گفتوگو با دکتر سیدحمید روحانی درباره نقش روحانیت در قیامهای مردمی ایران
وظیفه پیامبران این است که انسانها را از گمراهی نجات دهند و به راه راست هدایت کنند. بنابراین علمای دینی نیز از آغاز اسلام همواره این وظیفه را بر عهده داشتهاند؛ آگاه کردن اذهان مردم، افشای مفاسد، مقابله با استبداد و استعمار.
وقتی زندگی فقها و علمای شیعه را مطالعه میکنیم میبینیم که در دورههایی، فقها و عالمان دینی تنها به تدریس و تربیت شاگرد بسنده نکردهاند، بلکه در متن جامعه حضور داشته و در برابر ظلم و انحراف ایستادهاند. یک دوره، دوره حاکمیت بنیامیه و بنیعباس بود که فقهای شیعه تحت فشار قرار داشتند، اما حتی در آن شرایط هم بسیاری از آنان سکوت نکردند.
اولین کتاب «لمعه» که یکی از متون مهم فقهی حوزههای علمیه است، شرح «لمعه» را شهید ثانی در شرایطی نوشت که تحت تعقیب حکومت وقت بود. این نشان میدهد که فقها حتی در سختترین شرایط نیز مسئولیت اجتماعی خود را فراموش نکردهاند.
در دورههای بعد، با تغییر شرایط، نقش فقها و علما پررنگتر شد. در دوره قاجار، علما نقش مهمی در مقابله با استبداد و نفوذ بیگانگان داشتند. فتوای تاریخی میرزای شیرازی در قضیه تنباکو نمونه روشنی از تأثیرگذاری روحانیت برحرکتهای مردمی است.
در دوره پهلوی نیز، روحانیت با وجود فشارها و سرکوبها، از صحنه کنار نرفت. نهضت امام خمینی(ره) نمونه بارز پیوند دین، مردم و سیاست است. انقلاب اسلامی ایران نتیجه سالها مجاهدت، روشنگری و مقاومت علما و مردم بود.
پس از پیروزی انقلاب نیز، روحانیت نقش اساسی در هدایت جامعه، حفظ ارزشها و مقابله با توطئهها ایفا کرده است. اگرچه نقدها و آسیبهایی وجود دارد، اما حذف یا تضعیف روحانیت به معنای تضعیف هویت دینی و تاریخی ملت ایران است.
یک وجه مهم و راز قیامهای مردمی
یکی از مهمترین ویژگیهای قیامهای مردمی ایران، بهویژه در جنبشهای بزرگ، نقش روحانیت بوده است. روحانیت همواره حلقه اتصال مردم و آرمانهای دینی بوده و توانسته اعتماد عمومی را جلب کند.
وظیفه علما و فقها همین است؛ همان وظیفهای که پیامبران و ائمه اطهار(علیهمالسلام) داشتهاند.
خواست ما تنها یک چیز بود؛ میخواستیم علما در صحنه حضور داشته باشند. علما اگر در صحنه باشند، مردم هم در صحنه خواهند بود. ما در طول تاریخ دیدهایم هر جا علما کنار مردم ایستادهاند، حرکتهای مردمی به نتیجه رسیده است.
در ماجرای تحریم تنباکو، وقتی میرزای شیرازی فتوای تاریخی خود را صادر کرد، مردم بدون هیچ تردیدی از آن تبعیت کردند. این نشان میدهد که اعتماد مردم به روحانیت یک سرمایه عظیم اجتماعی است.
علما در طول تاریخ نهتنها در برابر استبداد داخلی ایستادهاند، بلکه در مقابل استعمار خارجی نیز مقاومت کردهاند. در دوره قاجار و سپس در دوره پهلوی، نقش روحانیت در افشاگری، روشنگری و بسیج مردم انکارناپذیر است.
خرداد ۴۲ و اتفاقات بعد از آن
بعد از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، مسیر انقلاب اسلامی وارد مرحله تازهای شد. در این مقطع، رژیم پهلوی تلاش کرد با سرکوب شدید، حرکت مردم را متوقف کند. بسیاری از علما تبعید، زندانی یا تحت نظر قرار گرفتند، اما این فشارها باعث خاموش شدن نهضت نشد.
در این دوره، نقش امام خمینی(ره) بسیار برجسته است. ایشان توانستند با شجاعت و صراحت، ماهیت رژیم را برای مردم روشن کنند. مردم نیز به دلیل اعتماد عمیقی که به مرجعیت داشتند، از ایشان پیروی کردند.
