برشی از دفتر دوم نهضت امام خمینی
[در جریان جنگ شش مسلمین علیه اسرائیل] رژيم شاه به منظور جانبدارى از منافع صهيونيسم و اشغالگران فلسطين با تمام نيرو با حركتهاى مردمى به سود اعراب و بر ضدصهيونيسم به رويارويى و برابرى برخاست، هر اعلاميهاى را كه از طرف مقامات روحانى در پشتيبانى از رزمندگان عرب و عليه اشغالگران فلسطين صادر مىشد جمعآورى مىكرد و توزيعكنندگان آن و در مواردى حتى صادركنندگان آن را بازداشت مىكرد، گويندگان روحانى را بهشدت زير فشار قرار مىداد كه در منابر بر ضدصهيونيسم سخنى نگويند و هر روحانى و واعظى را كه در منابر در پشتيبانى از برادران عرب و عليه صهيونيسم سخنى به زبان مىآورد، بىدرنگ به زندان و تبعيد روانه مىساخت؛ حتى در موردى ساواک محل، كه از تبعيد گويندهاى كه بر منبر بر ضد صهيونيسم سخن گفته بود، خوددارى كرده و تنها به اخطار و به اصطلاح خود «تذكر» نسبت به او بسنده كرده بود، مورد واكنش منفى و اعتراضآميز رئيس سازمان امنيت كل كشور، تيمسار نصيرى قرار مىگرفت كه «تذكر معنى ندارد بايد تبعيد شود». تنها به جرم آنكه آن روحانى در سخنرانى خود گفته بوده: «ما بايد از اعراب مسلمان جانبدارى كنيم تا اسرائيل از بين برود.»تيمسار نصيرى در رويارويى با مبارزات ملت ايران بر ضدصهيونيسم تا آنجا گستاخى به خرج داد كه به مرحوم آقاى ميلانى به خاطر آنكه عليه اشغالگران فلسطين اعلاميه داده بود، پيام داد:
«كه اين عمل كاملاً به زيانش تمام شده است كه در فرصت مناسب تلافى خواهد شد» و سيدمهدى گلپايگانى فرزند آقاى گلپايگانى را به خاطر آنكه اعلاميه او عليه صهيونيسم را فتوكپى كرده بود، رسماً تهديد كرد و به ساواک قم درباره او چنين دستور داد: «به پسر گلپايگانى بگوييد اگر مىخواهيد شما را تبعيد كنيم، به همكارى خود ادامه دهيد». يكى از علماى خرمآباد به نام آقاى جزايرى را با تهديد و ارعاب از صدور اعلاميه بر ضدصهيونيسم بازداشت. هفت نفر از
اهالى سنندج كردستان را به جرم فعاليتهاى ضدصهيونيستى به سه ماه تبعيد در گلپايگان محكوم كرد. روزنامه «نداى حق» را به خاطر آنكه مقالهاى بر ضد اشغالگران فلسطين درج كرده بود، توقيف كرد.
ساواک چنانكه آورده شد، تظاهرات مردم مسلمان ايران عليه صهيونيسم را بهشدت سركوب كرد و حتى از جمعآورى اعانههاى مردم براى جنگزدگان آواره عرب جلوگيرى به عمل آورد و دستور داد حسابى را كه آقاى نجفى براى اين منظور باز كرده است ببندند! اما در برابر، دست صهيونيستهاى ايرانى را در جمعآورى اعانه و برگزارى مجالس جشن و شادى در كنيسهها بازگذاشت و اجازه داد كه يكى از صهيونيستها به نام حبيب القانيان به تنهايى مبلغ سى ميليون ريال براى اشغالگران فلسطين بفرستد؛ و ديگر صهيونيستهاى ايرانى نيز با فرستادن بودجههاى كلانى از ثروت و دسترنج ملت زحمتكش ايران براى اشغالگران فلسطين به ايران و انسانهاى آواره خيانت كنند.
