مصاحبه خبرنگار فارس نيوز با دكتر سيد حميد روحاني ـ ۲۰ بهمن ۱۳۸۹

انقلاب اسلامی ایران در شرايطي به پیروزی رسید که دنیا نمی‌توانست باور کند، ملتی بدون وابستگی به یک قدرت خارجی و با دست خالي انقلاب كند و بدون داشتن سلاح‌هاي روز دنيا یک نظام تا دندان مسلح ۲۵۰۰ ساله را سرنگون سازد همچنين غير قابل تصور بود كه این ملت با اتحاد خود و بدون استفاده از ایسم‌های وارداتی و مکاتب غرب و شرق و فقط با اتکاء به اسلام انقلاب خود را پیش ببرد.

* * *

… باید متذكر شد كه در اين ۳۲ سال افرادي سعی می‌کردند این انقلاب را از مسیر خود منحرف کنند؛ عناصری مانند انجمن حجتیه، لیبرال دموکرات‌ها و افرادی که سر در آخور غرب و شرق داشتند مانند مارکسیست‌ها، منافقین و یا التقاطی‌ها بسیار تلاش می‌کردند تا انقلاب منحرف شود و حتی امروز بیش از گذشته تلاش مي‌كنند خود را مطرح کرده تا بتوانند کاری از پیش ببرند و انقلاب اسلامی را منحرف کنند که نمونه بارز آن را در جریان انتخابات گذشته و فتنه سال ۸۸ دیدیم…

* * *

… کسانی که با شعار آزادی انتخابات سعی کردند انقلاب را از مسیر خود منحرف و اندیشه لیبرالیستی را در ایران حاکم کنند، افرادي كه مي‌گفتند شعار “مرگ بر آمریکا” سر ندهيد و پرچم آمریکا را به آتش نکشید و آنهایی که دم از مكتب ايراني و دوستی با اسرائیل مي‌زدند امروز شكست خورده و در بین مردم منفور شده‌اند…

* * *

… همان زمان عناصری از همین لیبرال‌ها و گروهک‌های سیاسی مانند نهضت آزادی و جبهه ملی مي‌گفتند که نمي‌خواهيم انقلاب اسلامی را صادر کنیم ولی امام تاکید داشتند که انقلاب باید صادر شود؛ ايشان مي‌دانستند وقتی انقلاب صادر شود ملت‌ها به پا می‌خیزند و کشورهای مختلف راه اسلام و انقلاب را می‌شناسند و دنبال می‌کنند و در نتیجه این استعمارگران و استکبار جهانی هستند که به چالش کشیده و دستشان از سرنوشت ملت‌ها کوتاه می‌شود….

* * *

… مقام معظم رهبري به علت همان معنویت و معرفتشان به خدا نسبت به جفایی که در حق ایشان می‌شود، کوچکترین عکس‌العملی نشان نمی‌دهند و گذشت می‌کنند و فقط برایشان مهم است که به اسلام، انقلاب و کشور ضربه‌ای وارد نشود اما نسبت به جفا و اهانتی که به ایشان می‌شود، کاملا صرف‌نظر و اغماض می‌کنند…

* * *

در دوران انقلاب افرادي را داشتيم که به اصطلاح از یاران امام و مرد شماره ۲ انقلاب شمرده می‌شدند، اما از روزی که احساس کردند در انقلاب مسئوليت دلخواهشان را ندارند و يا به دنبال رسيدن به مقام، شهرت و قدرت بیشتری بودند، با انقلاب طرف شده و تلاششان این بود که به مقام و منصب بیشتری دست یابند. به عنوان مثال در جریان فتنه ۸۸، دسته‌اي از کسانی که رویاروی ملت، مقام معظم رهبری و انقلاب ایستادند و آن فاجعه ننگین را به وجود آوردند، افرادي بودند که از شهوت مقام كور شده بودند و به هیچ چیز جز رسيدن به قدرت فكر نمي‌كردند که خود، ضربه خوردند و پایگاه و آبروی خود را در میان مردم از دست دادند.

* * *

... امیدوارم که هاشمی رفسنجانی ریزش نکند و به دامن ملت و انقلاب بازگردد و در خدمت اسلام و انقلاب باشد اما چند مسئله وجود دارد که در لغزش ایشان تاثیر داشت. نخست اینکه هاشمی رفسنجانی در یک خانواده مرفه رشد و زندگی کرده‌ است؛ این جمله حضرت امام(ره) هیچگاه از ذهنم نمی‌رود که فرمودند “کسانی می‌توانند تا آخر با ما باشند که درد فقر را چشیده‌اند” لذا زندگي مرفه و به نوعي اشرافي‌گري این یکی از عواملی است که در لغزش وی تاثیر داشت. هاشمی رفسنجانی حتی در خطبه‌های نماز جمعه خود مردم را به تجمل‌گرایی، زندگی‌کذایی و رفاه‌طلبی فرا می‌خواند و این عاملی بود که وی را از مردم جدا کرد…

* * *

… رهبری و ملت انقلابی و آگاه ایران نيز دست رد به سينه کسانی که اینگونه انتظارات را داشته باشند، خواهند زد و هاشمی هرچه بیشتر بر روی این گونه نادرستی‌ها و لغزش‌ها پافشاری کند بیشتر به ورطه و گرداب سقوط نزدیک می‌شود…
* * *
متاسفانه مجمع روحانيون به دليل این رفتارهاي نادرست و اشتباه، خود را در صف دشمن قرار دادند و از انقلاب جدا شدند و حالا جالب است که در اعلامیه خود از امام به صورت ابزاری استفاده می‌‌کنند. آنها بر روی برخي عبارات امام مانند رای مردم و حق و حقوق مردم تاکید می‌کنند اما توجه ندارند که امام خميني(ره) فرموده بودند كه پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیب نرسد.
* * *
كساني که امروز اطلاعیه می‌دهند و از امام دم می‌زنند و خود را یار امام می‌دانند آیا این را قبول دارند که امام مسئله ولایت فقیه و پیروی از رهبری را واجب می‌دانستند؟ آیا این استفاده ابزاری از امام نیست؟ اینها می‌خواهند چه کسانی را فریب دهند، ملت ایران آگاه است و با این مسائل فریب نمی‌خورد.
* * *