اصول حرکتهای مردمی
اصول حرکتهای مردمی همواره یکسان بوده است. در هر مرحله، مردم به دنبال رهبری هستند که بتواند خواستههای آنان را نمایندگی کند. در جامعه ایران، این نقش را علما و روحانیت بر عهده داشتهاند.
در مبارزات گذشته، زمانی که علما وارد میدان شدند، حرکتها جهت پیدا کرد. این امر در انقلاب اسلامی بهروشنی دیده میشود.
وقتی به مقطع رضاخان میرسیم…
میبینیم که رضاخان با شعار نظم و امنیت، در عمل به سرکوب دین و روحانیت پرداخت. بیسوادی، فقر و وابستگی به بیگانگان نتیجه سیاستهای او بود.
انگلیس در طول سالها تلاش کرد علما و روحانیت را از صحنه حذف کند، اما هر بار با مقاومت مردم روبهرو شد. ضربههای سنگینی که استعمار از حضور علما خورد، باعث شد همواره در پی تضعیف این قشر باشد.
قدرت گرفتن علما در دوره سوم به چه معناست؟
به این معناست که آگاهی مردم در حال افزایش است. مردم زمانی که آگاه میشوند، علما را بهعنوان تکیهگاه خود میشناسند و با کمک آنان به مقابله با ظلم میپردازند.
چرا مبارزه با ظلم به یک مطالبه عمومی تبدیل میشود؟
علما وقتی در میان مردم حضور دارند، میتوانند ظلمستیزی را به یک خواست عمومی تبدیل کنند. پیامبران نیز چنین نقشی داشتند. آنان با آگاهیبخشی، مردم را نسبت به حقوق خود حساس میکردند.
در ایران نیز، علما توانستند مردم را از خواب غفلت بیدار کنند. مخالفت با شاه و نظام سلطنتی، نتیجه همین آگاهیبخشیها بود. حتی زمانی که فشارها زیاد شد، مردم عقبنشینی نکردند.
اتحاد و همبستگی
وقتی درباره اتحاد و همبستگی صحبت میکنیم، نباید فقط به شعارها اکتفا کنیم. مردم اگر آگاه شوند، خودشان راه را پیدا میکنند. آگاهی شرط اصلی حرکتهای مردمی است. تا زمانی که مردم به درک مشترکی از ظلم و حق نرسند، حرکتها به نتیجه نمیرسد.
علما روی یک شخص تمرکز نمیکنند
یعنی علما روی یک فرد خاص تمرکز ندارند. بنابراین پراکندگی باعث نمیشود مردم نتوانند مسیر خود را پیدا کنند. مهم این است که جریان آگاهیبخش وجود داشته باشد. در تاریخ ایران، این نقش را روحانیت ایفا کرده است.
آیا استبداد توانست علما و حرکتهای مذهبی را حذف کند؟
در طول یکصد سال، استعمار تلاش کرد علما و حرکتهای مذهبی را حذف کند، اما موفق نشد. زیرا این حرکتها ریشه در مردم داشتند و با فشار از بین نمیرفتند.
کدام روشنفکران جامعه تشخیص اشتباه دادند؟
بخشهایی از روشنفکری وقتی خواستند بدون توجه به فرهنگ و باورهای مردم حرکت کنند، دچار خطا شدند. روشنفکری زمانی موفق است که با مردم و دین مردم همراه باشد، نه در تقابل با آن.
چرا علما کاری نکردند که شهید مدرس بهعنوان چهره اول علما مطرح شود؟
چنین چیزی امکانپذیر نبود، زیرا علما به دنبال شخصمحوری نبودند. آنها معیار داشتند؛ معیار، حق و تکلیف بود. شهید مدرس در جایگاه خود نقش تاریخی ایفا کرد، اما قرار نبود یک فرد جایگزین یک جریان شود.
چون دین اساساً فقط از اعتقاد فردی صحبت نمیکند، بلکه برای اداره جامعه برنامه دارد. وقتی دین وارد سیاست میشود، بهمعنای قدرتطلبی نیست، بلکه بهمعنای دفاع از حق مردم است.
انقلاب اسلامی نشان داد که وقتی مردم آگاه میشوند و علما در کنار آنان قرار میگیرند، استبداد و استعمار شکست میخورند. تجربه تاریخی ایران گواه این حقیقت است.








