کلام حضرت امام

iranemoaser.com

روزشمار انقلاب اسلامی

iranemoaser.com

مسئله فلسطین

iranemoaser.com

چاپ
شناسه خبر : 387
93/12/26 - 08:47 - 2015-3-17 08:47:37
گفت و گوي ويژه بنياد تاريخ پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي با  آقای عليرضا سلطانشاهي رئيس مركز مطالعات فلسطين به مناسبت سالروز به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي توسط ايران در زمان پهلوي دوم.

دوفاكتو، دو روي سكه رابطه با اسرائيل (93/12/26)

گفت و گوي ويژه بنياد تاريخ پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي با آقای عليرضا سلطانشاهي رئيس مركز مطالعات فلسطين به مناسبت سالروز به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي توسط ايران در زمان پهلوي دوم.
بسمه تعالي
دوفاكتو، دو روي سكه رابطه با اسرائيل
 
گفت و گوي ويژه بنياد تاريخ پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي با  آقای عليرضا سلطانشاهي رئيس مركز مطالعات فلسطين به مناسبت سالروز به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي توسط ايران در زمان پهلوي دوم.
روابط ايران و رژيم صهيونيستي از زمان اشغال فلسطين تا كنون همواره يكي از مسائل حاد و پر تنش در تاريخ روابط خارجي و مسائل داخلي ايران معاصر بوده است به طوري كه به فراخور زمان و بر مبناي سياست‌هاي صاحبان قدرت و حاكمان، ايران قبل از اشغال فلسطين و اعلام موجوديت اسرایيل تاكنون رويكردهاي متفاوتي در برقراري ارتباط با اسرایيل را تجربه كرده است. يكي از اين تجربه‌هاي متفاوت، طرح به رسميت شناختن رژیم اشغالگر قدس از سوی دولت ايران در قالب طرح دوفاكتو در زمان پهلوي دوم است. بنا به روايت تاريخ، در زمان محمد ساعد مراغه‌ای،‌ نخست‌وزیر وقت‌ ایران‌، در چهاردهم‌ اسفند‌ 1328 (پنجم‌ مارس‌ 1950) موضوع‌ شناسایی‌ اسراییل ‌مطرح‌ شد و به‌ اتفاق آرا مورد تصویب‌ قرار گرفت‌، اما اطلاعیه‌ رسمی‌ دولت ‌پس‌ از 10روز در بیست‌ و سوم‌ اسفند انتشار یافت‌. 
به مناسبت سالروز به رسميت شناختن اسرایيل از سوی ايران، بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي در گفت‌وگويي با جناب آقاي عليرضا سلطانشاهي (محقق، پژوهشگر و نويسنده در حوزه فلسطين و همچنين رئيس مركز مطالعات فلسطين) به بررسي برخي از زواياي اين مسئله پرداخته است.
بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي: 23 اسفند یادآور به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی در دوره پهلوی دوم است؛ چه شد که ایران به‌عنوان دومین کشور اسلامي پس از ترکیه دست به چنین اقدامی زد؟
سلطانشاهي: از نقطه خوبی آغاز کردید و آن ذکر اقدام ترکیه بود اما قبل از ورود به بحث اجازه بدهيد مقدمه‌اي درباره فضاي تأسيس رژیم صهيونيستي و روابطش با ايران ذكر كنم: ايران به‌عنوان كشوري بسيار تأثيرگذار در تاريخ يهوديت با سابقه چندهزارساله به‌شمار مي‌آيد. ايران براي يهودي‌ها خيلي سرنوشت‌ساز بوده است اما ما در اينجا به بررسي اين قضيه در ايران از جنگ جهاني دوم به بعد مي‌پردازيم. در واقع اتفاقي كه در جنگ جهاني دوم افتاد اين بود كه زمينه‌هاي ايجاد يك دولت يهودي فراهم شد. كشورهاي تازه‌استقلال‌يافته و جداشده از امپراتوري عثماني در جنگ جهاني حضور سياسي پررنگي ايفا کردند؛ در اين ميان كشوري به نام فلسطين تحت قيموميت قرار گرفت. با وجود اينكه فلسطين از نظر منابع