در يكى از گزارشهاى سرّى مقامات ايرانى درباره ارسال اعانه براى اشغالگران فلسطين از جانب عوامل آنان در ايران چنين آمده است:
جمعآورى اعانه به منظور كمك به اسرائيل
… وزارت كشور به استناد گزارش سرپرستى شهربانىهاى اصفهان اعلام داشته بود كه در حدود هفتاد نفر از كليميان گلپايگان مبلغى در حدود پانصد هزار ريال به عنوان كمک به اسرائيل جمعآورى و بهوسيله آژانس يهود به اسرائيل ارسال داشتهاند.
جريان امر از طريق بخش 316 به ساواک اصفهان منعكس و نتيجه تحقيقات را خواستار شدهاند. ساواک مزبور مستند به گزارش شهربانى گلپايگان موضوع را تأييد و اعلام نموده كه مبلغ مورد بحث وسيله يوسف شالوم نماينده كليمىهاى مقيم آن شهرستان از ساير كليميان جمعآورى و وسيله آژانس يهود به اسرائيل ارسال گرديده است…..

رژيم شاه به منظور اغفال و فريب ملت مسلمان ايران آقاى سيدكاظم شريعتمدارى را واداشت كه به اسم كمک به اعراب، شماره حسابى در بانک باز كند و اعلاميهاى در اين زمينه صادر كند.
گزارش ساواک در اين مورد چنين است:
به فرموده، جمعآورى پول براى اعراب بخصوص اردن از طرف آيتاللّه شريعتمدارى مانعى ندارد. دستور فرماييد در صورتى كه اشخاص موردنظر در صدد تهيه و توزيع اعلاميه ديگرى غير از اعلاميه مربوط به شريعتمدارى مىباشند مراتب را با تعيين نتيجه اقدامات معموله اعلام دارند.
از طرف مقدم
اعلاميه آقاى شريعتمدارى در اين باره چنين است:
بسمه تعالى
من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم به حكم اين حديث شريف و روايات مشابه ديگر در هنگام گرفتارى و درماندگى مسلمانها، بر هر فرد مسلمان لازم است که در رفع گرفتارى يا لااقل تسكين و تخفيف آلام آنها اهميت بدهند و حداكثر سعى و كوشش را به عمل آورند و اگر اقدامى نكنند در جزو مسلمانها نخواهند بود. در اين موقع كه برادران اسلامى ما در كشورهاى عربى مورد تعدى و تجاوز و قتل و غارت كفر قرار گرفته و قسمتى از سرزمينهاى آنها اشغال و عده زيادى در رنج و زحمت به سر مىبرند و عالم اسلامى در اضطراب و مسلمانها عموماً متألم و جريحهدارند، لازم است كه افراد جامعههاى اسلامى جهان بالاخص در مملكت ايران در نصرت و يارى و همراهى برادران ستمديدهشان
اقدامات مؤثرى نموده، كوتاهى ننمايند و بدين منظور حسابهايى در بانك ذيلاً معين شده است كه هركس متناسب با قدرت و امكانات خود از مساعدت و كمك مالى دريغ ننمايند و هر مقدارى كه بتوانند به آن حساب كارسازى نمايند؛ البته وجوه جمعآورى شده به وسيله مطمئنى به برادران دينى ما در آن منطقهها خواهد رسيد.
مقتضى است كه حضرات علماى عظام و مراجع انام و وعاظ محترم، مؤمنين و اهالى محترم ايران را به وظيفه شرعى و اخلاقى خود آگاه و متنبه سازند و در تأييد و تشويق اعانات مالى كوتاهى نفرمايند كه انشاءاللّه تعالى وجوه معتد به جمعآورى شود، شايد اين اقدام خداپسندانه در اظهار همدردى و همبستگى مسلمانها و تخفيف آلام مصدومين و
مجروحين و بلاديدهها نافع و مؤثر باشد.
