کلام حضرت امام

iranemoaser.com

روزشمار انقلاب اسلامی

iranemoaser.com

مسئله فلسطین

iranemoaser.com

چاپ
شناسه خبر : 4
92/8/13 - 10:07 - 2013-11-4 10:07:59


زندگى‌نامه آيت‌الله شهيد سيدمصطفى خمينى

سيد مصطفى خمينى نخستين فرزند امام خميني(ره) در30 آذر 1309شمسى (21 رجب 1349قمرى) در شهر قم ديده به جهان گشود. پدر او (امام‌خميني«ره») و مادرش (خانم خديجه ثقفى) معروف به «قدس ايران»، نام وى را محمد، لقبش را مصطفى و كنيه‌اش را ابوالحسن گذاشتند.
سيد مصطفى ديرتر از معمول زبان باز كرد به طورى كه در 4سالگى تنها چندكلمه مى‌توانست بگويد، وى را در 6 سالگى به مكتب فرستادند كه در حرف زدنش بسيار مؤثر بود. در 7سالگى به مدرسه رفت و دوره ابتدايى را در مدرسه‌هاى «باقريه» و «سنايي» قم به پايان رساند. در سال132٤ش. (15سالگي) به تشويق پدر به تحصيل علوم اسلامى پرداخت و در سال 1326ش. (17سالگي) پس از پايان دوره مقدماتى به مدت 5/2 سال به مرحله سطح وارد و معمم شد. سيد مصطفى در سال 13٣0ش. (حدود 22سالگي) سطح را به پايان رساند و از آن پس در درس خارج آيت‌الله‌العظمى بروجردى و امام خمينى (ره) شركت كرد.
سيد مصطفى در 17/1/1333 (24سالگي) با خانم معصومه حائرى (دخت آيت‌الله شيخ مرتضى حائري) ازدواج كرد. نخستين فرزند آنها محبوبه بود كه بر اثر بيمارى مننژيت درگذشت، دومين فرزندشان حسين و سومين فرزند آنها مريم بود، چهارمين فرزند در جريان حمله كماندوهاى رژيم پهلوى به منزل آن شهيد در 13/10/1343، پيش از آنكه به دنيا بيايد به علت بيم و هراسى كه به خانم حائرى دست داد، از دست رفت؛ خانم حائرى در پى اين حادثه ناگوار دچار كسالت ممتد شد و ديگر نتوانست بچه‌دار شود.

سيد مصطفى در سن 27سالگى به درجه‌ى اجتهاد نايل شد و اين در حالى بود كه از نظر اطرافيان و حتى امام (ره) ـ كه در اين زمينه بسيار سختگير بودند ـ او از 25سالگى به مرحله اجتهاد رسيده بود. وى تقريباً در همين سن و سال، به تدريس علوم نقلى و عقلى پرداخت و دست به تأليفات متعددى زد، بنابر اظهارات او در يكى از بازجويى‌هاى ساواك در سال 1343ش. زمانى كه تنها 33سال داشت، 12جلد كتاب به رشته نگارش كشيد. همچنين در تبعيدگاه تركيه، در حالى كه كتب و مأخذ لازم در دسترس نبود 2جلد كتاب تأليف كرد و در نجف نيز علاوه بر تدريس، كتب بسيارى در باب فقه، اصول، فلسفه و تفسير تدوين كرد كه همه نشان از استعداد و هوش سرشار و حافظه‌ى بالاى او داشت. او در ميان فضلاء و علماى متعدد نجف، جايگاه ويژه‌اى داشت؛ درس اصول فقه او جلوه‌ى خاصى داشت و نظرات علمى او براى بسيارى تازه و قابل استفاده بود، همچنين وى داراى مبانى استوار و محكمى بود و در حوزه درس امام(ره) در بسيارى از موارد در برابر نظريه‌هاى علمى امام(ره) مي‌ايستاد و بحث مي‌كرد.
نكته قابل تأمل در ارتباط با شخصيت اجتماعى آن شهيد، ساده زيستى او بود. با وجود اينكه فرزند يكى از مراجع طراز اول بود، در تمام مراحل زندگى ساده زيست و سطح زندگى او از حد زندگى يك طلبه‌ى ساده فراتر نرفت و اين مسأله در وصيت نامه‌‌اش كاملاً مشهود است (آنجا كه تنها به كتابهاى خود اشاره كرده و يادآور مي‌شود «چيز ديگرى ندارم مگر بعضى مختصرات، آن هم ديگر احتياج به گفتار ندارد... .» ) سيد مصطفى در هيچ يك از مراحل زندگى از موقعيت آقازادگى خود بهره‌بردارى نكرد و شخصيتى كاملاً مستقل داشت چرا كه وى عقيده داشت كسب شهرت با عنوان «آقازاده» و «آيت‌الله زاده» دون شأن يك مسلمان و آزاده است. همچنين، از ديگر ويژگي‌هاى اخلاقى آن شهيد كه تمام كسانى كه مدتى با او بودند به آن اشاره مي‌كنند، حسن خلق وى بود. صراحت، شهامت، زهد، خودساختگي، استقلال رأى و... را مي‌توان از ديگر ويژگي‌هاى برجسته آن شهيد برشمرد.

