مصاحبه روزنامه قدس ـ ویژه‌نامه اندیشه نو با حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید حمید روحانی

پیرامون اندیشه‌های انقلابی حضرت امام (ره)

 

«بحث صدور انقلاب اسلامی از لحظه ورود حضرت امام(ره) به پاریس و اوجگیری نهضت مقدس مردم ایران در کانون توجهات جامعه جهانی قرار گرفت و اولین پرسشها در این باره توسط نهادهای سیاسی غرب و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شد، دلایل امر نیز روشن بوده است. زیرا انقلاب اسلامی ایران یکبار دیگر پس از جنگهای صلیبی، اسلام و ارزشهای متعالی آن را مبنای هویت و حرکت مجدد مسلمانها قرار می داد و اگر جنگهای صلیبی با آزادسازی سرزمینهای غصب شده عملاً پایان یافت، انقلاب اسلامی به دلیل وقوع در حساس ترین منطقه جهان و در مهمترین کشور این منطقه و با شورانگیزترین شعائر و وحدت بخش ترین ایدئولوژی و با بی شمارترین مخاطبان و در گسترده ترین جغرافیا و با شدیدترین تمنا و تمایل برای توسعه و صدور ـ از درون و بیرون ـ برای تغییر مبانی نظام بین الملل و تغییر ساختار آن ـ نظام دو قطبی ـ مواجه بود، به همین دلیل موج مقابله با مقوله صدور انقلاب اسلامی قبل از پیروزی نهایی آن در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ آغاز شد. البته پاسخ حضرت امام(ره) نیز روشن و صریح بود. «نهضت مقدس ایران، نهضت اسلامی است و از این جهت بدیهی است که همه مسلمانان جهان تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند.»
امروز پس از گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی سؤال مهمی که پیش می آید این است که آیا در این امر موفق بوده ایم؟  حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید حمید روحانی، پژوهشگر، مورخ و نویسنده مجموعه ارزشمند نهضت امام خمینی، در گفتگوی پیش رو به بررسی مبانی و آثار صدور انقلاب در جهان امروز پرداخته است که در ادامه می‌آید…

سؤال:  در خصوص استراتژی حضرت امام درباره صدور انقلاب واکنشهای متفاوتی دیده شده است. برای شروع بحث بفرمایید این ایده امام چه واکنشی از سوی طیفهای ملی گرا و جریان پیرو خط امام داشت؟
پاسخ: حضرت امام در پی پیروزی انقلاب اسلامی، مسأله صدور انقلاب را به عنوان یک استراتژی مطرح کردند که این مسأله ریشه در جهان بینی ایشان داشت.
امام از آن روزی که نهضت را آغاز کردند، رژیم پهلوی تنها مخاطبش نبود، بلکه همه زورمداران و ستمکاران مخاطبش بودند، لذا پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسأله صدور آن را مطرح کرده و فرمودند ما باید انقلابمان را صادر کنیم. این ایده ایشان با واکنشهای متفاوتی رو به رو شد. برخی افراد می پنداشتند که مقصود امام از این سخن، لشکرکشی به کشورهای دیگر است، در حالی که امام معتقد بودند با کشورگشایی نمی توان انقلاب را صادر کرد، صدور انقلاب یعنی صدور اندیشه و امام از آنجا که می دیدند امتهای مسلمان به علت دور شدن از راه اسلام راستین و حسین بن علی(ع) به ذلت و خواری کشیده شده اند، می فرمودند که جهان اسلام را باید با اسلام ناب محمدی(ص) و راه حسین(ع) آشنا ساخت. آنچه باعث شد ملت ایران با دست خالی در برابر یک نظام تا دندان مسلح به پیروزی برسد، استکبار جهانی را از ایران بیرون براند و دست همه ابرقدرتها را از سرنوشت ایران کوتاه کند، ادامه راه حسین(ع) به واسطه روشنگریهای حضرت امام بود.
در حقیقت امام احیاگر مکتب عاشورا بودند و راه عاشوراییان را به ملت ایران عرضه داشتند، ایشان درباره سایر ملتها نیز همین عقیده را داشتند که باید آنها را با مکتب عاشورا آشنا ساخت و از این طریق در برابر زورمداران جهان ایستاد.
برخی از احزاب و گروه های سیاسی که در جریان پیروزی انقلاب با امام همراهی کرده بودند، نسبت به انقلاب ایمان نداشتند و نسبت به صدور انقلاب درک درستی نداشتند که صدور انقلاب چه ثمراتی می توانست داشته باشد و حتی از تأثیرگذاری احتمالی و ناخودآگاه انقلاب ایران در سایر کشورها نیز عذرخواهی می کردند. این ضعف و ناآگاهی از خودباختگی آنان در برابر شرق و غرب ناشی می شد که اگر صدور انقلاب در برنامه ما باشد، موجب خشم قدرتهای غرب و شرق می شود. در حالی که خشم و عصبانیت استکبار جهانی نمی توانست در واقعیتها تأثیرگذار باشد. این مسأله ای بود که از آن هنگام تا به امروز میان خط امام و خط وابستگان شرق و غرب وجود داشته و دارد.
پیروان خط امام با پیروی از مکتب حسینی، انقلاب را صادر کردند و همه ما اثر آن را در کشورهای مختلف دیدیم. از زمانی که فلسطین از سوی صهیونیزم بین المللی اشغال شد، فلسطینیها با مکتبهای وارداتی و با اتکا به اندیشه های شرق و غرب چون اندیشه های سوسیالیستی، ناسیونالیستی، مارکسیستی و لیبرالیستی تلاش کردند کشورشان را از چنگال اسرائیل آزاد کنند، اما شاهد بودیم که هر روز بیشتر از گذشته شکست خوردند تا هنگامی که انقلاب اسلامی در ایران توانست راهگشایی برای توده های مستضعف در جهان باشد پس از آن ملتها با الهام از انقلاب ایران راه خود را یافتند. در فلسطین و سایر کشورها نیز انقلاب فراگیر شد و ملتهای مسلمان توانستند حماسه ساز باشند.