از خداوند متعال مسألت مىنماييم كه زمينهاى اشغالشده مسلمانها را از تصرف متجاوزين مستخلص فرموده و اسلام و مسلمانها را مظفر و منصور فرمايد.
ايران ـ قم ـ سيدكاظم شريعتمدارى
شماره حساب 33 بانك صادرات، شعبه قم
شماره حساب 2750 بانك ملى، شعبه قم
آقاى شريعتمدارى در اين بيانيه فرمايشى به پيروى از سياست شاهانه نه از فلسطين اشغالى اسمى به ميان آورد و نه از صهيونيسم جنايتپيشه ابراز تنفر و انزجار كرد و نه مسئوليت سنگين ملت مسلمان ايران را جهت آزادى سرزمين اسلامى فلسطين يادآور شد.
آقاى شريعتمدارى در دنبالهروى از سياست شاه ـ امريكا به همين حد بسنده نكرد، بلكه طى ديدارى با هيأتى كه از كشورهاى عربى به منظور واداشتن رژيم شاه به پشتيبانى از اعراب در جريان فلسطين به ايران آمده بودند، رسماً از موضع صهيونيستى شاه در مورد فلسطين حمايت كرد، پشتيبانى نمايشى رژيم شاه و همپيمانان او در سنتو را درباره جنگ اعراب و صهيونيسم مورد ستايش قرار داد، او به كارگيرى حربه نفت عليه ابرقدرتهاى پشتيبان صهيونيسم از طرف كشورهاى نفتخيز عرب را نكوهش كرد و شكست اعراب در جنگ سال 1346 را تنها به گردن دولتهاى عرب انداخت و دولتهاى خائن كشورهاى اسلامى غير عرب را تبرئه كرد. او تنها بازپسگيرى سرزمينهاى اشغالى اعراب در جنگ 6 روزه را خواستار شد و از اظهارنظر در مورد فلسطين طفره رفت و مذاكره مستقيم با صهيونيسم را به طور ضمنى مورد تأييد قرار داد، جريان فلسطين را به عربها مربوط دانست و وظايف ملت اسلام را در برابر آن ناديده گرفت، ادعاى دروغين رژيم شاه را مبنى بر اينكه جمال عبدالناصر قصد تسخير استان خوزستان را در سر دارد، نشخوار كرد، از پادشاه ياغى و فرارى يمن شمالى (امام البدر) كه رژيم او توسط مردم آن كشور واژگون و خود او به رژيم سعودى پناهنده شده بود، به طور ضمنى پشتيبانى به عمل آورد و جمال عبدالناصر را به خاطر آنكه در برابر توطئه رژيم سعودى و شاه فرارى يمن به رويارويى برخاسته و نيرو به آن كشور گسيل داشته بود، شديداً به باد انتقاد گرفت، از «اتحاد اسلامى» ساختگى و نمايشى كه مورد پذيرش و حمايت امپرياليستهاى امريكا و انگليس بود و رژيمهاى
ايران و سعودى ساليان درازى براى پياده كردن آن تلاش مىكردند، رسماً جانبدارى كرد، از پيوند ننگين رژيم شاه با اشغالگران فلسطين به طور ضمنى دفاع كرد و آن را ناچيز جلوه داد،
مبارزه با رژيمهاى دستنشانده و خائن كشورهاى اسلامى و تشكيل حكومت اسلامى را مردود شمرد و حتى همكارى با اين رژيمها را پيشنهاد داد! و به گونهاى سخن گفت كه انگار دولت و ملت ايران از وحدت و انسجام كامل برخوردارند و سياست واحدى را دنبال مىكنند!!
به بخشهايى از آن گفتگوها توجه كنيد:
ساعت 23 روز 46.5.9 هيأت هفت نفرى عراقى به اسامى استاد عبدالغنى شنداللّه، شيخ عبدالعزيز البدوى، شيخ عدنان البكاء، السيد داوودالعطاء، سيدمحمد الاموى، استاد صالح عبداللّه و دكتر صالح السامرايى به قم وارد و در هتل بهار مستقر گرديدند….
