سازش با ظالم جهنمى، بزرگترین و بارزترین آثار جهنمى است. شماها از آنها نباشید. گفتگوی بنیاد تاریخ پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی – واحد قم – با حجت الاسلام والمسلمین سیدحمید روحانی، در پاسخ به یک تحریف تاریخی
امام خمینی(ره)، محور اصلیِ نهضت و مایه امیدِ همه مبارزان بودند
سؤال: اخیراَ مطلبی در برخی از روزنامه ها وسایتهای خبری (۱) و به دنبال آن در شبکه های مجازی مطرح شده است که طی آن، به نقل از یکی از بستگان و هم‌فکران آقای هاشمی رفسنجانی، موضوعی به امام راحل نسبت داده شده است که مورد شک و شبهه  فراوان از سوی کارشناسان قرار گرفته است . در این نقل قول، از زبان آقای هاشمی چنین نقل شده است که ” سه مرتبه و زمان های که حضرت امام ( ره ) از مبارزه نا امید شده بودند من از تهران تا نجف رفتم تا ایشان را برای ادامه تشویق کنم و موفق هم شدم “
استاد سید حمید روحانی: بسم الله الرحمن الرحیم واقعیت این است که آقای هاشمی رفسنجانی و دارو دسته و بستگان او ورشکسته های سیاسی هستند که خودشان را در معرض سقوط در میان ملت ایران می بینند و مانند غریق که برای نجات خود به هر خار و خسی چنگ میزند ؛ به هر دری می زنند و به تحریف تاریخ می پردازند . آفای هاشمی و دارودسته اورا گمان این بود که اگر برخی از اعضای بیت امام را با خود همدست کنند و یا اگر به نام بانوی معظمه همسر امام ( رضوان … تعالی علیهما ) ادعایی کنند میتوانند آب رفته را به جوی باز آرند و در میان ملت ایران اعتبار از دست رفته خود را باز یابند . لیکن در عمل میبینیم که نه تنها از این عمل طرفی برنبستند بلکه برعکس هرکسی از بیت امام با آقای هاشمی رفسنجانی همراه شد اعتبار خود را در میان مردم از دست داد و با واکنش منفی مردم مواجه شد .در مورد ادعای بالا که شما ار آن پرسیدید باید عرض کنم ؛ اولا آقای هاشمی تا آن پایه ضعیف النفس است که وقتی یک هواپیمای مسافر بری ایران را ناو امریکایی سرنگون کرد ؛ آقای هاشمی تا آن پایه خود را باخت که به پشت تلویزیون آمد و در حالی که بغض گلویش را گرفته بود اظهار کرد پیام آمریکا را در یافت کردم . آیا کسی که از نظر روحی این پایه ضعیف و ناتوان است ؛ میتواند به کسی روحبه بدهد . چه رسد به امام که کوه صبر و مقاومت و پایداری بود و یاس و نومیدی در قاموس ایشان جایی نداشت . ثانیا : باید عرض کنم که آقای هاشمی رفسنجانی از آن روزی که امام وارد نجف شدند تا روزی که از نجف هجرت کردند، او تنها یک بار به نجف آمدن که آن هم در سال ۱۳۵۴ بود. خوداو برای من تعریف کرد که، من به امام عرض کردم من در سال ۵۳ هم به  قصد آمدن به  نجف از ایران بیرون آمدم ولی ویزای عراقی نتوانستم بگیرم و نتوانستم به عراق بیایم و امسال که موفق شدم با هدفی که سال ۵۳ داشتم تفاوت دارد، در سال ۵۳به این قصد از ایران بیرون آمدم که به ، نجف بیایم و از شما در پشتیبانی از سازمان مجاهدین خلق اعلامیه بگیرم و امسال به نجف آمدم تا عرض کنم که شما در مورد سازمان درست می گفتید و درست می فهمیدید و ما اشتباه می‌کردیم که ازآنها حمایت می‌کردیم.(۲)
بنابر این آقای هاشمی رفسنجانی در عمرش فقط یک بار به نجف آمده، آن هم همین سال ۵۴ بوده ؛ آن هم همین چیزهایی بوده که خودش بیان کرده است. سوم اینکه امام مرد عارف و سالکی بودند که مبارزات‌ شان را هیچ گاه روی مسائل مادی و ظاهری دنبال نمی‌کردند تا یک روزی احساس خستگی کنند؛ یا روزی احساس نا امیدی و یأس کنند خود امام در سخنرانی هادر نامه‌ها و مکاتبات محرمانه شان، بارها این نکته را یاد آوری می‌کردند که ما مأمور به تکلیفیم، به این مسأله کار نداریم که پیروز بشویم یا شکست بخوریم، آنچه که برای ما مهم است انجام وظیفه است و اگر در پیشگاه خداوند همین اندازه به عنوان اینکه انجام وظیفه کرده ایم شناخته بشویم برای ما بزرگترین پیروزی است. امام هرگز نه ناامید می‌شدند، نه مأیوس می‌گشتند تا کسانی مانند آقای هاشمی ادعا کنند که به ایشان امید واری داده اند.