سؤال: در این نزاعی که بین پیروان خط امام و ملی گراها به وجود آمد، بحث منافع ملی بیشترین عامل این نزاع عنوان شده است. گرچه امام هم بحث منافع ملی را در این برنامه در نظر داشتند، ولی تفاوت در بحث نوع نگاه به مقوله منافع ملی است، این تفاوت از منظر امام و طیف ملی گراها در چه بود؟
پاسخ: در ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که افرادی که در کشور ما «ملی گرا» خوانده می شوند، در اندیشه خود به معنای واقعی کلمه به ملیت اعتقادی ندارند. مشکل اساسی این است که این گروه نه به ملیت و نه به اسلام و نه به منافع کشور پایبند نبوده و نیستند، بلکه تمام تلاششان این است که نظریات غرب بویژه سیاست آمریکا را در برنامه های خود لحاظ کنند. من نمی خواهم کسی را متهم کنم ولی اگر اینان به ملیت معتقد بودند، در جریان تحمیل کاپیتولاسیون توسط آمریکا و پذیرش آن توسط شاه چه کردند؟ امام با تمام قوا در مقابل این خیانت شاه به مردم ایستادند و به خاطر همان موضوع هم تبعید شدند، اما کسانی که از «پان ایرانیسم» دم می زدند کجا بودند؟ آنان هیچ اقدامی در برابر این اتفاق نکردند، چون معتقد بودند که هرگونه اعتراض به کاپیتولاسیون، اعتراض به آمریکا است.
آنها به خودشان اجازه اعتراض در مقابل آمریکا را نمی دادند. همچنین در جریان جنگ تحمیلی که تمامیت ارضی کشور در خطر بود، هیچ کدام از این گروه هایی که دم از ملیت می زدند، در جبهه ها حاضر نشدند و به دفاع از کشور نپرداختند، بلکه از پشت خنجر زدند و با صدور شب نامه آب به آسیاب دشمن ریختند. با توجه به این مسایل، آنان نشان دادند که در واقع به ملیتشان پایبند نیستند، بلکه معتقدند ما باید در مقابل سیاست آمریکا تسلیم بوده و سازش داشته باشیم، بنابراین وقتی مسأله صدور انقلاب از ناحیه حضرت امام مطرح شد، چون با سیاست آمریکا و صهیونیزم بین المللی مغایرت داشت، با آن به مخالفت برخاستند و هنوز هم جرأت نمی کنند از صدور انقلاب سخنی به میان بیاورند، در حالی که شاهد آثار خیره کننده آن در سطح جامعه جهانی هستند. مسأله این گروه با امام در این بود.
امروز در اثر صدور انقلاب اسلامی، منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی در خاورمیانه در معرض خطر قرار گرفته است و این تنها بخشی از آثار صدور انقلاب است.
امام امت، دفاع از اسلام را جدای دفاع از ملت و دفاع از ایران را جدای دفاع از اسلام نمی دانستند. امام در واقع با دفاع از اسلام، از ایران، کرامت و تمامیت ارضی و هویت ایران و ایرانی دفاع کردند. در عین حال امام با نژادپرستی مخالفت ورزیدند. به عقیده امام کسی که به اسلام اعتقاد داشته باشد، نمی تواند از وطن و کرامت و… بگذرد، زیرا طبق اعتقادات ما مسلمانان، «حب الوطن من الایمان».
بنابراین تعارض ملی گراها با امام بر سر ملیت نبود، بلکه بر سر اجرایی نشدن سیاستهای آمریکا بود.
 