سابقه مبارزاتى سيد مصطفى از آشنايى با جمعيت فدائيان اسلام آغاز مي‌شود، اما از سال 1341ش. به طور جدى و همه‌جانبه وارد نهضت شد و در تمام لحظات زندگى در كنار رهبر نهضت به مبارزه پرداخت. ساواك نيز از او بسيار مي‌ترسيد و بنابر گزارشاتى كه در پرونده او آمده است، ساواك بارها روى اين موضوع تأكيد كرده بود كه حاج سيدمصطفى خميني(ره) در مبارزات پدرش نقش مهمى دارد.
در 15خرداد 1342 پس از دستگيرى امام(ره) در امر هدايت و رهبرى در قم نقش مؤثرى داشت. با سخنرانى در صحن مطهر حضرت معصومه(س) مايه شكل‌گيرى قيام 15خرداد در شهر قم شد. با تلاش‌هاى او، پيگيرى علما و فشار افكار عمومي، رژيم ناچار شد حبس امام(ره) را به حصر در منطقه‌ى داووديه تبديل كند و 3 روز بعد امام(ره) را به قيطريه انتقال دهد، از آن پس سيد مصطفى رابط امام با امت بود و مسئوليت ابلاغ اخبار و گزارشات بيرون به رهبر را بر عهده داشت. تلاش‌هاى وى در اين راستا به آنجا رسيد كه رئيس وقت شهربانى كشور (سپهبد نصيري)، او را جلب كرد و هشدار داد كه اگر از فعاليتهاى سياسى دست نكشد تحت پيگرد قرار خواهد گرفت.
پس از آزادى امام(ره) در 15/1/1343 و بازگشت ايشان به قم، سيد مصطفى باز هم به عنوان يارى وفادار همواره همراه و مشاور ايشان بود.
در پى سخنرانى امام(ره) عليه احياى رژيم كاپيتولاسيون در تاريخ 4/8/1343 و تبعيد ايشان به تركيه، در نيمه شب 13/8/1343 سيد مصطفى به پا خاست و با سيل خروشان مردم خشمناك قم به طرف بيوت آيات عظام به راه افتاد. رژيم كه تجربه‌ى فعاليتهاى حاج سيد مصطفى را در جريان 15خرداد به ياد داشت، در ساعت 15/9 صبح همان روز زمانى كه سيد مصطفى در بيت آيت‌الله نجفى به سر مي‌برد به آنجا حمله كرد و او را دستگير و زندانى كرد. سيد مصطفى به مدت 57 روز در زندان قزل قلعه و اغلب در سلول انفرادى به سر برد و از تاريخ 19/8/43 تا 28/8/43 به مدت 9 روز تحت بازجويى قرار گرفت. حاج سيد مصطفى در دوران بازداشت براى جلوگيرى از خلاء ناشى از نبود رهبر و بلاتكليفى مقلدين امام(ره)، طى نامه‌اى كه به صورت پنهانى به خارج از بازداشتگاه ارسال نمود، حجت‌الاسلام شيخ شهاب‌الدين اشراقى را وكيل و نماينده‌ى خود معرفى كرد، همچنين در اين مدت به علت نگرانى از سلامت امام(ره) در تبعيد، تنها درخواستى كه مطرح كرد رفتن نزد امام(ره) بود. از آنجا كه ساواك نيز دير زمانى بود انديشه دور كردن او از كانون نهضت را در سر داشت، با آزادى وى به شرط رفتن به تركيه، موافقت كرد. سيد مصطفى پس از بازگشت به قم و مشورت با مراجع و علماى قم از جمله آيت‌الله‌العظمى مرعشى نجفى و آيت‌الله‌العظمى گلپايگاني، از مسافرت به تركيه منصرف شد. هنگامى كه ساواك از اين تصميم آگاه شد، در 13/10/1342 كه تنها 5 روز از آزادى او مي‌گذشت با حمله به منزل امام(ره)، وى را دستگير و روز بعد (14/10/1343) به تركيه تبعيد كرد.