سؤال: حضرتعالی به دلیل مصاحبت طولانی با حضرت امام (ره) در قم ، نجف، پاریس، و تهران و به واسطه ارتباط نزدیکی که با ایشان داشته‌اید از معدود کسانی هستید که با روحیات، مبانی فکری، و سیاسی حضرت امام (ره) آشنایی عمیقی دارید با توجه به این پشتوانه معرفتی چرا نمی توان فرض ناامیدی و یأس درمبارزه را برای شخصیتی مثل حضرت امام باور پذیر دانست؟
استاد سید حمید روحانی: نا‌امیدی و یأس مال کسانی است که مادی و دنیایی فکر می‌کنند و دنبال پیروزی ظاهری هستند؛ اما برای شخصیتی مثل حضرت امام(ره) پیروزی و شکست معنا نداشت. بلکه بیشتر و پیشتر از هر چیزی تشخیص تکلیف و عمل به آن برای ایشان اهمیت داشت. اینکه می بینید وقتی در هواپیما دارند به سوی ایران می‌آیند از ایشان سؤال می‌کنند که الآن که به کشورتان می‌روید چه احساسی دارید، می گویند هیچ چیز! برای همین است که یک انسان خدایی اگر در ایران باشد یا خارج از ایران باشد، برای او تفاوت نمی کند چرا که «بعد منزل نبود در سفر روحانی» بنابر این  وقتی که انسان خدایی فکر می‌کند، روی انجام وظیفه کار انجام می‌دهد، او که هیچ وقت مأیوس نمی‌شود.
سؤال: با توجه به تسلط شما  به اسناد تاریخ انقلاب اسلامی، آیا نمونه¬های روشنی را سراغ دارید که حضرت امام ره در مورد یأس برخی از یاران، اظهار نظر فرموده¬ باشند؟
استاد روحانی؛ بله، حضرت امام ره در واقع محور اصلی مبارزه و مایه امید همه مبارزان بودند و در موارد بسیاری به صورت شفاهی و مکتوب، همراهان را به استقامت و پایداری در مبارزه دعوت می¬کردندو از یاس و نومیدیباز می داشتند. در اینجا به چند نمونه از نامه¬نگاری¬های حضرت امام(ره) با شهید سیدمحمدرضا سعیدی ودیگران در این باب، اشاره می¬کنم.