فارس: به عنوان اولين سوال، بفرمائيد انقلاب اسلامي ايران را چگونه مي‌بينيد؟
روحاني: برای پی بردن به اینکه انقلاب اسلامی ایران چه ویژگی‌ها، دستاوردها، برجستگی‌ها و فوایدی به همراه داشت، ناگزیریم ابتدا نگاهي به اوضاع ایران و جهان، قبل از آغاز نهضت امام خمینی (ره) داشته باشیم.
در حقیقت روزگار ایران قبل از انقلاب اسلامی به گونه‌ای بود که اسلام به معنای واقعی کلمه منحرف شده بود لذا کسانی که در ایران پایبند به اسلام بودند شامل چند دسته می‌شدند:
دسته‌ اول كساني بودند كه اسلام را فقط در عبادت خلاصه می‌کردند؛ آنها بر این باور بودند که دین از سیاست جداست و ما فقط باید عبادت کنیم تا دستی از غیب بیرون آید و کاری کند.
کسانی که اینگونه فکر می‌کردند را نيز می‌توان به دو دسته تقسیم کرد، افرادی که واقعا بر این باور بودند که دین از سیاست جداست و دسته‌ای که دین را از سیاست جدا نمی‌دانستند ولی این مسئله برایشان مطرح بود که تا امام زمان(عج) ظهور نکند مسلمانان قادر به انجام کاری نیستند و هر اقدامي انجام دهند با شکست مواجه می‌شوند.
آنها بر اين باور بودند كه دشمن با ترفند‌ها و نیرنگ‌هایی که دارد مسیر را منحرف می‌کند و برای این ادعاهایشان نيز نهضت مشروطه و نهضت عدالتخواهی را مثال می‌زنند که با همه فداکاری‌ها و خون‌هایی که علما برای موفقیت این نهضت‌ها دادند اما عاقبت این نهضت‌ها از مسیر خود منحرف شدند و رضاخان را از اسطبل انگلیس بیرون کشیدند و بر تخت سلطنت نشاندند.
و یا به جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت اشاره می‌کردند که علی‌رغم فداکاری‌های علما دشمن توانست آن نهضت را از مسیر خود منحرف کند و با اینکه مردم محمد رضا‌شاه را بیرون کرده بودند اما دوباره او را برگرداندند و بر گرده ملت سوار کردند. بنابراين این دسته همواره می‌گفتند که ما کاری از پیش نمی‌بریم.
از طرفي دسته‌‌ي دومي نيز بودند که اسلام را فقط در سیاست خلاصه می‌کردند و معتقد بودند که در عصر اتم و قرن بیستم سخن از عبادت و اینگونه مسایل نارواست و مسلمانان فقط باید مبارزه کنند، این اعتقاد نیز یک بعدی بود و اینها نتوانستند راه به جایی ببرند.
دسته سوم افرادی بودند که اعتقاد داشتند اسلام منهای روحانیت درست است و اين تز را دنبال می‌کردند كه خودسرانه آنچه را كه باعقل خودشان جور مي‌آيد به اسلام نسبت دهند. البته در این ميان عده‌ای نيز بودند که به اسلام واقعی آگاهي داشتند اما در اقلیت بودند و خون دل مي‌خوردند اما آن زمینه و امکانی که بتوانند تحولی پدید آورند و حرکت و خروشی داشته باشند چندان فراهم نبود.
از نظر سیاسی نيز کشور ایران کاملا وابسته به بیگانگان بود و استقلال نداشت؛ وقتی می‌خواستند در ایران دولتی تعیین کنند شاه باید سفیر آمریکا و انگلستان را به حضور می‌طلبید و آنها بودند که مشخص می‌کردند نخست‌وزیر باید چه کسی باشد و یا وقتی می‌خواستند انتخابات مجلس شورای ملی را انجام دهند یک لیست از سفارت انگلیس و یک لیست از سفارت آمریکا می‌آمد و باز آنها بودند که مشخص می‌کردند چه کسانی به عنوان نمایندگان باید به مجلس بروند.
این سیاست بیگانگان بود که در ایران حرف آخر را مي‌زد و تعيين مي‌كرد که مثلا شاه با چه کشوری رابطه داشته باشد و یا با چه کشوری رابطه برقرار نکند، چه کارخانجات و صنایعی را در ایران به کار بگیرند و از چه کارخانجات و صنایعی دوری گزینند. آنها سعی می‌کردند کشور ایران عقب‌مانده و ملت ایران بی‌فرهنگ، فقیر و تحت فشار باشد و از همه بدتر اینکه سعی کرده بودند، هویت و کرامت انسانی را از افراد سلب کنند.
آنها مي‌خواستند انسان‌ها را در ایران تحقیر شده و هیچ و پوچ بار آورند یعنی یک ایرانی احساس کند که هیچ ارزش، شخصیت، علم، صنعت و اختراع و ابتکاری ندارد. از طرف دیگر فقر و بدبختی بیداد می‌کرد؛ مردم با گرسنگی، برهنگی و بیچارگی زندگی می‌کردند و دربار، دولت و شاه نیز با بریز و بپاش‌های کذایی و جشن‌هایی که برپا می‌کردند هزینه مملکت را به باد می‌دادند.
از همه بدتر آنکه از درآمد نفت و دیگر درآمد‌هایی که ایران داشت قسمتی را بیگانگان به یغما برده و قسمتی دیگر را شاه در بانک‌های خارجی انباشته می‌کرد لذا از این جهت مملکت را بیش از پیش به سمت فقر و بیچارگی سوق می‌دادند.
سیاست رژیم شاه و هیئت حاکمه ایران به این سو می‌رفت که ايران را هرچه بیشتر به سوی فساد و فحشا بکشانند و جوانان را به عیش و نوش سرگرم سازند تا مردم كمتر به سرنوشت کشور فکر کنند و شرایط برای تاخت و تاز بیگانگان کاملا هموار باشد.
در چنین شرایطی امام آمدند و با آغاز نهضت خود چند برنامه را دنبال کردند. نخست اینکه ایشان سعی کردند اسلام راستین و ناب ‌محمدی را به درستي به مردم بشناسانند و دوم اینکه سعی کردند هویت و کرامت انسانی که از مردم سلب شده بود را به آنها برگردانند.
سومین مسئله‌ای که امام بر آن بسیار اهتمام داشتند، رشد و آگاهی دادن به مردم بود، ايشان مي‌خواستند مردم آگاهانه حرکت کنند چراكه اگر مردم کورکورانه به دنبال رهبر حركت مي‌كردند، بالاخره در جایی مي‌بريدند و دشمن مي‌توانست آنها را به انحراف بکشاند و یا با از دست رفتن رهبر، ملت به طور کلی وا مي‌ماند و از ادامه حرکت و خروش و خیزش منحرف و یا منصرف مي‌گرديد.
آگاهی بخشیدن به مردم از مسایل بسیار با اهمیت برای امام خميني(ره) بود که تا آخرین روز از حیاتشان سعی کردند به مردم آگاهی و بصیرت دهند و یک ملت آگاه و بصیر را در پشت سر خود داشته باشند.
موضوع دیگری که امام به شدت بر روی آن تاکید داشتند، اتحاد اسلامی بود، رژیم شاه و استعمارگران سعی کرده بودند ملت را به جان هم انداخته و اختلاف ايجاد کنند و آنها را به اسم کرد، ترک، فارس، عرب و عجم مقابل هم قرار دهند اما امام این خرافات و موهومات را از مردم دور کردند و اتحاد اسلامی را در میان آنها پدید آورند.
از دیگر برنامه‌هایی که امام انجام دادند این بود که سرنوشت ملت ایران را با سرنوشت دیگر مسلمانان و آزادیخواهان جهان پیوند دادند تا ملت ایران فقط به فکر خودش نباشد و از سرنوشت دیگر ملت‌ها غافل نشود چراکه امام این نکته را دریافته بودند که ملت‌های مسلمان و آزادی‌خواه جهان در هر نقطه‌ای رشد کنند در سرنوشت دیگر مسلمانان تاثیر دارد و در هر نقطه‌ای ضربه بخورند و آسیب ببینند در سرنوشت دیگر مسلمانان اثر می‌گذارد، اینها برنامه‌هایی بود که امام دنبال کردند و ملتی آگاه، بصیر، رشد یافته، روشن ضمیر و موظف به وظایف اسلامی را به وجود آوردند.
در شرایطی که بسیاری می‌پنداشتند دین از سیاست جدا است و دوران حرکت و خروش دين به پایان رسيده در سایه اتحاد به وجود آمده و شناخت تازه مردم از اسلام، می‌بینیم که امام (ره) توانستند انقلابی به وجود آورند كه تمام معادلات سیاسی جهان را به هم ریخت و دنیا را شگفت‌زده کرد.
انقلاب اسلامی ایران در شرايطي به پیروزی رسید که دنیا نمی‌توانست باور کند، ملتی بدون وابستگی به یک قدرت خارجی و با دست خالي انقلاب كند و بدون داشتن سلاح‌هاي روز دنيا یک نظام تا دندان مسلح ۲۵۰۰ ساله را سرنگون سازد همچنين غير قابل تصور بود كه این ملت با اتحاد خود و بدون استفاده از ایسم‌های وارداتی و مکاتب غرب و شرق و فقط با اتکاء به اسلام انقلاب خود را پیش ببرد.
بنابراين انقلاب اسلامی ايران اولا انقلابی کاملا اسلامی بود که با هیچ یک از معادلات و مکاتب غرب و شرق همخوانی نداشت دوم اینکه این انقلاب به تمام معنا مردمی بود و قدرت‌های خارجی نه تنها در پيروزي آن نقشی نداشتند بلکه به شدت در جهت پیشگیری از پیروزی آن کار می‌کردند سوم اینکه این انقلاب علیه تمام استبداد و استعمار بود و توانست دست استبداد‌گران و استعمارگران را قطع کند و به حیات آنها در ایران پایان دهد.
انقلاب اسلامی، عدالت، آزادی و استقلال را برای ملت ایران به ارمغان آورد و از این جهت می‌توان گفت که اين انقلاب در دنیا بی‌نظیر است و مشابه و مانندی برای آن نمی‌توان دید.