سؤال: چه مؤلفه هایی در اندیشه امام درباره صدور انقلاب وجود داشت که توانست در عرصه بین الملل موفق شود؟
پاسخ: «روشنگری» در سیره سیاسی حضرت امام یکی از مؤلفه هایی بود که چه در شکل گیری نهضت و چه در پیروزی انقلاب و صدور آن نقش اساسی را ایفا کرده است. آشنایی مردم با اسلام راستین و فرهنگ عاشورا، یکی دیگر از مشخصه های اندیشه تابناک امام در شکل گیری انقلاب و صدور آن است. امام با زدودن پیرایه هایی که بر چهره اسلام بسته شده بود، توانستند ملتها را با اسلام ناب محمدی(ص) آشنا سازند و زمینه هدایت آنان به سوی رهایی از بند استکبار را فراهم کنند و این حقیقت را روشن سازند که دین از سیاست جدا نیست و اسلام راستین ابعاد گوناگونی دارد و منحصر در عبادات شخصی نیست، بلکه سیاست و حکومت داری نیز بخش مهمی از احکام اسلام است. توجه به توده ملتهای رنج کشیده دنیا و مستضعفین جهان از دیگر ویژگیهای این اندیشه امام است.
 

سؤال: جایگاه ملت و دولت در دیدگاه امام در ارتباط با صدور انقلاب چگونه است و آیا در اندیشه ایشان تنها امت اسلام مد نظر بود یا ملتهای دیگر با ادیان دیگر نیز مورد توجه ایشان بودند؟
پاسخ: 
حضرت امام در گام نخست در راه هدایت انسانها، طبق سنت اسلامی، چه شاه باشد و چه شبان تلاش کردند. بعد از چاپ جلد اول نهضت امام خمینی(ره) بحثی با حضرت امام داشتم و برای من از اینکه امام، شاه را مورد نصیحت قرار داده بودند، سؤال به وجود آمده بود که امام با نصیحت شاه قصد تأیید نظام شاهنشاهی را دارند، امام فرمودند: رسالتی که ما بر دوش داریم، همان رسالت پیامبران است. پیامبران وقتی به رسالت مبعوث می شدند وظیفه داشتند همه را به راه راست هدایت کنند و از جهل و تاریکی نجات ببخشند، بر این اساس امام در جهت هدایت دولتها نیز تلاش کردند. همچنین امام به توده های مستضعف جهان توجه داشتند و تنها نظرشان به ملتهای مسلمان نبود.
امام در پیامشان به حجاج بیت ا… الحرام می فرمایند: «من دست همه مسلمانان و آزادیخواهان جهان را می فشارم ۵ و در راه نجات انسانها از آنان کمک می طلبم» گویا مقصود ایشان این بود که توده های ملتهای جهان و آزادیخواهان همه امتها اعم از مسلمان و غیرمسلمان در راه بیرون رهیدن از ظلم و ستم حرکت کنند و با شناخت مکتب اسلام هدایت شوند، بنابراین نظر امام در این راستا جهان شمول بود. 

 

سؤال: واکنش دیگر ملتها به نهضت امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی چه بود؟
پاسخ: همچنان که می بینیم توده های مستضعف جهان به ندای امام لبیک گفتند. امروز آنچه در ونزوئلا، بولیوی و کشورهای آمریکای جنوبی می بینیم نشانه صدور انقلاب است و بروز و ظهور این حرکت را در کشورهای اسلامی بیشتر می بینیم؛ الجزایر با الهام از راه امام توانست یک انقلاب اسلامی به وجود بیاورد که استکبار جهانی و در رأس آنها آمریکا با تمام قدرت در آنجا ایستادند و حمام خون راه انداختند و اجازه ندادند در آنجا هم حکومت اسلامی بر پا شود.
جنایاتی که در مصر، عراق، افغانستان، لبنان و… صورت می گیرد، برای این است که مانع پیروزی قیامهای مردمی باشند که با الهام از راه امام حرکت خود را آغاز کرده اند. پیروزی حزب ا… در لبنان و مقاومت مردم غزه، نتیجه ایستادگی در سایه ایمان است، همه این حرکتها الهام پذیری از حرکت امام بود.