در تبعيدگاه تركيه شرايط حاكم در اين كشور و دور ماندن از ملت موجب شد از فعاليتهاى مبارزاتى و سياسى سيد مصطفى كاسته و بر فعاليتهاى علمى او افزوده شود و او بتواند در كنار امام(ره) به تحصيل و تكميل علوم اسلامى بپردازد. در آن زمان با توجه به شرايط بين‌المللي، دولت تركيه از اينكه كشورش به تبعيدگاه مبارزان مسلمان تبديل شده بود ابراز نگرانى مي‌كرد، به همين جهت رژيم ايران را تحت فشار قرار داد تا امام خميني(ره) و حاج آقا مصطفى را به مكان ديگرى تبعيد كند. رژيم نيز با بررسى همه جانبه، عراق را بهترين مكان براى تبعيد آن دوبزرگوار دانست و در نتيجه در 13/7/1344، امام خميني(ره) و سيد مصطفى را به عراق فرستاد.
انتقال امام(ره) و حاج آقا مصطفى به عراق با سرعت و بدون اطلاع قبلى به زعماى نجف صورت گرفت. سيد مصطفى در كاظمين خبر ورود امام(ره) را به اطلاع آيت‌الله‌العظمى خويى رساند، اين خبر در مدت كوتاهى در نجف منتشر شد. امام(ره) پس از سه روز اقامت در كاظمين، در روز 16/7/1344 به همراه استقبال‌كنندگان به سامرا رفتند و پس از اقامت يك روزه در اين شهر، راهى كربلا شدند. ايشان يك هفته در كربلا اقامت گزيدند و در روز 23/7/1343 وارد نجف‌اشرف شدند. با ورود امام(ره) به نجف، فصل جديدى از زندگى سيد مصطفى ورق خورد كه مسئوليتهاى جديدى به همراه داشت. 
سيد مصطفى در طول 12 سال اقامت در عراق، حلقه‌ى اتصال اجزاى نهضت اسلامى در ايران و نقاط مختلف جهان، با كانون آن در نجف و همچنين مسئول ايجاد و برقرارى رابطه با مبارزين در سطوح مختلف بود، كه محوريت و مركزيت اين ارتباط‌ها با مبارزين مسلمان بود و شهيد بيشتر در امور اجرايى و ارتباط و نظارت بر آنها همت مي‌گماشت.
شهيد سيدمصطفى خمينى از طرق مختلف مانند توزيع رساله عمليه، اعلاميه‌ها، پيامها، نامه‌ها و نشر سخنان امام خميني(ره) در ايران و ساير كشورها، از راه شبكه مبارزين، به نشر افكار انقلابى و انديشه‌هاى امام خميني(ره) مي‌پرداخت. همچنين با سفرهايى به كشورهاى عربستان، سوريه و لبنان كه غالباً به بهانه زيارت صورت مي‌گرفت، با مبارزين مسلمان و طرفداران ايرانى و غير ايرانى امام(ره) ارتباط برقرار مي‌كرد و به آنها رهنمودهاى لازم را مي‌داد و كسانى را كه آمادگى داشتند به مراكز آموزش نظامى معرفى مي‌كرد.
يكى از بهترين و مهمترين راه‌هاى ارتباطى سيد مصطفى با ساير مبارزين ايراني، در موسم حج بود. او در سالهاى 1342، 1345، 1353و1356 علاوه بر زيارت خانه‌ى خدا براى پيشبرد نهضت اسلامي، عليرغم كنترلها و مراقبتهاى كامل مأموران ساواك، توانست با مبارزين ايرانى و غير ايرانى و مقلدين امام خميني(ره) ديدار، گفتگو و تبادل نظر كند و اعلاميه‌ها، نامه‌ها و ساير اسناد و مدارك و دستورهاى امام(ره) را از طريق آنان به ساير كشورها ارسال نمايد.

