آیا مؤسس حزب مؤتلفه اسلامی امام بوده است؟ (۱۳۸۶/٧/٦)
در نشريه «شما» ارگان حزب مؤتلفه اسلامی ديدم كه ادعا شده است كه مؤسس اين حزب امام بوده است، آيا اين ادعا مقرون به صحت است؟!
همان گونه كه در هفتهنامه «شما» شماره ۴۵۲ توضيح داده شده است، امام همه كساني را كه در چارچوب احكام اسلامي فعاليتهاي سياسي داشتند، به اتحاد و انسجام فرا ميخواندند و آنان را به وحدت كلمه دعوت ميكردند. در نجف اشرف نيز بارها اتفاق افتاد كه امام برادران روحاني را كه در خدمتشان فعاليت داشتند و به سهم خود مبارزات ملت ايران را تداوم و استواري ميبخشيدند، دستهجمعي به حضور فراميخواندند و به اتحاد و انسجام دعوت ميكردند و هدف امام از وحدت و يكپارچگي تشكيل حزب و حزببازي نبود بلكه همگامي، هماهنگي، تبادل نظر، همفكري و نوعي تعامل و تعاون بود و اين از برنامههاي استراتژيك امام بود. امام به درستي ميدانستند كه در سايه اتحاد ملت ميتوان بر خصم چيره شد و ديديم كه با گرد آمدن عموم ملت در زير پرچم توحيد، انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد و امام تا واپسين لحظههاي زندگي خويش همگان را به وحدت كلمه توصيه ميكردند و اگر در اين ميان كساني طبق سفارش امام به اتحاد و انسجام به تشكيل حزب و گروه دست زدهاند، نبايد امام را مؤسس آن حزب و جمعيت معرفي كنند. در نجف شماري از طلاب و روحانيان دور هم جمع شدند و با عنوان «روحانيت مبارز خارج كشور» مبارزات را دنبال كردند، عدهاي نيز زير عنوان «روحانيان مبارز، گروه ۱۵ خرداد» نهضت امام و مبارزات ملت ايران را پي گرفتند، در صورتي كه اين دو گروه هيچ كدامشان اين ادعا را ندارند كه امام مؤسس گروه آنان بوده است. اين درست نيست كه اگر امام روزي جمعي را به اتحاد و ائتلاف فراخواندند و آنها رفتند حزبي تشكيل دادند، امام را «مؤسس» آن بنمايانند. اگر امام مؤسس حزب مؤتلفه اسلامي بودند، چرا دست كم پس از پيروزي انقلاب اسلامي پيامي براي حزبي كه بنيانگذاري! كرده بودند نفرستادند و عموم مردم را به پيوستن به آن فرانخواندند؟!!
اگر امام بنابر درخواست جمعيت مؤتلفه، بزرگاني را به نظارت بر امور ديني و سياسي جمعيت مكلف كردند، نه به معني تأييد اين جمعيت به عنوان يك حزب ميباشد، بلكه رسالت اسلامي ايشان اقتضا داشت كه به درخواست همه كساني كه از ايشان در راه هدايت و راهنمايي خود و همراهان خويش مدد ميجويند توجه كنند و در هدايت آنان بكوشند. امام بزرگاني را بنا به درخواست سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به عنوان نماينده خويش در آن سازمان تعيين كردند در صورتي كه مسلما نه آن سازمان مورد تأييد ايشان بود و نه امام مؤسس آن بودند.
اين روزها متأسفانه باب شده است كه هر كسي طبق اميال خود به امام امت نسبتهايي ميدهند كه تاريخ را خدشهدار ميكند مانند اينكه «ما بوديم به امام گفتيم عيد نوروز سال ۴۲ را عزا اعلام كند»! «ما بوديم به امام پيشنهاد داديم كه پس از يورش كماندوهاي شاه به مدرسه فيضيه، شخص شاه را مورد حمله قرار دهد»!! «ما بوديم به امام پيشنهاد داديم عازم فرانسه شود»! و ما بوديم.. و… چيزي نمانده است ادعا شود كه ما بوديم اعلاميهها را مينوشتيم و امام امضا ميكرد!! ما بوديم پيشنويس سخنراني را تهيه ميكرديم و به امام ميداديم و امام آن را حفظ ميكرد و بالاي منبر ميخواند!!