آیا آقای مصباح یزدی مخالف مبارزه با رژیم بوده و گرایش به انجمن حجتیه دارند؟ (۱۳۸۶/٧/٦)
آيا درست است كه آقاي مصباح يزدي اساسا با مبارزه با رژيم شاه مخالف بوده و آن را حرام ميدانسته و گرايش به انجمن حجتيه دارد؟
آيتالله مصباح يزدي از عارفان پاكباخته و از سالكان خودساختهاي ميباشند كه همواره راه امام پويند و رضاي خدا جويند. بخش عمدهاي از عمر گرانبهاي خود را در پاي كلاس درس امام گذرانيده و از شاگردان صاحبنام و وارسته امام به شمار ميآيند. از سال ۱۳۴۱ كه نهضت امام آغاز شد، ايشان نيز همراه ديگر ياران امام به صحنه آمدند و مبارزات اسلامي را آغاز كردند. در بيشتر اعلاميههايي كه از حوزه قم با امضاي اساتيد و فضلا منتشر ميشد، امضاي ايشان نيز در آن ديده ميشود و برخي از اعلاميههاي حوزه و روحانيون به قلم ايشان ميباشد.
آيتالله مصباح با نشريه «بعثت» (نشريه مخفي حوزه قم) همكاري داشتند و از آنجا كه دريافتند اين نشريه به معني واقعي كلمه در خط امام نيست، نشريه ديگري به نام «انتقام» را پايهگذاري كردند و در راه نشر اهداف و آرمانهاي امام كوشيدند. در جلساتي كه از طرف علما و اساتيد حوزه در راه سامان بخشيدن به مبارزات و استواري نهضت امام تشكيل ميشد آيتالله مصباح حضوري فعال داشتند و بسياري از صورتجلسهها، طرحهاي تشكيلاتي و مبارزاتي با انديشه و قلم ايشان بود.
آيتالله مصباح براي رويارويي با انديشههاي انحرافي و مكاتب وارداتي به كارهاي زيربنايي سازنده و پويا بيشتر اهميت ميدادند. از اين رو با همت والا و تلاش شبانهروزي خود توانستند در كلاسهاي خود شاگرداني پرورش دهند كه امروز هر كدام از آنها استوانههايي در برابر شبهات و رسوبات فكري غربباوران و عناصر اسلامستيز ميباشند. از اين رو، ميبينيم مهرههاي مرموزي كه تلاش دارند با تكرار بافتههاي بيمايه و سستپايه نويسندگان غربي براي خود در ميان ناآگاهان و سادهلوحان بازار گرمي داشته باشند و با نشخوار حرفهاي پوپر و … ناداني و بيسوادي خود را پوشيده دارند، از شخصيتهاي علمي مانند آيتالله مصباح و پرورشيافتگان مكتب ايشان سخت آشفته و آزردهاند، زيرا در آشفتهبازار جهالت و ناداني، غربباوران خودفروخته كالاهاي وارداتي و دست چندم خود را ميتوانند به نام انديشههاي نو، گفتههاي نو و… مطرح كنند و از آن نان بخورند، ليكن در محيطهاي علمي كه شخصيتهايي مانند آيتالله مصباح حضور داشته باشند پوپريستها نميتوانند خودنمايي كنند.
شبپره بازيگر ميدان شود نور درخشنده چو پنهان شود
البته از نظر برخي از خوديها نيز آيتالله مصباح بيگناه شمرده نميشود. آنان كه روزي سر در راه منافقين گذاشتند و وجوهات شرعي مانند خمس و سهم امام و زكوات را به پاي آنان ريختند و بهترين جوانان مسلمان و متدين را به پيوستن به سازمان منافقين برانگيختند و صريحا و تلويحا امام را به علت اينكه از منافقين حمايت نكرد مورد نكوهش قرار دادند، آنان كه روزي سنگ چهرههاي مرموز برخي از روشنفكران و سردمداران تز استعماري «اسلام منهاي روحانيت» را بر سينه زدند و براي آنكه در برخي محافل، «روشنفكر» و «نوانديش» شناخته شوند خيلي حرفها زدند و خيلي كارها كردند و سپس با كمال شرمندگي گفتند اشتباه كرديم، از اينكه اسلامشناسان تيزبين و آزادانديشي همانند آيتالله شهيد مرتضي مطهري و آيتالله مصباح يزدي همانند آنها آلت دست نشدند، فريب اين گروهكها و چهرههاي مشكوك را نخوردند، خطهاي انحرافي را بهدرستي شناختند و با آن به مقابله برخاستند، سخت رشك ميبرند و ناگزيرند اين بزرگواران را به افراطيگري و برخوردهاي مبالغهآميز متهم كنند تا راه و روش خود را توجيه كنند.
آري جرم آيتالله مصباح اين است كه همانند آيتالله شهيد مطهري خطشناس و خطشكنند. خطها و جريانهاي انحرافي را بهدرستي ميشناسند و در برابر آن موضع ميگيرند.
اتهام «گرايش آيتالله مصباح» به انجمن حجتيه رسواتر از آن است كه به آن انديشه شود. امروز حجتيهايها دست در دست هوادارن تيزرو «اسلام منهاي روحانيت» و «جدايي دين از سياست» به توطئه نشستهاند و برنامههايي عليه نظام جمهوري اسلامي در نظر دارند كه بازگو كردن آن فرصت ديگري ميخواهد. اينگونه اتهامات بعيد نيست از سوي حجتيهايها مطرح شود تا براي خود آبرو دريوزگي كنند و مردان علم و دانش و فضيلت را به زير سؤال ببرند.