اين هيأت ساعت نُه و پانزده دقيقه به اتفاق آقاى صعودى به بيرونى منزل آقاى شريعتمدارى عزيمت و پس از ده دقيقه آقاى شريعتمدارى به بيرونى وارد و پس از خيرمقدم و مراسم معرفى، ابتدا شيخ عدنان البكاء ضمن معرفى هيأت، منظور اصلى از مسافرت هيأت را به زبان عربى براى آقاى شريعتمدارى تشريح نمود و اضافه كرد عزيمت
اين هيأت عراقى از طرف ملت عرب به ايران براى دو منظور بوده: اول اينكه يك هيأت اسلامى مىباشد و براى تشريح اوضاع عمومى فلسطين در بين برادران مسلمان آمده؛ دوم آنكه ما به ممالک اسلامى عزيمت مىنماييم تا روحيه ملل مسلمان را درباره فلسطين و جنگ اعراب به دست آورده و ببينيم براى حصول به نتيجه چه روشى بايستى اتخاذ گردد.
آقاى شريعتمدارى در پاسخ ايشان اظهار داشت: به نظر من شكست اعراب را بايد متوجه دول عربى دانست؛ زيرا در حال حاضر هيچيک از دول عربى با هم اتحاد ندارند و به قوانين مقدس اسلام توجه نداشته و عموم اعمالشان برخلاف خواستههاى شرع اسلام مىباشد، از جمله دولت مصر را در نظر مىگيريم، اين دولت از يک طرف با دشمن مشترک
اعراب يعنى اسرائيل مىجنگد، از طرف ديگر برادران مسلمان يمنى را نابود مىكند و به عوض اينكه قدرت خود را صرف نابودى اسرائيل بنمايند براى انجام مقاصد شخصىِ جمال عبدالناصر برنامه از بين بردن برادران مسلمان را پيش كشيده و از هيچ اقدامى فروگذار نيست و اين امر براى ما مسلمانان ايران لاينحل مىباشد[1]… شما خود مىدانيد كه ايران در اين جنگ اخير كمکهای لازمه را چه از نظر مادى و چه از نظر معنوى نسبت به برادران عرب به عمل آورد و چه در سازمان ملل و چه در فرمايشات شاهنشاه ملت و دولت ايران، صميمانه از اعراب پشتيبانى كردند و نيز مىدانيد كه شب گذشته سران سه كشور ايران، تركيه، پاكستان در قطعنامه خود دولت اسرائيل را شديداً نكوهش كرده، خواستار تخليه هرچه زودتر مناطق اشغالى از طرف اسرائيل شدهاند، پس اين چه بىمهرى و بىلطفى و نسبت عارى از حقيقتى است كه به ايرانيان روا مىدارند، ملت و دولت ايران هميشه پشتيبان برادران عرب خواهد بود. ما هيچ فرقى بين خود و برادران عرب كه سنّى مذهب مىباشند قائل نيستيم….
شما كه نماينده دولت عراق و ملت عرب مىباشيد بايد اين نكته را در نظر بگيريد كه موضوع وحدت اسلام است نه وحدت اعراب. ملت عرب مفهومى ندارد، همه ملت عرب روى هم صد ميليون نفر بيشتر نيستند ولى مىدانيد تعداد مسلمين جهان در حدود ششصد و پنجاه ميليون نفر مىباشد و بايد كارى كرد كه وحدت كليه مسلمين را عملى ساخت و از اين قدرت متشكله به نفع خود و براى از بين بردن دشمن مشترک استفاده نمود.
در اين موقع شيخ عبدالعزيز بدرى مطالبى به زبان عربى به شرح زير ايراد نمود:
براى ما ثابت شده كه حكومت ايران اسرائيل را تأييد نموده و آن دولت را به رسميت شناخته و در رشتههاى مختلف با اسرائيل ارتباط تجارى دارد و نفت اسرائيل را ايران تأمين مىكند. چرا شما در اين مورد اقدامى نمىكنيد؟ چرا امر نمىكنيد كه ايران با دولت اسرائيل قطع رابطه كند، حكومت يک كشور تابع اوامر حاكم شرع مىباشد و وظيفه شماست كه تجارت و معامله با اسرائيل را تحريم كنيد.
