در نشریه «شما» ارگان حزب مؤتلفه اسلامی دیدم که ادعا شده است که مؤسس این حزب امام بوده است، آیا این ادعا مقرون به صحت است؟!

  همان‌ گونه که در هفته‌‌نامه «شما» شماره ۴۵۲ توضیح داده شده است، امام همه کسانی را که در چارچوب احکام اسلامی فعالیت‌های سیاسی داشتند، به اتحاد و انسجام فرا می‌خواندند و آنان را به وحدت کلمه دعوت می‌کردند. در نجف اشرف نیز بارها اتفاق افتاد که امام برادران روحانی را که در خدمتشان فعالیت داشتند و به سهم خود مبارزات ملت ایران را تداوم و استواری می‌بخشیدند، دسته‌جمعی به حضور فرامی‌خواندند و به اتحاد و انسجام دعوت می‌کردند و هدف امام از وحدت و یکپارچگی تشکیل حزب و حزب‌بازی نبود بلکه همگامی، هماهنگی، تبادل نظر، همفکری و نوعی تعامل و تعاون بود و این از برنامه‌های استراتژیک امام بود. امام به درستی می‌دانستند که در سایه اتحاد ملت می‌توان بر خصم چیره شد و دیدیم که با گرد آمدن عموم ملت در زیر پرچم توحید، ‌انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و امام تا واپسین لحظه‌های زندگی خویش همگان را به وحدت کلمه توصیه می‌کردند و اگر در این میان کسانی طبق سفارش امام به اتحاد و انسجام به تشکیل حزب و گروه دست زده‌اند، نباید امام را مؤسس آن حزب و جمعیت معرفی کنند. در نجف شماری از طلاب و روحانیان دور هم جمع شدند و با عنوان «روحانیت مبارز خارج کشور» مبارزات را دنبال کردند، عده‌ای نیز زیر عنوان «روحانیان مبارز، گروه ۱۵ خرداد» نهضت امام و مبارزات ملت ایران را پی‌ گرفتند، در صورتی که این دو گروه هیچ کدامشان این ادعا را ندارند که امام مؤسس گروه آنان بوده است. این درست نیست که اگر امام روزی جمعی را به اتحاد و ائتلاف فراخواندند و آنها رفتند حزبی تشکیل دادند، امام را «مؤسس» آن بنمایانند. اگر امام مؤسس حزب مؤتلفه اسلامی بودند، چرا دست کم پس از پیروزی انقلاب اسلامی پیامی برای حزبی که بنیانگذاری! کرده بودند نفرستادند و عموم مردم را به پیوستن به آن فرانخواندند؟!!

اگر امام بنابر درخواست جمعیت مؤتلفه، بزرگانی را به نظارت بر امور دینی و سیاسی جمعیت مکلف کردند، نه به معنی تأیید این جمعیت به عنوان یک حزب می‌باشد، بلکه رسالت اسلامی ایشان اقتضا داشت که به درخواست همه کسانی که از ایشان در راه هدایت و راهنمایی خود و همراهان خویش مدد می‌جویند توجه کنند و در هدایت آنان بکوشند. امام بزرگانی را بنا به درخواست سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به عنوان نماینده خویش در آن سازمان تعیین کردند در صورتی که مسلما نه آن سازمان مورد تأیید ایشان بود و نه امام مؤسس آن بودند.

این روزها متأسفانه باب شده است که هر کسی طبق امیال خود به امام امت نسبت‌هایی می‌دهند که تاریخ را خدشه‌دار می‌کند مانند اینکه «ما بودیم به امام گفتیم عید نوروز سال ۴۲ را عزا اعلام کند»! «ما بودیم به امام پیشنهاد دادیم که پس از یورش کماندوهای شاه به مدرسه فیضیه، شخص شاه را مورد حمله قرار دهد»!! «ما بودیم به امام پیشنهاد دادیم عازم فرانسه شود»! و ما بودیم.. و… چیزی نمانده است ادعا شود که ما بودیم اعلامیه‌ها را می‌نوشتیم و امام امضا می‌کرد!! ما بودیم پیش‌نویس سخنرانی را تهیه می‌کردیم و به امام می‌دادیم و امام آن را حفظ می‌کرد و بالای منبر می‌خواند!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.