران فلسطين را از آن سرزمين مقدس بيرون براند و فلسطين را آزاد سازد؛ از اين رو، صدام را كه براي روز مبادا در آبنمك خوابانده بودند به صحنه آوردند. صدام و حزب بعث عراق به نيابت از رژيم صهيونيستي در درازاي هشت سال با ايران جنگيد و آن رژيم اشغالگر به تماشا نشست و به اين صحنه خونين خنديد و از خطر خشم و خروش خميني براي مدتي رهايي يافت.
اكنون در پي سقوط ديكتاتورهاي دستنشانده و گماشتگان بياراده، خطر رژيم بشار اسد براي صهيونيستها جدي است. اين رژيم با ارتشي مجهز و نيرومند و با كمك مقاومت و حزبالله ميتواند براي اشغالگران خطرساز باشد؛ از اين رو، حدود ۲۸ كشور از جمله رژيمهاي عربستان، قطر و تركيه به نيابت از رژيم صهيونيستي با سوريه به جنگ برخاستهاند تا آن رژيم اشغالگر و خونآشام بتواند به اشغالگري و خونريزي و جنايت در فلسطين اشغالي ادامه دهد.
۳. پديد آوردن تفرقه و اختلاف ميان كشورهاي اسلامي و عربي و ايجاد كينه و خصومت ميان آنان و پيشگيري از اتحاد امت اسلامي از ديگر توطئههاي ننگين جهانخواران در اين يورش و هجمه به سوريه است.
۴. سازشناپذيري رژيم سوريه با صهيونيستها در درازاي نيمقرن گذشته در آن شرايطي كه بسياري از كشورهاي تندرو يا به اصطلاح معتدل عربي با رژيم صهيونيستي كنار آمدند و آن رژيم را به رسميت شناختند براي استكبار جهاني مشكلساز و غيرقابل تحمل شده است؛ از اين رو، راه رهايي از اين بنبست را در اين ميبينند كه رژيم بشار اسد را سرنگون كنند.
۵. دولت سوريه در درازاي سي و اند سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي سياست واحد و يكساني در برابر ايران داشته و در هر شرايطي در كنار ايران ايستاده است. جهانخواران با اين هجمه وحشيانه و همهجانبه ميخواهند دولت سوريه را گوشمالي بدهند تا براي ديگران نيز درس عبرتي باشد كه بدانند ايستادن در كنار ايران تاوان سختي به همراه دارد.
۶. پيشگيري از اوج و پيشرفت بيداري اسلامي و انقلاب منطقهاي از ديگر نقشهها و انگيزههاي جهانخواران و مزدوران آنان براي هجمه به سوريه است. آنها بر اين باورند كه اگر نظام سوريه فرو پاشد موج انقلاب در منطقه فروكش ميكند، انقلابيها تضعيف ميشوند و رژيمهاي سعودي، قطر، تركيه و ديگر رژيمهاي ديكتاتور و همدست صهيونيستها ميتوانند از خطر موج بيداري اسلامي و انقلاب مردمي برهند و حكومتهاي خود را استواري بخشند.
۷. استكبار جهاني در اين هجمه شيطاني به سوريه اگر بتواند نظام آن كشور را متلاشي كند، نهتنها حزبالله لبنان و مقاومت فلسطين را در تنگنا و محاصره قرار ميدهد و به چالش ميكشد، بلكه حلقه محاصره ايران را نيز تنگتر ميكند و فشار بر ايران را افزايش ميدهد.
۸. به فراموشي سپردن موضوع فلسطين و تحتالشعاع قرار دادن جنايتها و خونريزيهاي رژيم صهيونيستي در سرزمين فلسطين و رهانيدن آن رژيم خونآشام از فشار افكار جهاني و خشم و خروش ملتهاي آزاده جهان يكي ديگر از انگيزهها و نقشههاي هجمه و حمله گسترده به سوريه است.
۹. سرازير كردن سيل اسلحه به سوي منطقه خاورميانه و فروش سلاحهاي جنگي به دولتهاي تبهكاري كه روي درياي نفت نشستهاند و فعال كردن كارخانههاي اسلحهسازي غرب كه اكنون در بحران اقتصادي شديدي به سر ميبرند، از ديگر توطئههاي پشت پرده جهانخواران در اين يورش خونين به سوريه است.
۱۰. پديد آوردن پايگاهي امريكايي- صهيونيستي در سوريه در اين شرايطي كه پايگاه آنان در مصر و در برخي از كشورهاي ديگر در معرض از دست رفتن و نابود شدن است، نقشه شوم ديگري است كه شيطان بزرگ و همدستان او را به يورش به سوريه واميدارد. امريكا بر اين باور بود كه نظام سوريه، نظامي ناتوان و سستپايه است و با يك حمله ميتواند آن را از هم بپاشاند و آن كشور را به پايگاهي نظامي- سياسي بدل كند؛ ليكن امروز دريافتند رژيم بشار اسد از پشتيباني مردمي برخوردار است و بيدي نيست كه با اين بادها بلرزد.
۱۱. آنهایی که حتی اطلاع اندکی از تاریخ افکار نژادپرستانه صهیونیسم دارند میدانند که افراطیهای این رژیم جعلی، تمایلات اشغالگری و نژادپرستانه خود را با تحقق شعار «از جولانگاه استر تا وادی صهیون» تحققیافته میدانند؛ و چون در ذهن معیوب صهیونیستها جولانگاه استر دامنهاش تا بخش مرکزی ایران یعنی همدان و دشت قزوین کشیده میشود نباید تردید کرد که بخش وسیعی از سرزمین ایران در مطامع استعماری صهیونیسم و اربابان آن قرار دارد. آیا عقل به ما نمیگوید به جای درگیر شدن با دشمن جرار در داخل مرزها و دادن خسارتهای سنگین انسانی و غیره از کسانی حمایت کنیم که در خط مقدم با این رژیم انسانکش میجنگند؟
اینها حداقل دلایلی است که کمک به دولتهای خط مقدم مبارزه با اسراییل را انسانی و اسلامی نشان میدهد.