آقاى شريعتمدارى در پاسخ گفت:
اولاً دولت تركيه و روسيه اسرائيل را به طور كامل به رسميت شناخته، در صورتى كه دولت ايران اسرائيل را به طور كامل به رسميت نشناخته و عملاً مىبينيم كه در حال حاضر اعراب ايران را دشمن خود مىدانند و نسبتهاى ناروايى به ايران مىدهند، در صورتى كه همان دولت روسيه را حامى و پشتيبان خود مىدانند[2] ما در اين مورد اقداماتى به عمل
آورديم و من هم قبلاً اقداماتى كردهام و حتى اعلاميهاى هم صادر نمودهام كه به زبان عربى تهیه شده و دو نسخه آن را به شما خواهم داد… از طرف علما از جمله خود من در بانک حسابهايى براى كمک به برادران عرب افتتاح شده گرچه ميزان آن قابل توجه نيست، ولى مرهمى براى درد برادران مسلمان مىباشد. عده زيادى از مردم به من مراجعه كردهاند كه معامله و تجارت با اسرائيل و يهوديان را تحريم نموده و آنان را در محاصره اقتصادى قرار دهم، من به اين پيشنهاد پاسخ حادى ندادم كه باعث تزلزل حيثيت اسلام گردد، فقط به آنان يادآور شدم: طرفى كه باعث تقويت بنيه مالى دشمن مشتركمان اسرائيل و يهوديان گردد حرام است و من در سالهاى قبل نيز اعلاميههايى بر عليه فعاليتهاى اسرائيل دادهام، ولى متوجه بودم كه در ايران تعداد زيادى يهودى وجود دارد و قطع رابطه مسلمانان با آنها مسلماً به ضرر خود مسلمين خواهد بود، زيرا اغلب يهودىها تاجر بوده و بنيه مالى آنها خوب؛ و بيم آن داشتم سفتههاى مسلمانان واخواست شده، دچار ورشكستگى گردند!!!
در اين موقع داوودالعطاء از آقاى شريعتمدارى نظر قطعى وى و راه حل مسأله فلسطين را جويا شد. مشارٌاليه پاسخ داد: براى اين موضوع سه راه وجود دارد، اول راه جنگ و زور، دوم راه وارد شدن از طريق سياسى كه من در اين دو مورد اطلاعاتى ندارم و ارتباطى هم به من ندارد، ولى سوم وارد شدن از راه صحيح مىباشد، قبلاً قبل از آغاز جنگ، ناصر اظهار نمود كه ما اسرائيل را نابود خواهيم كرد، ملت اسرائيل را به دريا خواهيم ريخت و شهرهاى آن را ويران خواهيم نمود[3] و در بين ملل، عملاً خود را متجاوز قلمداد نمود[4] در صورتى كه پس از شكست، خلاف قضيه ثابت شد و آبرو و حيثيت مسلمانان را بر باد داد.
من از شما دو سؤال دارم: اول اينكه مىخواهم بدانم آيا جريان بمباران مصر و اردن وسيله هواپيماهاى انگليسى و امريكايى صحت دارد يا خير، آقاى داوود العطاء پاسخ داد كه اين شايعه كذب محض است و زمامداران عرب براى خلاف جلوه دادن حقيقت و تبرئه خود اين شايعات را به وجود آوردهاند و علل شكست را پيشدستى اسرائيل قلمداد نمودهاند در صورتى كه ضعف از خود دستگاه رهبرى اعراب مىباشد.