فارس: برخي مي‌گويند انقلاب اسلامي ايران از مسير اصلي منحرف شده، شما به عنوان يك مورخ و تاريخ شناس چه نظري داريد؟
روحاني: براي پاسخ به اين سؤال باید دید که انقلاب اسلامی چه ویژگی‌ها و آرما‌ن‌هایی داشته تا با بررسی آنها بفهمیم که آیا انقلاب از مسیر خود منحرف شده یا خیر.
نخستین آرمان انقلاب اسلامی كه در شعار “استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي” مردم در زمان انقلاب نيز مشخص است، استقلال كشور بود.
بنابراين بايد ببينيم كه آیا امروز استقلال کشور آسیب دیده؟ آیا در سرنوشت ايران دولت بیگانه‌اي می‌تواند دخالت کند و به خود اجازه دهد در سرنوشت ملت ما کوچکترین نقشی داشته باشد؟
ما مشاهده مي‌كنيم که استقلال کشور نه تنها آسیب ندیده و سست نشده بلکه قوی‌تر و استوار‌تر از هر زمان دیگری کاملا محفوظ است.
دومین خواست مردم ایران در زمان انقلاب،‌ آزادی بود و مسلما مسلمانانی که شعار آزادی را سر می‌دادند آزادی در چارچوب اسلام را می‌خواستند نه بي‌‌‌بند و باری را و امروز می‌بینیم که آزادی در چارچوب قانون اسلام در کشورمان کاملا محفوظ است و با صراحت، اطمینان و بدون اغراق مي‌توانم بگویم آزادی امروز ملت ایران، در دنیا وجود ندارد چرا که در دنیا بر اساس سیاست استعمار‌گران ملت‌ها برای بی‌بند و باری و فساد آزادند اما با هرگونه سخن و حرکتی که با سیاست ابرقدرت‌ها و کاخ‌نشینان کوچکترین تضاد و مغایرتی داشته باشد، شدید‌ترین برخوردها صورت می‌گیرد.
امروز در کشورهای پیشرفته و غربی مانند آمریکا فردي جرات نمي‌كند علیه صهیونیسم سخني بگوید و يا حتی در مورد هولوکاست تحقیق کند، کسي نمي‌تواند انقلاب ایران را ستایش کند؛ اگر یکی از غربی‌ها و دانشمندان آمریکایی و اروپایی به این نتیجه رسید که انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب مترقیانه است، اجازه ندارند كه این موضوع را سر کلاس درس بازگو کند و یا در مقاله‌ای بنویسد. در آن كشورها اجازه نمی‌دهند، از یک چهره‌ای که سردمداران آنها با او مخالفند حرفی زده شود و تعریف و ستایشي صورت گیرد اما در ایران می‌بینیم برخی از افراد منحرف، بیگانه‌‌زده و یا مغرض در سر کلاس درس و يا مقاله خود به صراحت از رضاخان تعريف می‌کنند و او را مايه نجات و حافظ منافع و استقلال ايران مي‌نامند.
رضاخانی که ایران را به خاک سیاه نشاند، بزرگترین خیانت را به کشور کرد و تمام نقشه‌ها و نیرنگ‌های استعمارگران به دست او در ایران پیاده شد.
اما آيا فردي در آلمان، فرانسه و یا انگلستان می‌تواند بگوید مثلا هیتلر خدمتی به کشورش کرد؛ یا دهن آن فرد را پر از سرب می‌کنند؟ بنابراین آزادی‌ امروز ایران در دنیا بي‌نظير است البته برخی‌ها آزادی را به معناي فساد، فحشا، بی‌بندوباری و مسایل خلاف اخلاق انسانی می‌دانند که مسلما اسلام با آن مخالف است چرا که اسلام آمده تا انسان‌ها را رشد دهد و به تکامل برساند نه اينكه آنها را به سمت فساد و مسایل بی‌ارزش بکشاند بنابراین آزادی امروز ما با آزادی ابتدای انقلاب تفاوت نکرده و این آزادی نه آسیب دیده و نه سلب شده است.
مسئله و خواست سوم مردم در انقلاب، جمهوری اسلامی بود. امروز جمهوریت اسلام کاملا حفظ شده و مردم در سرنوشت کشور دخالت می‌کنند، نمونه بارز آن انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بود كه بیش از۴۰ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند و اين حضور مردم پس از گذشت ۳۲ سال از انقلاب در دنيا بي‌نظير است.
مسئله دیگری که در انقلاب اسلامی از آرمان‌های برجسته شمرده می‌شد، مسئله اسلام راستین و شناخت اسلام ناب بود. انقلاب، اسلام یک بعدی، انحرافی و یا التقاطی را محکوم می‌کرد و امروز می‌بینیم که دست‌های مرموزی به کار افتاده و کسانی به نام یاران و طرفداران امام سعی می‌کنند که اسلام لیبرالیستی را در ایران احیا کنند كه مسلما مردم با این عناصر و چهره‌ها برخورد کرده و دست رد به سینه آنها می‌زنند و یا می‌بینیم در كنار مسئولان مملکتی افرادی پیدا می‌شوند که دم از مکتب ایرانی می‌زنند که این هم یک نوع انحراف از مسیر اسلام اصیل و راستین است و باز می‌بینیم که مردم این افراد را نيز طرد می‌کنند.
یکی از بزرگترین دستاوردهای انقلاب اسلامی ما رشد و آگاهی ملت بود؛ حال سؤال اينجاست كه آیا این رشد و آگاهی آسیب دیده و مردم عقب رفته‌اند و یا آن آگاهی لازم را ندارند؟ ما می‌بینیم با گذشت ۳۲ سال از انقلاب هر روز مردم ما بیش از گذشته در صحنه هستند و آگاهی دارند و می‌توانند برنامه‌های خود را دنبال کنند، بنابراین هیچ مسئله‌ای دیده نمی‌شود که بتوان گفت انقلاب اسلامی عقب رفته و یا از مسیر خود منحرف شده‌ است.
البته باید متذكر شد كه در اين ۳۲ سال افرادي سعی می‌کردند این انقلاب را از مسیر خود منحرف کنند؛ عناصری مانند انجمن حجتیه، لیبرال دموکرات‌ها و افرادی که سر در آخور غرب و شرق داشتند مانند مارکسیست‌ها، منافقین و یا التقاطی‌ها بسیار تلاش می‌کردند تا انقلاب منحرف شود و حتی امروز بیش از گذشته تلاش مي‌كنند خود را مطرح کرده تا بتوانند کاری از پیش ببرند و انقلاب اسلامی را منحرف کنند که نمونه بارز آن را در جریان انتخابات گذشته و فتنه سال ۸۸ دیدیم. در سال گذشته عناصر فتنه‌گر، عوامل وابسته به بیگانه و عناصر فریب خورده و ساده‌لوح دست به دست هم دادند تا انقلاب را به چالش بکشانند ولی هوشیاری و آگاهی مردم اين اجازه و رخصت را به آنها نداد البته نقش رهبری در خنثی کردن این توطئه بسیار عظیم و برجسته بود، بنابراین با تمام اين جريانات نه تنها انقلاب اسلامی از مسیر خود منحرف نشده بلكه هر روز راسخ‌تر و پایدار‌تر از گذشته به راه خود ادامه مي‌دهد.