طبيعي و انساني، سابقه تمدني، رشد سياسي، توانايي اقتصادي و... ظرفيت تبديل شدن به يك كشور مستقل را داشت، قدرت‌هاي بزرگ، آن را براي تبديل شدن به يك كشور يهودي در نظر گرفته بودند. لذا فلسطين به‌منظور زمينه‌سازي براي تبديل شدن به يك كشور يهودي، تحت قيموميت انگلستان قرار گرفت و حمایت انگلیس در زمان قیمومیت نقشی اساسی در تأسیس اسراییل داشت لذا بين جنگ جهاني اول و دوم جمعيت مورد نياز، منابع مالي و پايه‌هاي اقتصادي، نيروي نظامي و فعاليت‌هاي ديپلماتيك فراهم شد. سرانجام در تاریخ ۲۹ نوامبر سال۱۹۴۷(برابر با ۱۸ آذر ۱۳۲۶ خورشیدی) با صدور قطعنامه 181، سازمان ملل، موجوديت اسرایيل را به رسميت شناخت و با مخالفت اعراب مواجه شد. از اينجا به بعد زور و نظامي‌گري بين اعراب، مسلمانان و يهودي‌ها ايفاي نقش كرد. در چنين فضايي كه همه كشورهاي عربي، مخالف اين رژيم بودند جنگي در گرفت. اسرایيل در اين اوضاع به دنبال يارانی مي‌گشت كه بتواند مشكل ناشي از اعراب را برطرف يا مهار يا مديريت كند. كل همسايه‌هاي اسرایيل متشكل از اعرابي هستند كه در 1948 با اسرایيل وارد جنگ شدند. به دليل نالايقي حاكمان و كشورهاي عربي و شكست اعراب در جنگ با اسرایيل، سرانجام، قرارداد ترک مخاصمه بين اعراب و اسرایيل بسته شد و به جنگ‌هاي اعراب و اسرایيل در سال اول پايان داد.
از نظر جغرافيايي، رژيم صهيونيستي در بين كشورهاي عربي محصور است؛ لذا از همان زمان دولتمردان صهيونيست به دنبال راه كاهش مخاطرات با اعراب و مسلمانان، چه از طريق جنگ و چه از طريق صلح، بودند؛ بدين ترتيب استراتژي پيراموني را اتخاذ كردند؛ مشخصه اصلي اين استرات‍ژي اين است كه كشورهاي مورد نظر، لزوما بايد غيرعرب باشند: مشخصا ايران، تركيه و بخش مسيحي‌نشين لبنان در اين گروه قرار مي‌گيرند، لذا اسرایيل زمينه‌سازي‌هايي را از قبل انجام داد.
تركيه به‌عنوان اولين كشور اسلامي، رژيم صهيونيستي را به رسميت شناخت و ايران به‌عنوان يكي از عناصر مهم استراتژي پيراموني بعد از تركيه دومين كشور اسلامي بود كه اسرایيل را به رسميت شناخت اما ايران نسبت به تركيه اوضاع كاملا متفاوتي داشت؛ از آنجا كه دولت ايران، يك دولت دست‌نشانده و برآمده از نيت‌ها و توطئه‌هاي استعماري بود مي‌بايست مطابق نظر آنها عمل می‌کرد و اسرایيل را آشكارا به رسميت می‌شناخت اما اين كار را در ظاهر نكرد و شناسايي ايران در قالب طرح دوفاكتو بود.
ب: یعنی این رسمیت یافتن در قالب یک برنامه استراتژیک بوده است؟
س: هم در چارچوب استراتژی پیرامونی و هم در قالب برنامه قدرت‌هاي آن زمان برای تثبیت این رژیم توسط کشورهای دست‌نشانده در منطقه خاورميانه.
ب: در این میان نقش عوامل و عناصر داخلي مطرح مثل محمد ساعد مراغه‌اي براي تحقق اين خواسته چه می‌شود؟
س: برخي معتقدند در جريان به رسميت شناختن اسرایيل و حتي روابط ايران و اسرایيل، برخي شخصيت‌ها تأثيرگذار بودند از جمله محمد ساعد مراغه‌ای که با 400 هزار دلار رشوه، مصوبه هیأت وزیران را گرفت. باید بگویم که اين داستانی برای تقلیل اهميت این روابط مهم به دایره فردی و اقدامات آنهاست. ساعد، عددی نبود كه بودن و يا نبودنش باعث قطع ماجرا و يا روابط شود. البته من گرفتن این رشوه را منکر نمی‌شوم اما اين رشوه نمي‌تواند به تنهايي منجر به كسب رضايت شاه و اعضای کابینه شود بلكه در شكل‌گيري اين ماجرا نيروها و قدرت‌هاي زيادي از جمله شاه دخيل بودند و زمينه‌سازي‌هايي صورت گرفته بود و محمد ساعد مراغه‌اي يكي از اين مهره‌ها بود كه امر را تسهيل كرد.