آقاى شريعتمدارى ضمن سؤال دوم خود گفت: دول عربى صدور نفت را به امريكا و انگليس و ساير ممالكى كه در جنگ به اسرائيل كمك نمودهاند ممنوع كردهاند، من از شما مىپرسم آيا اين ملل خواهند توانست به اين وضع ادامه و يا خريدارهاى تازهاى غير از ممالک مزبور به دست آورند؟! آيا اين ملل كه افرادش به نان شب محتاجند، مىتوانند در
مقابل قدرتهاى خارجى مقاومت نمايند؟ شما حساب كنيد با قطع جريان نفت به اين ممالک، اقتصاد آنها از بين خواهد رفت؟ و يا ضايعات جبرانناپذيرى برايشان به بار خواهد آورد؟ آيا ممالک خريدار نفت اين كمبود را از محلهاى ديگر تأمين نخواهند كرد؟ آيا پس از مدتى ممالک صادركننده نفت با التماس از دول مزبور نخواهند خواست كه مجدداً نفت خود را كه تنها منبع درآمد كشورشان به شمار مىرود به آنها تحويل نمايند؟ آيا با اين وضع آبرو و حيثيت مسلمين بخصوص اعراب از بين نخواهد رفت و شكست نخواهند خورد؟! (اعضاى هيأت سكوت كرده، اظهارات شريعتمدارى را تأييد نمودند).
مجدداً يكى از اعضا نظر آقاى شريعتمدارى را راجع به قضيه فلسطين استفسار كرد؛ وى در پاسخ گفت: همانطورى كه قبلاً نيز متذكر شدم راه اول و قدم اول، پس گرفتن قسمتهاى از دست رفته است[5] و بعد بايد براى بقيه فلسطين فكر نمود… آيا بهتر نيست عبدالناصر و دولت مصر به جاى اينكه چشم طمع به استان خوزستان ايران بدوزد و بخواهد
قسمتى از خاک ايران را اشغال نمايد كه اين كار را نمىتواند انجام دهد؛ زيرا در ايران افراد وطنپرست بيشمارند، دست دوستى به طرف ايران دراز كند و ملت ايران را طرفدار خود سازد؟ … در اين موقع عبدالغنى شنداللّه، رئيس هيأت مزبور مطالبى به زبان عربى ايراد كرد و ضمن آن گفت: ما به زمامداران و حكومتهاى خود اعتماد نداريم و آنها را دشمن سرسخت خود مىدانيم … و به نظر من بهتر است آقايان علما موافقت نمايند و با هم تماس بگيرند و ترتيبى بدهند كه حكومتهاى فاسد را سرنگون سازند و اساساً در ممالك اسلامى حکومت اسلامى به وجود آورند تا از حقوق مسلمين در مقابل دشمنان دفاع نمايند.
شريعتمدارى در پاسخ گفت: در اينكه بعضى از زمامداران با قوانين اسلام مخالفند شكى نيست، ولى شما آيا چنين قدرتى را در خود احساس مىكنيد؟ آيا مىتوانيد پس از ساقط کردن حكومت فاسد يک حكومت مورد دلخواه خود به وجود بياوريد؟ آيا پس از خاتمه اين کار مجدداً زمامدارى بدتر از اولّى بر شما مسلط نخواهد شد؟ و شما را بيش از پيش ناراحت نخواهد كرد؟ (اعضاى هيأت اظهارات او را تأييد نمودند)! آقاى شريعتمدارى اضافه كرد: به نظر من بهتر است شما در ممالک خودتان افراد باتقوا و وارد به امور دين تربيت كرده و آنها را در دستگاه دولتى وارد سازيد تا ان شاءاللّه در آتيه نتيجه خوبى عايد گردد.[6]
ساعت 10/12 دقيقه هنگام خداحافظى، از آقاى شريعتمدارى خواستند چنان كه وى مايل باشد در نماز ظهر به او اقتدا كنند، ولى آقاى شريعتمدارى گفت: امروز نماز تعطيل است و اعضاى هيأت از اين پاسخ متعجب شده و ناراحت گرديدند. هيأت مزبور از منزل شريعتمدارى مستقيماً به هتل بهار رفته و ناهار را در آنجا صرف نمودند. در بين راه
