برشی از کتاب نهضت امام خمینی دفتر اول
شاه [در ابتدای دهه چهل] با سپردن تعهد به امریکا براى اجراى طرح تحمیلىِ به اصطلاح «انقلاب سفید» و برعهده گرفتن اجرا و انجام آن و جلب اطمینان هر چه بیشتر اربابان امریکایى به خویش، به ایران بازگشت و براى اجراى آن به زمینهچینى پرداخت و با اطمینان دولت امریکا از فرمانبردارى شاه، على امینى از صحنۀ سیاست کنار گذاشته شد و خواجه حرمسرا (امیر اسداللّه علم) که مورد اطمینان شاه بود به مقام نخستوزیرى منصوب گردید (۲۷ تیر ماه ۱۳۴۱).
در خور نگرش است که مىبینیم در کابینههاى امینى و علَم عناصرى که سابقه گرایش به مارکسیسم داشتند و از سرسپردههاى به صهیونیستها بودند، به کار گرفته شدند. این برنامه تا آن پایه آشکار بود که مردم کوچه و بازار نیز به آن پى برده بودند. ساواک در گزارش خود آورده است:
آقاى محمود گلشن، صاحب مغازه لباسشویى کاوه، در یک صحبت خصوصى اظهار داشته است که کابینۀ این دفعۀ [علم] از کابینه دکتر امینى عناصر تودهاى بیشتر دارد. وى افزود که دکتر باهرى وزیر دادگسترى، عضو کمیته ایالتى فارس و حتى صندوقدار حزب در آن ایالت بوده … آقاى گلشن افزود که مقالات سابق آقاى جهانگیر تفضلى در روزنامه «ایران ما» و به خصوص مقالات «از چپ برانیم» بیشتر از روزنامههاى «رهبر» و «مردم» در افکار عمومى در مورد تبلیغ به نفع حزب منحله واقع شد … سپس اضافه نمود آقاى رسول پرویزى (پرویز رسولى) معاون آقاى نخست وزیر جزء اعضاى هیأت تحریریه روزنامه مردم بود…
شاید انگیزه به کارگیرى عناصرى که سابقه وابستگى به مارکسیستها داشتند و از مهرههاى رژیم صهیونیستى به شمار مىآمدند در کابینههاى امینى و علم، این بود که این دو کابینه در واقع کابینه جنگ بر ضد اسلام به شمار مىآمد. این دولتها طبق نقشه امریکا بر آن بودند که در راه از رسمیت انداختن اسلام و حاکمیت یک نظام لاییک مانند ترکیه گام بردارند؛ از این رو، چهرههایى را در کابینه شرکت مىدادند که گرایش مذهبى نداشته باشند، بلکه ضد مذهب باشند و به علت گرایش به صهیونیستها، با انگیزه بیشترى در راه پیاده کردن توطئه اسلامزدایى تلاش کنند؛ از این رو، مىبینیم که چهرههایى مانند حسن ارسنجانى و جهانگیر تفضلى[1] در هر دو کابینه حضورى فعال داشتند.
پینوشت:
[1] جهانگير تفضلى، مدتى به عضويت «جمعيت آزادى» و «جمعيت هواداران صلح» كه هر دو وابسته به حزب توده بودند درآمد. با فرقه دموكرات آذربايجان همكارى داشت. ديرى نپاييد كه در خدمت صهيونيستها قرار گرفت. در روزنامهاى كه به نام «ايران ما» منتشر مىكرد، از رژيم صهيونيستى ستايش فراوانى كرد. پس از يكى از سفرهايى كه به فلسطين اشغالى داشت به برادرش به نام تقى تفضلى نامه نوشت و از او خواست كه با نماينده رژيم صهيونيستى در ايران به نام «عرزى» همكارى كند. جهانگير تفضلى از ملاكين «گيسور» گناباد بود.نهضت امام خمینی، ج1، صص 160-158.