ب: با این اوصاف، پر رنگ کردن موضوع رشوه یک ترفند براي انحراف اذهان است؟
س: دقیقا، چراکه نتیجه آن داستان این‌گونه می‌شود که مثلا شاه راضی نبوده و اعضای کابینه نمی‌خواستند و ساعد رضایت‌ها را جلب کرده و در اين مسير فقط يك نفر، اثرگذار بوده است. در صورتي كه اين يك امر برنامه‌ريزي شده بود و اسرایيل بايد خيالش از بابت كشوري مثل ايران راحت مي‌شد. زمان اين ماجرا نيز بسيار عجيب و غريب است: هم اسفندماه و آخر سال و هم دوره پس از ترور شاه و هم زماني بود كه مجلس ملي تعطيل بود و این موضوع در مجلس مطرح نمي‌شد که با مخالفت برخي نماينده‌ها مواجه شود و ديگر اينكه يك‌دفعه اعلام شد و نماينده ايران در سازمان ملل آن را به نماينده رژيم صهيونيستي اعلام کرد. همه اين مسائل مانند قطعات پازلي است كه ترديد نسبت به توطئه بودن اين ماجرا را تقویت مي‌كند. 
ب: رسمیت یافتن این رابطه با چه روندي پيش رفت؟
س: جالب است بدانید که طبق اسناد، پس از اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی در ماه می 1948 (14 اردیبهشت 1327) از سوی ایران به ترتیب عباس صیقل و رضا صفی‌نیا به‌عنوان سرکنسول ایران به فلسطین اعزام می‌شوند و این‌گونه نبوده است که همه‌چیز از 23 اسفند 1328 آغاز شود. روند مهاجرت يهودي‌ها از ايران به فلسطين نيز تسهيل شد و براي كم كردن فشار افكار عمومي نيز طرح به رسميت شناختن اسرایيل در قالب طرح دوفاكتو صورت گرفت و ابتدا تصويب شد و سپس با زمينه‌سازي‌هاي قبلي، اعلام عمومي شد چراكه تصويب اين طرح، مخالفاني داشت و مخالفت‌هاي داخلی به‌ویژه از سوی مذهبیون از جمله شهید نواب و آیت‌الله کاشانی صورت می‌گرفت. حتی در آن تاریخ هم شرایط فراهم نبود ولی شاه باید طبق برنامه قدرت‌ها حداقل کاری می‌کرد که هم اعراب، ایران را در صف مخالفان صهیونیسم نبینند و هم اسراییل در کنار ترکیه یک احساس پشت‌گرمی کند: حداقل کار در اين زمان شناسایی دو فاکتوی اسرایيل بود.
ب: طرح دوفاكتو كه ايران آن را مطرح كرد چه تفاوتي با طرح دوژور كه بسياري از كشورها آن را به كار گرفتند داشت؟
س: ببينيد در شناسایی دوژور، شناسایی، قطعی، کامل و غیر قابل بازگشت است و از طریق آن می‌توان نمایندگی افتتاح کرد، نماینده رد و بدل نمود و در ابعاد مختلف، قرارداد امضا کرد. به رسميت شناختن، ملغي نمي‌شود مگر اينكه قطع روابط صورت گيرد، سفارت‌ها بسته شود و نماينده‌ها فراخوانده شوند؛ از نظر حقوقي كاملا رسمي است ولی دوفاکتو از نظر حقوقي غيررسمي و مشروط است: نماينده رد و بدل نمي‌شود، سفارت تأسيس نمي‌شود، قرارداد نوشته نمي‌شود و كشوري كه دوفاكتو را اجرا مي‌كند مي‌تواند رسميت را پس بگيرد و روابط را قطع كند.
ب: اجرای طرح دوفاكتو چه فرازها و فرودهايي براي ايران به همراه داشت؟ 
س: همان‌طور كه ذكر شد در طرح دوفاكتو، شناسايي قطعي نيست و مي‌توان رسميت را پس گرفت بنابراين اجراي اين طرح در كاهش مخالفت‌ها بسيار اثرگذار بود. شاه، تازه به قدرت رسيده بود. نيروهايي بودند كه خيلي قدرت داشتند و نمي‌گذاشتند شاه، قدرت داشته باشد و اين شرايط در كشورهاي اسلامي وجود نداشت هرچند كه ايران در جهان اسلام و كشورهاي منطقه، وجهه‌ای منفي پيدا كرد. در واقع، شاه با این حداقل کار می‌خواست اصلی‌ترین کارها را در یک پوشش ظاهری به انجام برساند؛ در حقيقت، در ظاهر دوفاکتو بود و در