سيد مصطفى در اين راه از يارى افراد مسلمان، متعهد و همسو با اهداف اساسى نهضت نيز بهره مي‌گرفت و با مبارزين سياسي- مذهبى ايران ارتباط داشت و به آنها مأموريتهاى سياسى و اجتماعى در راستاى نهضت اسلامى محول مي‌كرد. نكته قابل توجه در شيوه‌ى مبارزاتى سيد مصطفي، نفوذ ناپذيري، هوشيارى و عدم مماشات با كژانديشان بود. اگر كسى از مبارزين را مي‌ديد كه از خط امام، انقلاب و موازين اسلامى منحرف شده و مغرضانه فكر مي‌كند، با او كاملاً قطع رابطه مي‌كرد و در مقابل اگر متوجه مي‌شد كه كسى فريب خورده، تلاش مي‌كرد كه او را اصلاح كرده و به راه آورد.
در مدت حضور امام(ره) و سيد مصطفى در نجف، رويه عراق در قبال آنها متأثر از ارتباط ديپلماسى با ايران بود چرا كه رژيم عراق در صدد بود از حضور آن دو بزرگوار در آن كشور سوء استفاده كند (زمانى عليه ايران و به نفع خودشان زمانى هم به نفع هر دو كشور)، اما در تمام اين دورانها امام(ره) و حاج آقا مصطفى با اتخاذ اهداف مشخص و موضع‌گيري‌هاى روشن، جلوى هرگونه سوء استفاده را گرفتند. سيد مصطفى در پى ديدار با آيت‌الله‌العظمى حكيم كه در آن زمان به دليل فعاليتهايى عليه رژيم عراق، ممنوع الملاقات شده بودند، در 21/3/1348 دستگير و نزد حسن البكر رئيس جمهور وقت عراق جلب شد. وى به سيد مصطفى هشدار داد در صورت ادامه فعاليت بر ضد حكام بغداد با واكنش شديد روبرو خواهد شد.
و سرانجام آيت‌الله سيد مصطفى خميني، پس از 47 سال زندگى پر از تلاش و مبارزه، در سحرگاه يكشنبه 1/8/1356 (نهم ذي‌القعده 1397ق.) در نجف، به طور ناگهانى و مرموز در خانه‌ى خود درگذشت. علت مرگ مشخص نشد اما از مجموع گفته‌هاى بستگان درجه اول، نزديكان و دوستان چنين برمي‌آيد كه مرگ سيد مصطفى طبيعى و عادى نبود، بلكه در اثر نوعى مسموميت (به احتمال قوى به‌وسيله مأموران ساواك و يا مأموران امنيتى دولت عراق و يا تبانى آن دو دولت) به شهادت رسيد. آثار مسموميت در بدن شهيد از همان ابتدا كاملا مشهود بود، پزشكان قصد كالبد شكافى جسد او را براى روشن شدن علت مرگ داشتند كه به دليل مخالفت امام خمينى (ره) اين اقدام صورت نگرفت.