فارس: انقلاب فعلي را چگونه مي‌بينيد؟
روحاني: مسئله‌ای که اکنون وجود دارد اين است كه در چند سال اخير توطئه‌های دشمنان برای به بیراه کشاندن انقلاب اسلامی بسیار زیرکانه‌تر و ماهرانه‌تر از گذشته شده است يعني زماني دشمنان انقلاب با شیوه‌های کهنه همه استعمارگران به جنگ انقلاب آمدند؛ جنگ تحمیلی، ترور‌های داخلی، تحریم اقتصادی، حمله نظامی، به صحنه آوردن مزدوران قلم به دست و قلم به مزدي که بگویند دوره اندیشه امام به پایان رسيده و اين اندیشه باید به موزه سپرده شود، لذا دشمنان تمام این‌ها را تجربه کردند و دیدند که این نقشه‌ها و نیرنگ‌ها راه به جایی نبرد، اما اکنون می‌بینیم که نقشه استعمارگران و عوامل آنها به سویی رفته که به نام خط امام و یاران امام، مي‌خواهند انقلاب را زیر سوال ببرند و ‌‌خط امام را در هم شکنند البته با نام مذهب به جنگ مذهب ‌رفتن همواره در طول تاريخ وجود داشته است اما اکنون این مسئله به شدت دنبال می‌شود که به نام خط امام و یار امام به انقلاب آسیب برسانند. نمونه بارز اين موضوع در فتنه ۸۸ به وجود آمد؛ در اين جريانات برخي افرادي که دیرزمانی از یاران امام و مسئولان رده بالای نظام بودند، سعی کردند با نام امام، انقلاب را به چالش بکشانند اما هوشیاری مردم به آنها این اجازه را نداد همچنين اكنون افرادي در میان دولتمردان و در پست‌های کلیدی حضور دارند كه به نام امام مسئله مکتب ایرانی و جمهوری ایرانی را مطرح می‌کنند و همه اينها نشان می‌دهد که دشمن با شیوه خاصی نقشه‌های خود را دنبال می‌کند و قطعاً هوشیاری ملت ایران اجازه کامیابی این توطئه‌ها را به آنها نمی‌دهد چنانكه دیدیم کسانی که با شعار آزادی انتخابات سعی کردند انقلاب را از مسیر خود منحرف و اندیشه لیبرالیستی را در ایران حاکم کنند، افرادي كه مي‌گفتند شعار “مرگ بر آمریکا” سر ندهيد و پرچم آمریکا را به آتش نکشید و آنهایی که دم از مكتب ايراني و دوستی با اسرائیل مي‌زدند امروز شكست خورده و در بین مردم منفور شده‌اند و این مایه امید است چراکه ملت ايران به برکت روشن‌گری‌های حضرت امام تاكنون اجازه نداده‌اند که این توطئه‌ها راه به جایی ببرد اما باید هوشیار بود که دشمن هر روز با مطالعه دقیق و شیوه و شگردهاي جديد به صحنه می‌آید و باید با آگاهی از شیوه‌ها و شگردهاي نو و تازه دشمنان دوري گزيد و فريب نخورد. بايد نگذاریم دشمن، انقلاب را از مسیر خود منحرف کند و به چالش بکشاند.

