علیرضا سلطانشاهی
وقتی به یك ایرانی در خارج از كشور برمیخوریم كه به جایگاه ویژه مالی، ثروت، سیاست یا علم رسیده است، بسیار كنجكاو میشویم كه او كیست یا چه سرگذشتی داشته است. وقتی كه این فرد به تمام قلههای ثروت، سیاست و حتی علم توأمان رسیده باشد، كنجكاوی ما برای شناخت او بیشتر میشود. اینكه او به مقامی رسیده است كه افراد كمی از آن كشور هم به ندرت به آن مقام میرسند شناخت این فرد را تا حدی برای ما واجب میكند.
در این مقال برآنیم تا به معرفی فردی بپردازیم كه در كشور انگلیس به دلیل موفقیتهای مهم تجاری، صنعتی و خدمت به اقتصاد آن دیار به افتخارات و مدالهای زیادی همچون عضویت در مجلس اعیان به عنوان یك لرد نایل آمده و از لحاظ علمی به درجهای از اهمیت و توجه رسیده است كه نامش بر سر در مهمترین دانشگاه بازرگانی انگلیس و چه بسا دنیا نقش بسته است.
بخش مهمی از این معرفی از طریق كتابی است كه خود به نگارش درآورده و بخش دیگر از طریق رمزگشایی از متون و نوشتههای دیگران است كه تازه شروع شده و تا سالها باید ادامه یابد؛ چون نه تنها او برای اولینبار، بسیاری از مطالب را در كتابش فاش نموده، بلكه باید رد پای اقدامات او را در سایر عرصههای مالی، سیاسی و حتی علمی جستوجو كنیم. یعنی آنچه در كتاب خاطرات مطرح كرده است، بخشی از سرگذشت پر رمز و راز و پرتلاطم اوست كه انگلیس، ایران و حتی اسرائیل را متأثر كرده است و تعمداً بسیاری از مطالب را نگفته و چون در واپسین سالهای عمر به سر میبرد، بعید است كه مطلب جدیدی از این سرگذشت را برملا سازد. حال میپردازیم به این خاطرات.