امام در نامه به شهید سعیدی می¬نویسند؛ «… شرحى راجع به اوضاع [داده و] اظهار نگرانى نموده بودید. با آنکه حق با شماست، لکن اگر انسان در این اوضاع و احوال قیام به وظیفه کند و موفق به خدمت شود، نگرانى ندارد. نگرانى آنجاست که به خدمت قیام نکند و از وظیفه- خداى نخواسته- شانه خالى کند. امید است ان شاء اللَّه خداوند تعالى به امثال جنابعالى توفیق عنایت فرماید که در مقابل همه ناراحتیها و ناگواریها محکم بایستید و از پیشامدها- هر چه باشد- مأیوس نشوید. خداوند تعالى با شماست، و با عمل به وظیفه تأیید خواهد فرمود. و برفرض شکست صورى، فتح نهایى با اهل تقوا و عامل به وظیفه است. این ارعاد و ابراق‏  و فتح باب ظلم حاکى از ضعف است: و إِنَّمَا یَحتَاجُ إِلَى الظُّلمِ الضعیفُ‏. جنابعالى در امور جاریه نگران نباشید و ضعف به خودتان راه ندهید. ان شاء اللَّه این امور موقتى است و امَد آن سر خواهد آمد» .(۳)
‏در نامه¬ دیگری، بازهم همین مضامین به نحوی دیگر تکرار می شود؛
«…. شرحى گله از اوضاع فرموده بودید؛ اگر انسان به وظیفه الهیه موفق شود نتیجه حاصل است، چه به نتیجه منظوره برسد یا نه. از امثال جنابعالى صبر و انتظار فرج مطلوب است، و هیچ گاه از فضل الهى مأیوس نباشید. ان شاء اللَّه تعالى فرج نزدیک است. چه بسیار شود که خداوند تعالى به واسطه عنایاتى خاصه که دارد، انسان را مبتلا مى‏کند به امورى که قهراً توجه او را به ذات اقدس خود جلب کند و چه بسا که رحمتها به صورت قهر و غضب جارى مى‏گردد. از خداوند تعالى بخواهید که ما را در راه وصول به مطالب الهیه ثابت نگه دارد و از گرفتاریها که در راه هدف است، قلوب ما را محکمتر فرماید، و از رحمتهاى خاصه خود ما را بى‏بهره نفرماید. «طوبى‏ لِلْمَسْجونینَ وَ الْمَحْرومینَ و العاقبهُ للمتقین فاصْبِر کما صَبَرَ اولو العزم‏ . (۴)
در مورد دیگر آمده است؛
«… آنچه مهم است آن است که انسان با هر منطقى که بتواند خدمت کند و اداى وظیفه نماید که پیش وجدان خود شرمنده نباشد. وصول به مقاصد و عدم آن، بسته به اراده الهیه و به ما تکلیفى نیست. و آنچه مسلّم است این جوله‏ها پایان دارد، و خداوند تعالى حفظ کیان اسلام را خواهد فرمود» . (۵)
در جای دیگر حضرت امام خطاب به شهید سعیدی می¬فرمایند؛
«…..از اوضاع شکایت نموده بودید. آنچه مسلّم است هر روز رو به وخامت است، و با وضع خودمان امیدى نیست مگر به توجه غیبى، ان شاء اللَّه تعالى. لکن ما نباید در اداى وظایف منتظر نتیجه قطعیه باشیم. اگر در محضر مقدس حق تعالى عامل به وظیفه معرفى شویم، همین «نتیجه» است. از خداوند تعالى توفیق عمل به وظیفه را براى کافّه مسلمین و خصوص اهل علم خواستار است. مرقوم شده بود: «مى‏خواستم از مسجد اعراض کنم»؛ موجب تعجب است! انسان در پُستى که مشغول خدمت است، باید با هر ناملایمى پایدار باشد. در نظر دارم که به یکى از آقایان ائمه‏ – در زمان فشار براى تغییر لباس- گفتم: اگر شما را اجبار به تغییر لباس کنند، چه مى‏کنید؟ گفتند: «در منزل مى‏نشینم و بیرون نمى‏آیم». گفتم: اگر من را اجبار کنند و امام جماعت باشم، همان روز با لباس تازه مسجد مى‏روم. باید پستها را نگه داشت و در وقت مقتضى با اعراض دسته جمعى طرف را کوبید. مع الأسف نه آن را داریم و نه این را. از خداوند تعالى توفیق و سعادت جنابعالى را خواستار است». (۶)
امام درنامه دیگری به یکی از اساتید قم چنین نوید می دهند :
… من به شما اطمینان پیروزی می‌دهم، اطمینان غلبه حق بر باطل می‌دهم با احساسات یک ملت نمی‌توان مبارزه کرد لکن مهم امتحان باریتعالی است.