فارس: زماني كه امام خميني (ره) انقلاب كردند، چه معيارهايي را مدنظر داشتند و چه ميزان از اين معيارها امروز مدنظر مقام معظم رهبري است؟
روحاني: در خصوص آرمان‌ها و اهداف حضرت امام (ره) بايد گفت علاوه بر استقلال، آزادی، آگاهی دادن به ملت، شناساندن اسلام ناب محمدی (ص) به آنها و اتحاد اسلامی، از اهداف امام بود. یکی از اهداف امام خمینی(ره) صدور انقلاب بود؛ امام خميني(ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی به شدت تاکید داشتند که انقلاب ما باید صادر شود. در آن زمان بسیاری تصور می‌کردند که منظور از صدور انقلاب لشکر‌کشی به کشورها و فتح آنهاست ولی امام آن را صدور انقلاب نمی‌دانستند و اطمینان داشتند با زور، فشار، سرنیزه و اشغال کشورها هیچ‌گاه انقلاب صادر نمی‌شود چراكه انقلاب اسلامی يك انقلاب فکری و فرهنگی است و باید فرهنگ و فکر صادر شود و اینها نيز با سرنیزه صادر نمی‌شوند. به یاد دارم که همان زمان عناصری از همین لیبرال‌ها و گروهک‌های سیاسی مانند نهضت آزادی و جبهه ملی مي‌گفتند که نمي‌خواهيم انقلاب اسلامی را صادر کنیم ولی امام تاکید داشتند که انقلاب باید صادر شود؛ ايشان مي‌دانستند وقتی انقلاب صادر شود ملت‌ها به پا می‌خیزند و کشورهای مختلف راه اسلام و انقلاب را می‌شناسند و دنبال می‌کنند و در نتیجه این استعمارگران و استکبار جهانی هستند که به چالش کشیده و دستشان از سرنوشت ملت‌ها کوتاه می‌شود. و ديديم وقتی انقلاب ما صادر شد، در لبنان چه تحول عظیمی پدید آمد و چگونه نیروهای حزب‌الله توانستند با دست خالي ارتش تا دندان مسلح رژیم صهیونیستی را در جنگ ۳۳ روزه زمین‌گیر كنند.
حزب‌الله لبنان، توپ، تانک، هواپیما و تجهيزات دفاعی نداشت و فقط با موشك مي‌جنگيد که عربستان، مصر و رژیم‌های وابسته به آمریکا نيز موشك را دارند ولي اينگونه در مقابل رژیم صهیونیستی ذلیل، اسیر و بدبخت هستند اما آنچه سبب شد حزب‌الله لبنان استوار و سربلند بایستد و در جنگ ۳۳ روزه رو سفید شود، همان سلاح ایمان، اتحاد، پایداری و مقاومتش بود که از انقلاب ایران الهام گرفته بود. مردم مظلوم و ستمديدة غزه نيز با دست خالي و با سلاح ايمان توانسته‌اند ارتش خون‌آشام رژيم صهيونيستي را زمين‌گيركنند.
انقلاب اسلامي به سایر کشورها نیز صادر شد که نمونه آن حمله جانانه و خداپسندانه خالد اسلامبولی به یک مزدور وابسته به آمریکا و صهیونیسم به نام انور سادات بود اما پس از آن همه قدرت‌ها نیروهای خود را متمرکز کردند تا اجازه ندهند انقلاب اسلامی در مصر پا بگیرد؛ توطئه‌ها پشت سر هم به اجرا در آمد و به مدت ۳۰ سال ملت مسلمان و مظلوم مصر را به زنجیر کشیدند و خفقان ایجاد کردند اما عاقبت دیدیم که این توطئه‌ها در هم شکسته شد و امروز انقلاب اسلامی ایران در سراسر کشورهای مسلمان به خصوص خاورمیانه عربی کاملا موج ایجاد کرده و زمینه را برای پیروزی ملت‌ها و در هم شکستن قدرت استعماری فراهم کرده است.
از دیگر مسائلی که امام به شدت به آن توجه داشتند، خدمت به مردم بود؛ امام خمینی بر روی خدمت به ملت بسیار تاکید داشتند و مسئولين ایران را به تلاش در این راه فرا می‌خواندند كه بحمدالله خدمات ارزنده‌ای در طول این ۳۲ سال به ملت ایران انجام شده كه در طول ۳۰۰ سال گذشته بی‌سابقه بوده است.
از دیگر خواسته‌های امام و انقلاب اسلامی شکوفا کردن استعداد مردم ایران بود چرا که قبل از انقلاب یکی از توطئه‌های دشمنان این بود که ملت ایران را به پوچی بکشانند و اینگونه به آنها بقبولانند که کاری از شما ساخته نیست ولی امام این همت را در ملت ایران ایجاد کرد و مي‌بينيم ابتکارات و پیشرفت‌هایی که پس از انقلاب در ایران ايجاد شده دنیا را به شگفتی واداشته است.
ملت ايران در زمینه پزشکی، صنایع دفاعی، تکنولوژی و عمران و آبادی دست به اقداماتی زده که در دنیا بی‌سابقه است و این از بزرگترین دستاوردهای انقلاب اسلامي است که امام به آن اهتمام ویژه‌ای داشتند و بحمد‌الله به آن جامه عمل پوشانده شد.
امروز نيز مقام معظم رهبری با تمام وجود به آنچه که امام اعتقاد داشتند،‌ معتقدند و آن را دنبال می‌کنند و مانند دیده‌باني همیشه بیدار، اوضاع ایران، انقلاب و جهان را زیرنظر دارند و هرگز اجازه نخواهند داد که مسیر انقلاب به انحراف کشیده شود و دشمن با توطئه‌های خود بتواند به انقلاب ضربه بزند و آن را به چالش بکشاند. مقام معظم رهبری به معنای واقعی کلمه همانند امام هستند و همان ویژگی‌های ايشان را دارند؛ هوشیاری، قداست، عدالت‌‌خواهی، معنویت و گذشت ایشان از مسائل، بسیار عظیم و برجسته است. مقام معظم رهبري به علت همان معنویت و معرفتشان به خدا نسبت به جفایی که در حق ایشان می‌شود، کوچکترین عکس‌العملی نشان نمی‌دهند و گذشت می‌کنند و فقط برایشان مهم است که به اسلام، انقلاب و کشور ضربه‌ای وارد نشود اما نسبت به جفا و اهانتی که به ایشان می‌شود، کاملا صرف‌نظر و اغماض می‌کنند. زندگی مقام معظم رهبري کاملاً زندگي اسلامی و همراه با ساده زيستي است. ايشان برای امروز و آینده انقلاب و سرنوشت ملت واقعا نعمتی بزرگ هستند که خداوند به این کشور ارزانی داشته و می‌توان گفت پس از امام بزرگترین موهبتی که خداوند بر ما ارزانی داشته وجود مقام معظم رهبری است که تمام ویژگی‌های حضرت امام را در بردارند و در جهت پاسداری از آرمان‌های ايشان بسیار کوشا هستند.

فارس:‌ بررسي تاريخ معاصر نشان از اين دارد كه انقلاب طي ۳۲ سال گذشته با ريزش‌هايي در خواص مواجه بوده است، به نظر شما اين ريزش‌ها چه عوامل و دلايلي دارد؟
روحاني: در مطالعه تاریخ می‌بینیم که در صدر اسلام نیز ریزش خواص وجود داشته است كه یکی از عوامل این ریزش‌ها عدم اعتقاد به اسلام و انقلاب است، یعنی فرد یا به اسلام اعتقاد ندارد و یا اگر به اسلام معتقد است، این اعتقاد با اسلام ناب محمدی (ص) تفاوت دارد همچنين ممكن است فرد به انقلاب اعتقاد نداشته باشد و یا اعتقادش به انقلاب به اندازه اعتقاد امام و ملت ایران نباشد به عنوان مثال منافقین و سازمان مجاهدین خلق فقط از اسلام به عنوان یک ابزار استفاده مي‌کردند و به آن اعتقاد قلبی نداشتند. آنها فقط اسلام را به زبان مي‌آوردند تا مردم باور کنند که این افراد مسلمانند اما اندیشه‌هایشان کاملا لیبرالیستی و برگرفته از مکاتب غرب و شرق بود؛ آنها نه تنها به روحانیت اعتقاد نداشتند بلكه به اصل ولایت فقیه نیز معتقد نبودند بنابراین مشخص بود كه روزی رویاروی انقلاب قرار می‌گیرند.
بنی‌صدر نيز یک فرد کاملا غرب‌زده و وابسته به اندیشه‌های غربی بود که نه تنها امام و روحانیت را قبول نداشت بلکه به اسلام ناب محمدی (ص) نيز معتقد نبود، در همان زمان نيز که در پاریس به اصطلاح مقاله اسلامی می‌نوشت، همسر و دخترانش بی‌حجاب بودند که نشان می‌داد بنی‌صدر به حجاب اسلامی معتقد نبود و بی‌حجابی را کاملاً عادی می‌دانست لذا مشخص است کسی که اینگونه فکر می‌کند نمی‌تواند در چارچوب انقلاب اسلامی حرکت کند و در جایی با انقلاب اصطکاک پیدا می‌کند بنابراين یکی از عواملی که سبب می‌شود عناصر ریزش کنند، عدم اعتقاد واقعی به انقلاب، اسلام، روحانیت و اصل ولایت فقیه است که نمونه بارز آن را در بنی‌صدر، قطب‌زاده و شریعتمداري دیدیم.
شریعتمداری نيز از افرادی بود که نه امام را قبول داشت و نه به حکومت اسلامی معتقد بود و تا آخر نیز کلمه حکومت اسلامی را به زبان نياورد و در صحبت‌هایش دم از حکومت مردم بر مردم می‌زد که یک اندیشه لیبرالیستی غربی بود که به زبان او انداخته بودند.
عامل دومی که سبب ریزش خواص می‌شود ايجاد تضاد بين منافع شخصی افراد با منافع انقلاب است. افرادی که قدرت‌طلب، شهرت‌طلب و به دنبال کسب مقام و منصب هستند اگر در نظام جمهوری اسلامی به مقامی كه مي‌خواهند، برسند طبیعی است که در خدمت انقلاب هستند و خود را انقلابی می‌دانند ولی به محض اینکه احساس کنند در انقلاب مقام دلخواهشان را ندارند و از این نمد کلاهی نصیبشان نمي‌شود، با انقلاب اسلامی تعارض پيدا مي‌كنند.
در دوران انقلاب افرادي را داشتيم که به اصطلاح از یاران امام و مرد شماره ۲ انقلاب شمرده می‌شدند، اما از روزی که احساس کردند در انقلاب مسئوليت دلخواهشان را ندارند و يا به دنبال رسيدن به مقام، شهرت و قدرت بیشتری بودند، با انقلاب طرف شده و تلاششان این بود که به مقام و منصب بیشتری دست یابند. به عنوان مثال در جریان فتنه ۸۸، دسته‌اي از کسانی که رویاروی ملت، مقام معظم رهبری و انقلاب ایستادند و آن فاجعه ننگین را به وجود آوردند، افرادي بودند که از شهوت مقام كور شده بودند و به هیچ چیز جز رسيدن به قدرت فكر نمي‌كردند که خود، ضربه خوردند و پایگاه و آبروی خود را در میان مردم از دست دادند.
دسته سوم که دچار ریزش می‌شوند، ساده‌لوحانی هستند که از اندیشه‌های دشمن تاثير می‌گیرند و دشمن می‌تواند روی آنها کار کرده و از مسیر انقلاب دورشان کند، مانند منتظری، شیخ علی تهرانی و افرادی از این دست که بر اثر ساده‌اندیشی‌هایشان منافقین و لیبرال‌ها توانستند آنها را از مسیر انقلاب منحرف کنند.
دسته چهارم کسانی هستند که به طور کلی با انقلاب اسلامی و روحانیت دشمنند، اینها عناصر مزدوری هستند که دشمن از آنها به عنوان نفوذی برای آسیب رساندن به انقلاب اسلامی و به چالش کشاندن آن استفاده می‌کنند که نمونه بارز آن انجمن حجتیه است، اینها از ابتدا به امام، انقلاب و اسلام راستين اعتقاد نداشتند و یک سری ارتباطات مرموز با بیگانگان داشتند، یا مثلا حاج فرج دباغ که به سروش معروف است، وي جزو عوامل نفوذی‌ بود که کاملا توسط دشمن هدايت و وارد این جرگه شده‌ بود تا دشمن بتواند از وجود وي برای ضربه زدن به اسلام و انقلاب بهره ببرد.
این موارد از عواملی هستند که سبب ریزش برخی خواص در طی این ۳۲ سال شده و هنوز هم مي شود 