پيكر آيت‌الله سيدمصطفى خمينى از شهر نجف به كربلا برده شد، جنازه او را با آب فرات غسل دادند و در محل خيمه‌گاه امام حسين(ع) كفن كردند و پس از طواف در حرم مطهر حضرت سيدالشهدا(ع) و حضرت عباس(ع) به نجف بازگرداندند. پيكر آن شهيد يك روز بعد (دوشنبه دوم آبان) حدود ساعت 9 از مسجد بهبهاني-واقع در بيرون دروازه نجف- با شركت انبوهى از علماء، فضلا، طلاب، كسبه، اصناف و ديگر اهالى نجف به طرف صحن علوى تشييع شد. آيت‌الهف‌العظمى خويى در صحن مطهر حضرت اميرالمؤمنين امام علي(ع)، بر او نماز خواندند و سپس پيكر شهيد را در ايوان حرم مطهر، مجاور مقبره علامه حلي(ره) به خاك سپردند.
اساتيد
اساتيد او عبارتند از:
• امام خميني(ره) وآيت‌الله بروجردي(ره) در حوزه درس خارج 
• علامه سيد محمد حسين طباطبائي، در حوزه درس اسفار و تكميل دانش فلسفه
• آيت‌الله محمد داماد
• آيت‌الله شيخ مرتضى حائري، در حوزه درس فقه و اصول (دوره‌ى سطح)
• آيت‌الله محمد باقر سلطاني، در حوزه درس فقه و اصول (دوره‌‌ى سطح)
• آيت‌الله شهيد محمد صدوقي، در حوزه درس فقه و اصول (دوره‌ى سطح)
• آيت‌الله حاج شيخ محمد جواد قزويني
• آيت‌الله سيد ابوالحسن رفيعى قزويني، در حوزه درس اسفار و تكميل دانش فلسفي
• آيت‌الله محمد جواد اصفهاني، در حوزه درس فقه و اصول(دوره‌ى سطح)
• آيت‌الله سيد محمد رضا صدر، در حوزه درس آغاز فلسفه و منظومه حكمت سبزواري
• حاج شيخ جعفر سبحاني، در حوزه درس ادبيات و لمعه
تأليفات
درقم:
• الاجاره (در مبحث اجاره در دو دفتر)
• القواعد الحكميه (در رابطه با قواعد كلى فلسفه)
• القواعد الفقهيه (بحث پيرامون تعدادى از قواعد فقهي)
• حاشيه بر اسفار اربعه
• حاشيه بر «المبدا و المعاد نوشته صدرالمتألهين»
• رساله‌اى در بحث قضاى صلوات
• رساله اى در بث «الخلل فى الصلاه»
• الفوائد الرجاليه
در تركيه:
• الواجبات فى الصلاه
• الفوائد و العوائد (يادداشت‌هاى پراكنده درباره مسائل مختلف اصول، فقه، كلام و عرفان)
در نجف:
• تحريرات فى الاصول در مباحث علم اصول از ابتدا تا بحث استصحاب
• الصوم
• الطهاره
• البيع (اين كتاب در چند جلد تنظيم شده و حاوى مطالبى در بحث‌هاى معاملات مي‌باشد)
• الخيارات
• المكاسب المحرمه
• الخلل فى الصلاه
• الحاشيه على العروه الوثقي
• تحرير العروه الوثقي
• الحاشيه على تحرير الوسيله
• تفسير القرآن الكريم (از ابتداى قرآن تا آيه 146)
• دروس اعلام و نقدها ، نقل درس بزرگان نجف و نقد آن

اضافه کردن دیدگاه جدید

نامه حضرت امام

iranemoaser.com

کتاب نهضت امام خمینی

iranemoaser.com

نقد کتاب

iranemoaser.com

گفتنی ها و دانستنی ها

گفتنی ها و دانستنی ها