السيدداوودالعطاء به مأمور نفوذى اظهار كرد: ما قبلاً به چند كشور اسلامى از جمله اندونزى و پاكستان و افغانستان عزيمت نموديم و در آن كشورها مسئولين امر نهايت همكارى را با ما به عمل آوردند و دستگاههاى تبليغاتى از جمله راديو و تلويزيون و جرايد در اختيار ما قرار دادند و خواستههاى ما بدون كم و كاست به گوش ملت رسيد، همچنين به ما اجازه دادند كه در مساجد بين مردم تبليغ نماييم، ولى هنگامى كه وارد فرودگاه مهرآباد شديم فقط يک نفر خبرنگار با ما مصاحبه به عمل آورد و از وى خواستيم كه منظور و هدف ما را در روزنامه درج نماید و علت اصلى از مسافرت اين هيأت را براى خوانندگان تشريح كند؛ لكن فرداى آن روز كه ما روزنامه را مطالعه نموديم ديديم حتى يك كلمه از خواستههاى ما را در روزنامهها ننوشته و عكس قضيه را درج كرده و نوشته است: هيأت مزبور براى قدردانى از دولت ايران و دعا به جان شاهنشاه به ايران آمده است و اضافه كرد: ما براى شاهنشاه دعا مىكنيم و حتى در تمام ممالک اسلامى كه عزيمت كرديم از آنها خواستيم كه مثل ايران به اعراب بىخانمان کمک نمايند، ولى متأسفانه در ايران حتى گوشهاى از گفتههاى ما را ننوشته بودند و با اينكه مصمم بوديم شش روز در ايران اقامت نماييم؛ لكن رفقايم تصميم گرفتند كه بلافاصله ايران را ترک گويند كه من مانع اين كار شدم.[7]
نهضت امام خمینی، دفتر دوم، صص360-352
پاورقی:
- آقاى شريعتمدارى نظريه شاه و ساواک را به اسم مسلمانان ايران بيان كرده است.
- «… در 1960 موقعى كه شاه ايران اسرائيل را به رسميت شناخت و آن را اعلام كرد، ما روابط سياسىمان را با ايران
قطع كرديم، بعضى مىپرسند چرا ما روابط سياسى خود را با كشورهاى ديگرى كه آنها نيز اسرائيل را به رسميت
شناختهاند قطع نكردهايم. ما به خاطر اين روابط سياسى خود را با ايران قطع كرديم كه اين كشور مذهب را وسيله يک نوع تجارت قرار داده است، اين كشور سياست پر مكر و فريبى را زير سرپوش اسلام اعمال مىكند…». جمال عبدالناصر، تابستان 1345
- اين شايعه را دستگاه دروغپراكنى صهيونيسم عليه جمال عبدالناصر بر سر دست و زبان انداخت و البته آقاى
شريعتمدارى بايد آن را باور و تكرار مىكرد. - از ديدگاه آقاى شريعتمدارى اقدام براى آزادى فلسطين، تجاوز به شمار مىآيد!
- منظور سرزمينهاى كشورهاى عربى است كه در سال 1346 به تصرف اشغالگران فلسطين درآمد و آقاى
شريعتمدارى به پيروى از سياست شاه و ساواک، تخليه آن را از صهيونيسم مىخواهد و با اينكه دوبار راجع به
سرزمين فلسطين از او نظرخواهى مىشود، از پاسخ صريح طفره مىرود، چون شاه اسرائيل را به رسميت شناخته بود. - همچنان كه آقاى شريعتمدارى آقايان سناتور: بهادران، پزشكپور و بنىاحمد را «در دستگاه دولتى وارد ساخت و
نتيجه خوبى عايد او گرديد». - بولتن ساواک؛ سندهاى شماره 37 ـ 45.