فارس: به نظر شما با توجه به عملكرد آقاي هاشمي رفسنجاني و سكوتش در فتنه سال گذشته، وي جزو خواصي كه ريزش كردند، محسوب مي‌شود؟
روحاني: امیدوارم که هاشمی رفسنجانی ریزش نکند و به دامن ملت و انقلاب بازگردد و در خدمت اسلام و انقلاب باشد اما چند مسئله وجود دارد که در لغزش ایشان تاثیر داشت. نخست اینکه هاشمی رفسنجانی در یک خانواده مرفه رشد و زندگی کرده‌ است؛ این جمله حضرت امام(ره) هیچگاه از ذهنم نمی‌رود که فرمودند “کسانی می‌توانند تا آخر با ما باشند که درد فقر را چشیده‌اند” لذا زندگي مرفه و به نوعي اشرافي‌گري این یکی از عواملی است که در لغزش وی تاثیر داشت. هاشمی رفسنجانی حتی در خطبه‌های نماز جمعه خود مردم را به تجمل‌گرایی، زندگی‌کذایی و رفاه‌طلبی فرا می‌خواند و این عاملی بود که وی را از مردم جدا کرد.
مسئله دومی که سبب شد هاشمی رفسنجانی دچار لغزش شود نورچشمی‌ها و آقازاده‌ها بودند چرا که این فامیل‌پرستی و آقازاده‌ پرستی بسیار خطرناک است و بسیاری را به چالش، انحراف و بدبختی کشانده است که امیدواریم این آقاز‌اده پرستی سبب نشود تا هاشمی رفسنجانی به طور کلی ساقط شود.
مسئله سوم كه سبب لغزش هاشمي شد، غرور است چراكه غرور و خود را در برج عاج دیدن و اینکه انتظار داشته باشي از رهبری تا مجلس و قانون در سیطره و چنگ تو باشند، خصلتي است كه انسان را به تباهی می‌کشاند و این مسئله‌ای است که برای هاشمی رفسنجانی وجود داشته و دارد و سبب بروز چنین مشکلاتی شده است.
دليل چهارم که باز سبب به چالش کشیده شدن هاشمی رفسنجانی شد و خطری است که همچنان او را تهدید می‌کند، یکدندگی و لجبازی است که در وی وجود دارد، این صفت از صفات شیطانی و نفسانی است که انسان‌ها را به پرتگاه سقوط می‌کشد. انسان اگر فکر کند ايستادن روي حرفی که زده و اشتباهی که انجام داده، يك ارزش است و بر روی اشتباه خود پافشاری کند و این را افتخار بداند به همان سرنوشت شومی دچار می‌شود که بسیاری از تاریک‌اندیشان و خودپرستان به آن دچار شده‌اند.
خودخواهی، خودپرستی و یکدندگی چیزی نیست که انسان را به سوي تکامل ببرد بلکه عامل سقوط فرد می‌شود بنابراين این عوامل جزو دلايلي هستند که در لغزش هاشمی رفسنجانی تاثیر بسزایی داشته كه امیدواریم خداوند به او کمک کند تا از این منجلاب نجات یابد.

فارس: با وجود گذشت يك سال از فتنه ۸۸ و در حالي كه اقشار مختلف مردم حقيقت فتنه را درك كردند، ارزيابي شما از اظهارات اخير آقاي هاشمي و تاكيد بر مواضع نماز جمعه سال گذشته وي چگونه است؟
روحاني: واقعا با اين مسائل نمی‌توان گفت که عاقبت هاشمی رفسنجانی چه خواهد بود، اما حقیقت این است که هاشمی یک سری انتظاراتی از نظام دارد و فکر می‌کنم تا آن انتظارات او برآورده نشود، او به راه نمی‌آید لذا امیدوارم خداوند به ملت و مقام معظم رهبری صلابت، توفیق و عنایتی ارزانی دارد تا در مقابل اینگونه وسوسه‌ها استوارتر از گذشته بایستند و اجازه ندهند امیال نفسانی افراد تحقق یابد.
هاشمی رفسنجانی انتظار دارد که در نظام جمهوری اسلامی حرف اول را بزند و تقریبا نقش رهبری داشته باشد و در کنار حضرت آقای خامنه ای در رهبری سهیم باشد و به قول معروف به بازی گرفته شود اما مقام معظم رهبری مرد خداست و طبق وظیفه خود عمل می‌کند و نمی‌تواند طبق خواسته‌های نفسانی این افراد عمل کند. رهبری در وظایف اسلامی خود، دوست، رفیق و سوابق کذایی نمی‌شناسند و به وظایف و رسالت خود عمل می‌کنند و وقتی هاشمي مي‌بيند كه مقام معظم رهبري به وي در چهارچوب قانون اساسي اجازه دخالت می‌دهند، به شدت از این موضوع ناراضی است و قطعا هر کارشکنی‌هایی که از دستش برآید انجام می‌دهد.
هاشمي بداند، این راه، راهی است که انسان را به جهنم می‌کشاند و مطمئنا این مسیر سبب نجات انسان نمی‌شود چرا که این راه راه ملت، امام، انقلاب و اسلام نیست لذا خود هاشمی باید متوجه و متنبه شود.
رهبری و ملت انقلابی و آگاه ایران نيز دست رد به سينه کسانی که اینگونه انتظارات را داشته باشند، خواهند زد و هاشمی هرچه بیشتر بر روی این گونه نادرستی‌ها و لغزش‌ها پافشاری کند بیشتر به ورطه و گرداب سقوط نزدیک می‌شود.