متن کامل این نامه تاریخی امام همراه با دستخط شریفشان در پی می‌آید
بسمه تعالى
۱۷ صفر ۸۷ (۷)
خدمت جناب مستطاب عمادالاعلام و ثقه‏الاسلام آقاى گرامى ـ دامت افاضاته
     مرقوم گرامى واصل، از تفقد جنابعالى متشکر شدم. امید من در پیشگاه مقدس بارى‏تعالى حسن ظن شما دوستان است. حال مزاجى بحمداللّه‏ اکنون خوب است؛ لکن اوضاع ایران خصوصاً و سایر بلاد مسلمین عموماً موجب تأسف است. با برنامۀ حساب‏شده براى کوبیدن اسلام به اسم اسلام پیش مى‏روند و اولیاى امر یا غافلند یا خداى نخواسته بعضى از آنها تغافل مى‏کنند. تأسف در سازش است که از اعمال بعض مؤثرین ظاهر مى‏شود،ولى این امور نباید موجب سستى و سردى آقایان افاضل و طبقۀ جوان شود. خداوند تعالى با شماست و این عربده‏ها ان‏شاءاللّه‏ خفه خواهد شد.
     بسمه تعالى. وَالعَصْرِ* اِنَّ الاِنْسانَ لَفِى خُسْرٍ* اِلاّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَتَواصَوْا بِالحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبرِ. آقایان افاضل در محافل خود تواصى به حق کنند و در راه حق، تواصى به صبر کنند.
     من به شماها اطمینان فیروزى مى‏دهم؛ اطمینان غلبۀ حق بر باطل مى‏دهم. بااحساسات یک ملت نمی‌توان مبارزه کرد؛ لکن مهم، امتحان بارى تعالى است. وَاللّه‏ِ لَتُغَرْبَلنَّ غَرْبَله.
     ماها را در این دیگ بزرگ طبیعت که باطنش جهنم است ریخته، و زیر و بالا مى‏کنند وبه غَلیان می‌آورند تا جهنمى‏ها ممتاز شوند. متوجه باشید خداى نخواسته از جهنمى‏‌ها نشوید. سازش با ظالم جهنمى، بزرگترین و بارزترین آثار جهنمى است. شماها از آنها نباشید. از خداوند تعالى توفیق و تأیید همه آقایان ـ ایّدهم‏‌اللّه‏ تعالى ـ را خواهانم. و السلام علیکم و رحمه‏اللّه‏.
روح‌‏اللّه‏ الموسوى الخمینى
شما مراجعه کنید به نوشته های حضرت امام(ره) چه در صحیفه امام و چه در کتاب نهضت امام خمینی، که بنده تنظیم کرده‌ام، ببینید وقتی گاهی بعضی از یاران ایشان مثل  شهید سعیدی احساس ناامیدی می‌کنند، ایشان تازه به آنها تذکر هم می‌دهد که ما مأموربه وظیفه‌ هستیم «اِنَّ للبیتِ ربّا» خانه صاحبی دارد؛ اسلام خودش صاحبی دارد، ما فقط باید به وظیفه‌مان عمل کنیم. مشخص می شود که این امام بوده که به یاران دلداری می داده نه به عکس. و همانطور که عرض کردم بزرگترین مسأله برای حضرت امام (ره) این بوده که به وظیفه‌شان عمل کنند، وظیفه اصلی ایشان هم دفاع از اسلام بود و طبعا کسی که با چنین روحیه و رویکردی وارد مبارزه شود، از رحمت الهی ناامید نمی‌شود تا نیاز‌مند دلداری باشد.
——————————————————————————-
۱-خبرگزاری بسیج   http://basijnews.ir/fa/news/۸۵۰۷۳۴۲/  پایگاه خبری تحلیلی دولت اعتدال  http://www.dolateetedal.com/news/۵۴۵۷/
۲-این مطلب در کتاب خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی اذعان شده است؛ دوران مبارزه،ج۱،ص ۲۸۰-۲۸۱
۳- صحیفه امام، ج‏۲، ص۷۰؛ نامه‏ به سید محمد رضا سعیدى‏؛ ۲۸ اسفند ۱۳۴۴/ ۲۶ ذى القعده ۱۳۸۵.
۴-صحیفه امام، ج‏۲، ص ۸۶؛ زمان: ۱۹ خرداد ۱۳۴۵/ ۱۹ صفر ۱۳۸۶
۵-صحیفه امام، ج‏۲، ص ۱۷۱؛ ۱۴ اسفند ۱۳۴۶/ ۴ ذى الحجه ۱۳۸۷
۶-صحیفه امام، ج‏۲، ؛ ص : ۲۲۴ ؛ ۲۹ اسفند ۱۳۴۷/ ۱ محرّم ۱۳۸۹.
۷-۶ خرداد ۱۳۴۶.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.