باطن دوژور. ايران قبل از تأسيس اسرایيل در دولت قيموميت با اشغالگران به بهانه‌هاي مختلف رابطه داشت. اين هم به دليل شرايطي بود كه ايران داشت مثلا ايران، پلي براي مهاجرت مهاجران يهودي به فلسطين بود. بعد از اعلام موجوديت اسرایيل نيز ايران افرادي را به‌عنوان سركنسول براي رتق و فتق امور اتباع ايراني به فلسطين اعزام مي‌كرد مثلا اولين سركنسول ما فردي به نام عباس صيقل (در سال 1328 و درست 10ماه بعد از اعلام موجوديت اسرایيل) بود. با وجود مخالفت‌های داخلی و خارجی و ضعفی که به آن دچار بودند، تا سقوط مصدق، این برنامه تنها در مسیر تهیه زمینه‌ها پیش می‌رفت و از آن به بعد تا سال 1960 کاملا در تمام سطوح برقرار بود ولی به صورت غیررسمی، پنهان و تأییدنشده. در واقع مي‌توان اجراي اين طرح را به سه دوره تقسيم كرد: دوره اول از سال 1327 تا روی کار آمدن دکتر مصدق و قطع روابط، دوره دوم از کودتای 28 مرداد تا 1339 که شاه در یک مصاحبه به این روابط اذعان کرد و دوره سوم از 1339 تا 1357 که با قدرت و جسارتی که پیدا کرد هم در داخل و هم در خارج از ایران به مخالفت‌ها با سرکوب و اهانت پاسخ داد.  
ب: در دوره کوتاه مصدق، آیا روابط کاملا قطع شد؟
س: به صورت رسمی، خیر.کنسولگری ایران در بیت المقدس تعطیل شد و نماینده‌ها فراخوانده شدند . ولی اسناد، حاکی از آن است مبادلات اقتصادي و روابط سياسي همچنان برقرار و برجسته‌ترين آن در بخش نفت بود. 
ب: در طول این سه دوره، روابط ايران و اسرایيل در چه سطح و زمینه‌ای بوده است؟
س: تا قبل از اعلام موجوديت و تا پس از جنگ جهانی دوم، پل مهاجرت یهودیان به فلسطین از ایران می‌گذشت که اسناد آن نیز موجود است؛ بدين صورت كه بسياري از يهوديان ساير كشورها در ايران اسكان مي‌يافتند و شرايط مهاجرت آنها به فلسطين فراهم مي‌شد. پس از تشکیل دولت صهیونیستی، حمایت اقتصادی، نظامی و سیاسی، توسط ایران با دستور قدرت‌ها و هدایت صهیونیست‌ها سازماندهی شد و ايران يكي از عناصر استراتژي پيراموني اسرایيل شد.
ب: مشخصا پس از تأسیس رژیم صهیونیستی، این روابط چه پیامدهایی برای هر دو کشور داشت؟
ایران به‌عنوان یک کشور اسلامی در وهله اول در میان کشورهای اسلامی بدنام شد و حتی نقش تدارکاتچی پروژه صهیونیستی در منطقه را برعهده گرفت و زمانی که اسراییل در بدترین شرایط و در تنگنا بود به آن نفت داد. به آنها این فرصت را داد تا در ایران ويتريني از توانایی‌های اقتصادی، کشاورزی و آبیاری را باتوجه به نیازهای منطقه به این زمینه‌ها، ایجاد کنند. در این مسیر، ظاهرا اسراییل، آبادگر، نمایان می‌شود ولی چپاول و غارتش ده‌ها برابر بیش از سود اندکی بود که متوجه اقتصاد و کشاورزی ما شد تا جایی که بر سر طمع و زیاده‌خواهی بیشتر، پرونده‌های حقوقی مشکل‌های معاملات و معادلات اقتصادی دو طرف را رفع و رجوع می‌کرد. در كنار آن، عوامل اسرایيل از جمله مئير عزري با ايجاد روابط فرهنگي، ورزشي و هنري به دنبال اين بود كه ذهنيت مردم ايران را نسبت به اسرایيل عوض كند او حتي با ملاقات‌هايي درصدد نزديكي به برخي از علما و مذهبيون بود، اما نتيجه‌اي نداشت و عزري اين مهم را در سال 1347 دریافت. در جريان مسابقه فوتبال بين اسرایيل و ايران در باشگاه امجديه (شهيد شيرودي) مخالفت خودجوش مردم و تظاهرات آنها بعد از مسابقه، براي اسرایيلي‌ها کاملا نااميدكننده بود؛ حتی مئيرعزري هم بعد از اين واقعه كاملا نااميد شد.