فارس: رويش‌هاي انقلاب اسلامي را طي اين ۳۲ سال بيان كنيد.
روحاني: بزرگترین رویش انقلاب اسلامي، علاوه بر استقلال و آزادی كشور، هوشیاری، آگاهی و رشد ملت كه مسایل بسیار عظیمي هستند، شکوفا شدن استعداد اندیشمندان و دانشمندان کشور است؛ اقدامات این دانشمندان سبب شد که کشور به خودکفایی برسد و از هرگونه وابستگی نجات يابد، ما اکنون در هیچ زمینه‌ای نیازی به بیگانه نداریم و اگر امروز دور تا دور ایران را دیوار آهنی بکشند، ملت ایران می‌تواند به برکت این همت بالا و اين شکوفايي استعدا‌د‌ها کارهایی را انجام دهد که در بسیاری از نقاط دنیا بی‌نظیر است و این رویش بسیار عظیمی است که در نسل تحصیل‌کرده و دانشمند کشور می‌بینیم.
رویش دیگری که در طی این ۳۲ سال در کشور به وجود آمده گرایش نسل جوان ما به اسلام و انقلاب اسلامی است که نمونه بارز این رویش را می‌توان در مراسم مذهبي و اعتکاف دید. وقتی مراسم اعتکاف فرا می‌رسد، مي‌توان ديد كه نسل جوان در مساجد و محافل مذهبی با چه معنویت و شوقی شرکت می‌کنند و این رویشي بسیار عظیم در انقلاب اسلامي ما است.
رویش سومی که امام نیز همواره به دنبال آن بوده‌اند، اعتلاي نقش زنان و دختران در کشور بود که اکنون بسیار برجسته و افتخار‌آفرین است؛ ترقی و پیشرفتی که دختران و زنان مسلمان ایران در طول این ۳۰ سال گذشته داشته‌اند واقعا باور‌نکردنی است. در دوران قبل از انقلاب زنان را ضعیفه می‌خواندند و همه فکر می‌کردند که زندگي زنان فقط بايد در آشپزخانه بگذرد؛ دشمن نیز از این مسئله سوء‌استفاده مي‌کرد و تلاش داشت تا زندگی زنان به آرایشگاه‌ها و مراكز نامناسب بكشاند. در آن زمان تصور نمي‌شد که زن می‌تواند در جامعه نقشی داشته باشد و در پیشبرد اهداف اسلامی اقدامی انجام دهد، فرزندان صالح و شایسته تربیت کند و رسالت مقدس مادری را به بهترین نحو پیش ببرد و این امام بود که این ویژگی‌ها را می‌دانست و به زنان این فرصت و رخصت را داد تا در صحنه حاضر شوند و امروز می‌بینیم که زنان ما در هر عرصه‌اي که وارد شوند، افتخار‌آفرینند و بهترین پیشرفت‌ها و موفقیت‌ها را دارند که این نيز از رویش‌های عظیم انقلاب و مایه افتخار این کشور است چراكه آینده کشور را بیشتر درخشان می‌سازد.
از دیگر رویش‌های انقلاب صدور آن به کشورهای مختلف از جمله لبنان، عراق، مصر، اردن،‌ تونس و یمن است كه سبب بيداري اسلامي در اين كشورها شده است و امیدواریم به زودی نيز شاهد تاثيرگذاري انقلاب و بيداري اسلامي در عربستان و دیگر کشورها باشيم البته در برخی کشورها خفقان به قدری شدید است که اجازه نمی‌دهند مردم آزادانه به صحنه بیایند وگرنه شاهد بروز این مسئله نیز در چنين كشورهايي بودیم اما در برخی کشورهاي ديگر نيز مردم موفق شدند زنجیر اختناق را بشکنند و به صحنه بیایند که این مسئله نیز رویش بسیار عظیم انقلاب است.
من این جمله تاریخی امام را كه فرمودند: “امیدوارم به زودی پرچم اسلام در بام جهان به اهتزاز درآید” فراموش نمي‌كنم و امیدوارم به زودی اين اتفاق رخ دهد و ان‌شاءالله انقلاب ما بتواند این افتخار را برای ملت‌های اسلامی بیافریند و دست استکبار جهانی از سرنوشت همه ملت‌ها قطع شود و ملت‌های مسلمان نه تنها کشور و ملت خود را از چنگ استبداد نجات دهند بلکه بشریت را از چنگال جهانخواران و زورمداران نجات بخشند.
بنابراين تحولات منطقه به ویژه در مصر و تونس می‌تواند رویشی از انقلاب اسلامی ایران باشد چرا که می‌بینیم امروز همان شعارهای مردم ایران در زمان انقلاب به ویژه شعار “الله‌اکبر” در مصر و تونس سر داده می‌شود و یا مردم این کشورها مانند ملت ایران در دوران انقلاب به سربازان و نظامیان خود گل می‌دهند و یا شاهدیم که همان نماز‌هایی که مردم در خیابان‌های ایران می‌خواندند آنها نيز همان را تکرار می‌کنند لذا مشخص است که مردم مصر و تونس از ایران و انقلاب اسلامی الگو گرفته‌اند و ان‌شاء‌الله امیدوارم رهبری حکیم و متعهد و اسلام‌شناس در راس برنامه‌هایشان قرار بگیرند که در آن صورت حتما پیروزند.

فارس: به نظر شما دليل اينكه ريزش‌ها در سال گذشته به اوج رسيد، چه بود؟
روحاني: وقتی مسئله انتخابات پیش می‌آید خواست دروني افراد و آن چیزی که در ضمیر آنها است، بیشتر بروز می‌کند. آنهایی که به دنبال گرفتن سهم هستند و می‌خواهند در قدرت سهیم باشند در اینگونه موارد بیشتر دست و پا می‌زنند و ماهیت خود را بروز می‌دهند؛ عناصر منافق، دشمنان انقلاب و اسلام که در فرصت‌های مختلف سعی می‌کنند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند در جریان فتنه سال گذشته بازیگر صحنه شدند و فکر کردند فرصت خوبی است كه انقلاب را به چالش بکشانند.
اما مسئله این است که دشمنان و طراحان عرصه بين‌المللي از حدود ۲۰ سال پیش بر روی این قضایا فکر و برای به چالش کشاندن انقلاب اسلامی زمینه‌سازی کرده بودند، آنها همه گروهک‌ها و سازمان‌های ضدانقلاب از جمله تجزیه‌طلب‌ها،‌ سلطنت‌طلب‌ها، همجنس‌بازها، بهائی‌ها و منافقان را متحد و یکپارچه به صحنه آورده بودند كه قطعا در چنین مواردي سعی شده بود از ساده‌لوحی، بی‌ارادگی و قدرت‌طلبی برخی‌ها سوءاستفاده کنند و اندیشه لیبرالیستی را در بین آنها رسوخ دهند.
برخی از کسانی که در صحنه انتخابات این فضاحت‌ها را به بار آوردند و خود را رسوا کردند، به شدت تحت تاثیر اندیشه‌های لیبرالیستی قرار گرفته بودند و حرفشان این بود که شعار “مرگ بر آمریکا” ما را در دنیا منزوی کرده و دم زدن از فلسطین یک نوع انتحار سیاسی است و دیگر نباید با آتش زدن پرچم آمریکا برای خود دشمن‌تراشی کنیم. این اندیشه‌های لیبرالیستی بود که این افراد را کاملا مرعوب کرده و تحت تاثیر قرار داده بود لذا اين جريانات ماهیت افراد را نشان داد و آنها را رسوا كرد.