سؤال: امروز پس از گذشت سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی می توان مدعی بود که نظام جمهوری اسلامی توانسته است پیام انقلاب را آن گونه که در اندیشه امام بود، صادر کند؟
پاسخ: انقلاب صادر شده و تحولات عظیمی به وجود آورده است و آنچه استکبار جهانی را به خشم آورده و دیوانه کرده است نشان دهنده آن است که انقلاب ما صادر شده و جهان اسلام و حتی اروپا را تحت الشعاع خود قرار داده است.  دنیای غرب به این نکته اذعان می دارد که آینده جهان از آن اسلام است و اندیشه های اسلامی در حال حاکم شدن بر جریانهای فکری دنیاست. آنان که دم از آزادی می زدند و کشورشان را مهد آزادی می دانستند امروز در برابر اسلام خواهی مردم اروپا به خشم آمده اند و نمادهای اسلام را برنمی تابند و تحصیل زنان را منوط به برداشتن روسری آنان می دانند. اینکه سردمداران آزادی در غرب، مسلمانان را تحت فشار قرار می دهند، برای این است که شاهد صدور اندیشه های امام و انقلاب اسلامی هستند. امروز اندیشه های تابناک امام، زمین را زیر پای مدعیان دروغین آزادی به لرزه در آورده و کاخهای خونپایه آنان را به ویرانه تبدیل کرده است و ان شاءا… بزودی فراگیر خواهد شد. 

سؤال: با توجه به اهمیت جهانی شدن اندیشه های امام خمینی(ره) که حضرت عالی هم در خلال صحبتها به آن اشاره داشتید، بفرمایید آیا سیاست خارجی نظام توانسته در کنار صدور انقلاب به تمدن سازی برای جهان امروز موفقیتی حاصل کند؟
پاسخ:  حتی اگر به آن هدف نهایی نرسیده باشیم، ما تلاش خود را در راه تحقق آرمانهای حضرت امام دنبال کرده ایم. بالاخره یک سلسله ضعف هایی در تحقق آرمانهای امام وجود داشته و نتوانسته ایم آن گونه که امام می خواستند اسلام و انقلاب را در دنیا پیاده کنیم اما آنچه مهم است، این است که انقلاب اسلامی مانند خود اسلام همچون آفتابی فروزان جهان را روشن کرده و به صورت گسترده ای رو به جلو و پیشرفت است و زمینه در جهت جهانی شدن حرکت می کند، حال چه افراد و عناصر در این زمینه تلاش داشته باشند و چه نداشته باشند، انقلاب راه خود را پیدا کرده است و به پیروزی کامل خواهد رسید.
نکته ای که در پایان باید عرض کنم این است که؛ امام خودشان در گام نخست اسلام را در همه ابعاد شناختند و این شناخت مستلزم این است که انسان از بسیاری خواسته های خود دست بشوید، امام این چنین بودند و این روش را در زندگی خود به کار بسته بودند و با سلاح ایمان توانستند چنین تحول عظیمی را به وجود بیاورند، ملت هم با الهام از مکتب اسلام به دفاع از اسلام برخاست و رژیم پهلوی را سرنگون ساخت.
معجزه ای که سلاح ایمان در پیروزی انقلاب اسلامی انجام داد، امروز در مبارزات حزب ا… لبنان نیز باعث پیروزی بر ارتش قدر صهیونیست شد، بنابراین امروز دشمن با تمام وجود تلاش می کند تا این سلاح را از ملت ما بگیرد و جوانان ما را به بیراهه بکشاند. این هشداری است که اگر جامعه ما به انحطاط اخلاقی کشیده شود، خلع سلاح خواهد شد و دشمن به راحتی می تواند بر کشور و ملت ما چیره شود. اگر می خواهیم این افتخار و استقلال سی ساله مان را حفظ کنیم، باید با تمام وجود از این حربه فرهنگی و دینی صیانت کنیم و این هم نیازمند شناخت بیشتر از اسلام است و مصونیت و استقلال این ملت منوط به شناخت خط امام است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.