ب: در كنار روابط اقتصادي، چه مسائل ديگري در روابط ايران و اسرایيل وجود داشتند؟
س: تجهیز ساواک برای سرکوب مخالفت‌های داخلی و ایجاد پایگاه اطلاعاتی علیه اعراب و کشورهای مسلمان، جزء مهم دیگری از این رابطه بود که باید حمایت‌های نظامی و سیاسی را نیز به آن افزود. برجسته‌ترين بحث در اين مورد اين است كه اسرایيلي‌ها مي‌خواستند از ايران ويتريني از تجربه عملکرد روابط با اسراییل براي نمايش به كشورهاي ديگر بسازند مثلا در زمين‌هاي آستان قدس رضوي محصولات را چهار برابر كردند. به هر حال، روابط كاملا يكطرفه و به سود اسرایيل بود. اگر آنها چيزي عرضه مي‌كردند باز هم به نفع اسرایيل بود و بازنده واقعي ايران بود.
ب: سرخط این روابط در دست چه کسانی از هر دوطرف بود؟
س: اسناد و مدارک، از سوی ایران افرادی همچون حاجعلی کیا، طوفانیان، ارسنجانی، رؤسای ساواک، برخی سران یهودی ایران همچون القانیان و ... را نشان می‌دهد و از سوی اسراییلی‌ها، افرادی همچون عزری، نیمرودی، تسفریر، لوبرانی، دورئیل به‌عنوان مجریان صحنه و سران رژیم صهیونیستی و مسئولان موساد هم به‌عنوان طراحان اصلی، مطرح هستند.
ب: وسعت روابط ايران و اسرایيل تا چه حد در اسناد و مدارك گويا هستند؟
س: به هیچ عنوان گويا نيستند! متأسفانه تاكنون اراده سیستمی برای بازخوانی این روابط وجود ندارد و بازخواني و تحليل مسائل رخ‌داده در اين بخش از تاريخ ايران بر اساس انگیزه‌های شخصی بوده است و نياز به بازخواني سيستماتيك و هدفمند دارد. به هر حال در حال حاضر روابط ايران و رژیم اشغالگر قدس از جمله مسائل چالش‌برانگيز براي ايران و جهان است. بازخواني اين مسئله، ابعاد بيشتري از تأثير انقلاب اسلامي در جهان اسلام و كوتاهي دست اسرایيل از مهم‌ترين پايگاه خود در منطقه را روشن مي‌نمايد. 
ب: انتشار منابع و اسناد در این خصوص چه پیامد مثبتی برای نظام دارد؟
س: هرچقدر ما به عمق این رابطه تقریبا 30ساله نزدیک شویم و آن را در تمام ابعاد منتشر کنیم گویی عظمت و شکوه انقلاب اسلامی را نمایان‌تر کرده‌ایم چراکه ایران قرار بود ایران پایگاهی دائمی برای منویات صهیونیستی علیه جهان اسلام باشد ضمن آنکه منافع ملی تمام کشورهای منطقه نیز با وجود این پایگاه به خطر می‌افتاد. ولي وقتی رژیم شاه با این سطح از وابستگی به غرب و صهيونيسم نابود شد و انقلاب اسلامي به ثمر نشست، ملت‌های منطقه از این موهبت الهی بهره‌مند شدند که ایران نه تنها دیگر پایگاه صهیونیسم نباشد بلکه به پایگاه مقاومت علیه صهیونیسم تبدیل شود و از همین رو تسخیر سفارت اسراییل و تحویل آن به فلسطینی‌ها، ضربه حیثیتی بزرگی به صهیونیست‌ها بود. در خاتمه پيشنهادي براي علاقه‌مندان در اين حوزه دارم: در صورت تمايل مي‌توانند به برخي منابع مرتبط با اين موضوع مراجعه نمایند از جمله: 1- مقاله «از جولانگاه استر تا وادي صهيون»، شماره اول فصلنامه پانزده خرداد، 2- روابط ايران و اسرایيل در دوره پهلوي اول، نويسنده محمدتقي تقي‌پور، 3- سازمان‌هاي يهودي و صهيونيستي، 4- استراتژي پيراموني، 5- شيطان بزرگ، شيطان كوچك و ... با آرزوي موفقيت براي شما و بنياد تاريخ‌پ‍ژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي.
ب: با سپاس از وقتي كه در اختيار ما قرارداديد. 

 

اضافه کردن دیدگاه جدید

نامه حضرت امام

iranemoaser.com

کتاب نهضت امام خمینی

iranemoaser.com

نقد کتاب

iranemoaser.com

گفتنی ها و دانستنی ها

گفتنی ها و دانستنی ها