فارس: در خصوص مجمع روحانيون مبارز به نظر شما چرا اعضاي اين مجمع كه در ابتداي انقلاب به همراهي با امام خميني(ره) شهرت داشتند، در مسير انقلاب از خط خود جدا شدند و در آخر نيز مقابل نظام ايستادند؟
روحاني: در خصوص مجمع روحانیون مبارز چند مسئله دخیل بود که کار آنها را به اینجا کشاند؛ در میان اعضاي مجمع روحانیون کسانی بودند که اصلا به امام خميني(ره) اعتقاد نداشتند اما بوی قدرت به مشامشمان رسیده و آنها را به مجمع روحانيون کشانده بود.
همچنین کسانی بودند که به امام اعتقاد داشتند اما به اصل ولایت فقیه معتقد نبودند و از روی ناچاری پذیرفته بودند که خود را موافق نشان دهند.
دسته سوم کسانی بودند که اندیشه لیبرالیستی داشته و با این اندیشه زندگی می‌کردند و اساسا حرف‌ها و اندیشه‌های انقلابی را مسخره می‌کردند؛ اینها نیز در مجمع نقش داشتند و بعد هم در راس تشکیلات قرار ‌گرفتند و در این انحرافی كه براي مجمع به وجود آمد، نقش داشتند.
مسئله چهارم حفظ منافع و قدرت افراد بود. برخي از اعضاي مجمع پس از رحلت امام احساس کردند كه منافعشان را از دست داده‌ و در قدرت و نظام سهمی ندارند يعني به خیال خودشان کنار گذاشته شده بودند، این موضوع سبب شد در این جو قرار گیرند. البته در مجمع روحانیون افرادی بودند و هستند که به امام، انقلاب، اسلام و رهبری اعتقاد دارند اما در اقلیتند و نمی‌توانند نقشی ایفا کنند.
متاسفانه مجمع روحانيون به دليل این رفتارهاي نادرست و اشتباه، خود را در صف دشمن قرار دادند و از انقلاب جدا شدند و حالا جالب است که در اعلامیه خود از امام به صورت ابزاری استفاده می‌‌کنند. آنها بر روی برخي عبارات امام مانند رای مردم و حق و حقوق مردم تاکید می‌کنند اما توجه ندارند که امام خميني(ره) فرموده بودند كه پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیب نرسد.
مسئله پیروی از اصل ولایت فقیه و رهبری از خطوط قرمز حضرت امام (ره) بود و ايشان بر روی این مسئله بسیار تاکید داشتند بنابراين چطور می‌توان پذيرفت كه فردی خود را در خط امام بداند اما فرامین رهبری را زیر پا گذاشته و به رهبری پشت کند. این سؤال را باید آقایون عضو مجمع جواب دهند.
كساني که امروز اطلاعیه می‌دهند و از امام دم می‌زنند و خود را یار امام می‌دانند آیا این را قبول دارند که امام مسئله ولایت فقیه و پیروی از رهبری را واجب می‌دانستند؟ آیا این استفاده ابزاری از امام نیست؟ اینها می‌خواهند چه کسانی را فریب دهند، ملت ایران آگاه است و با این مسائل فریب نمی‌خورد.
اعضاي مجمع روحانیون باید خط خود را مشخص کنند که آیا امام خميني(ره) و همه آرمان‌های ايشان را قبول دارند و یا در مسایلی که به نفعشان است، پیرو امام هستند؟
بنابراين اگر امام را قبول دارند اولین مسئله رهبری است لذا باید بیایند، زانو بزنند و از مقام معظم رهبری رهنمود بگیرند و تکلیف و وظیفه‌شان را بپرسند، اما اگر رهبری را قبول ندارند پس امام را نيز قبول ندارند چراكه هیچ کس نمی‌تواند ادعا كند كه پیرو خط امام هستم اما رهبری را قبول ندارم. این موضوع، خیانت، نفاق، دورویی و ریاکاری است و اینها با این شیوه نمي‌توانند در جامعه سر بلند کنند لذا مي‌بينيم كه اين روش اعضاي مجمع روحانيون سبب شده كه مجمع این چنین منزوی شود و مانند گروهک‌های نهضت آزادی، جبهه ملی، مشاركتي و… از ملت دور شود. و جاي افسوس است كه مجمع روحانیون مبارز به این سرنوشت شوم دچار شده است چرا كه برخي از اعضاي آن از کسانی بودند که زمانی در صحنه انقلاب حضور داشتند و انتظار ما این است که مجمع دوشادوش ملت به صحنه آید نه این که در گوشه‌ای بنشیند و اعلامیه دهد. این اقدام را نهضت آزادی نيز انجام می‌دهد آنها باید از سرنوشت نهضت آزادی و دیگر گروهک‌هایی که راهشان را از امام و انقلاب جدا کردند عبرت بگیرند.
اگر فکر می‌کنند حرف زدن از امام می‌تواند مردم را فریب دهد، اشتباه می‌کنند. ملت ایران امروز به عمل نگاه می‌کند و تا این افراد راه خود را مشخص نکنند در این جامعه اعتبار و ارزشی نخواهند داشت. 

فارس: برخي مي‌گويند امام در مسير مبارزه با رژيم شاه، همراهي منافقين و ملي‌گرايان را قبول داشتند، نظر شما چيست؟
روحاني: به جرات مي‌توان گفت امام هرگز با کسانی که در مسیر اسلام نبودند به خاطر مبارزه با شاه هدف مشترکی را دنبال نکردند.
امام خميني(ره) زمانی كه برخي از گروه‌ها جلوه دادند که سر در راه اسلام دارند، آنها را پذيرفتند. امام بر روی مسئله اسلام بسیار تاکید داشتند و کسانی را می‌پذیرفتند که واقعاً اسلامی باشند، امام خميني(ره) نه قبل از انقلاب و نه بعد از آن هرگز نسبت به گروهک منافقین اعتماد نداشتند و آنها را نپذیرفتند به این دلیل که آنها از اسلام به عنوان یک ابزار استفاده می‌کردند و به آن اعتقاد قلبی نداشتند نهضت آزادی در آستانة پيروزي انقلاب اسلامي كه خود را پيرو ولايت فقيه وانمود كردند و در اعلاميه‌اي با تمسك به آية شريفة اطيعواالله و اطيعواالرسول و اولي‌الامر منكم. پيروي خود را از امام و روحانيت رسما اعلام كردند، توانستند به امام نزديك شوند و در صف همراهان امام قرار بگيرند. ليكن پس از پيروي انقلاب اسلامي، آن گاه كه در عمل نشان دادند راهشان از ملت جداست و رسوبات غربي و فرهنگ ليبراليستي در آن‌ها ريشه دارد، امام آنان را طرد كرد و در آن نامه تاريخي خطر آنان را گوشزد كرد و اعلام داشت كه آنان تا ايران را به آمريكا تسليم نكنند، آرام نمي‌گيرند. والسلام عليكم. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *