به نام خدا


سخنرانی آقای دكتر سید حمید روحانی در جمع همكاران بنياد تاريخ‌پژوهي ايران معاصر
در تاریخ 19/12/88


 

من در اينجا به آن كساني كه در باند تسليم‌طلبان قرار گرفته‌اند و با دم زدن از رحمت و محبت امام مي‌كوشند راه و خط امام را مخدوش سازند و امام را انساني يك‌بعدي بنمايانند و بعد انقلابي، سازش‌ناپذيري و «اشدايي» امام را كه خطر سهمگيني براي استكبار جهاني و صهيونيسم بين‌الملل مي‌باشد، كمرنگ سازند و پنهان دارند، هشدار مي‌دهم كه اگر از اين توطئه دست برندارند، به همان سرنوشتي دچار مي‌شوند كه پيشكسوتانشان امروز دچار شده‌اند كه از ترس مردم نمي‌توانند سر از خانه بيرون كنند.

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم. میلاد مسعود حضرت رسول اکرم«صلي الله علیه و آله و سلم» و حضرت امام صادق«صلوات الله و سلامه علیه» را به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر امام زمان«عجل الله تعالی فرجه الشریف»، مقام معظم رهبری«اطال‌الله عمره»، ملت قهرمان‌پرور ایران و به شما سروران عزیز، اساتید معظم، خواهران گرامی، برادران محترم و همه همکاران انديشمند تبریک عرض می‌کنم. بنا بر این بود این جلسه قبل از میلاد مسعود برگزار شود اما متأُسفانه به دلیل مشکلاتی که وجود داشت تأخیر صورت گرفت كه از این جهت عذر می‌خواهم.
در آستانه رسیدن سال 1389 هستیم امیدوارم به همان اندازه که در جهت پاکسازی زندگی تلاش و کوشش می‌کنیم در جهت تهذیب نفس و خودسازی نيز گام برداریم و در جهت اصلاح خودمان بكوشيم که واقعاً تمام مصیبت‌هایی که امروز کشور ما با آن مواجه و دست به گریبان است برمی‌گردد به غرور، خودخواهی و نفسانیاتی که وجود دارد و مملکت را به استيصال کشیده است؛ غرور و خودخواهي مسئله بسیار حساس و خطرناکي است. ما باید در جهت اصلاح خودمان بكوشيم زيرا ممکن است هر کداممان در آینده مسئولیتی داشته باشیم و مورد امتحان الهی قرار بگیریم و از این امتحان سربلند بیرون نیاییم. اینکه حضرت امام در اکثر نامه‌هایشان مي‌نوشتند «از جنابعالی برای حسن عاقبت خودم التماس دعای خیر دارم» برای این است که عاقبت‌بخیری خیلی سخت است و معلوم نیست من که اینجا نشسته‌ام فردا چه سرنوشتی داشته باشم و با چه لغزش‌ها و انحرافاتی مواجه شوم.
مسئله‌ای که الان در کشور ما بسیار حساس است و باید به آن توجه کرد مسئله تبلیغات است. به نظر من آن مقداری که تبلیغات می‌تواند در پیشرفت و موفقیت دشمن مؤثر باشد هیچ قدرت نظامی‌اي نمی‌تواند چنين بردي داشته باشد. شما اگر در تاریخ اسلام مطالعه کنید می‌بینید آنچه که توانست حضرت علی‌(عليه‌السلام) و اهل بیت نبوت را خانه‌نشین کند و به شکست بکشاند همین جنگ رواني بود؛ تبلیغات به حدی صورت گرفت که وقتی حضرت علی(عليه‌السلام) در محراب عبادت به شهادت رسیدند و خبر آن منعکس شد بسیاری از مردم شام سؤال می‌کردند که علی در مسجد چه‌کار می‌کرد و براي چه به محراب رفته بود که در آنجا کشته شد. یعنی تبلیغات تا این حد توانست در شکست آن حضرت مؤثر باشد که مردم اصلاً او را نمازخوان و اهل مسجد نمی‌پنداشتند و تعجب می‌کردند كه علی در مسجد و محراب چه کار داشته است. این تبلیغات و جنگ رواني هميشه در طول تاریخ برای دشمن کارساز بوده است و کارایی عميقي داشته است. در جریان نهضت مشروطه آنچه که باعث شد شیخ فضل‌الله سر به دار شود همین جنگ رواني بود. تبلیغات عليه او به حدی شدید بود که آن شهيد اصولا به عنوان یک انسان مستبد، طرفدار استبداد و ضدآزادی معرفی شد که گويا اصولا نمي‌خواهد كسي در کشور آزاد باشد و می‌خواهد استبداد حاکم باشد. در جریان آیت‌الله کاشانی با جنگ رواني کاری کردند كه به تعبیر خودش در نامه‌ای که در عصر 27 مرداد 1332 به مصدق می‌نویسد «مرا لکه ننگي کردی!» در سال 1342 من مي‌خواستم به اتفاق یکی از روحانیانی که از علاقه‌مندان به آیت‌الله کاشانی بود به خدمت ايشان بروم. سوار تاکسی شدیم وقتي در خانه‌ آنها رسيديم دوست همراه من نگاه کرد و گفت: «ماشین جلوي خانه است مثل اینکه آقا تشریف دارند.» راننده تاکسی گفت: «مي‌خواهيد به خانه این آخوند انگلیسی بروید؟ این را ولش کنید!» با جنگ رواني کاشانی نستوه ضدانگلیسی، آن مقام مبارزی که عمرش را در مبارزه با انگلیس گذاشته بود، به گونه‌ای کوبیدند و بی‌آبرو کردند که ديگر نتوانست کمر راست کند.
قریب 15 سالي که من در عراق بودم مسائلی را دیدم که واقعاً برایم شگفت‌آور است. سرزمین فلسطینی‌ها اشغال شد، مردم فلسطین از سرزمین خودشان بیرون رانده شدند و ناگزیر شدند برای دفاع از کشورشان، بازگشت به آن و برای دفاع از جانشان به مبارزاتی دست بزنند. ملت عرب در جهت آزادی فلسطین گاهی فعالیت‌های نظامی داشت. خدا مي‌داند كه دشمن با جنگ رواني چه بساطي به راه انداخت! يكي از شگردهايي كه دشمن به‌كار گرفت اين بود كه به دولت‌هاي عربي بباوراند که اگر حرکت خشنی انجام بدهند در دنیا منفور مي‌شوند و افکار جهانی علیه آنها تحریک مي‌شود و آنها منزوی مي‌شوند. دفاع از وطن، ناموس و ملت از نظر جهانخواران خشونت‌طلبي نشان داده مي‌شد. اسرايیل شديداً بمباران می‌کرد حتی مدرسه‌ای را در مصر بمباران کرد که بچه‌های دانش‌آموز كشته شدند اما وقتي مصر می‌خواست با اين قضيه برخورد كند به او مي‌گفتند «آبرویت می‌رود و افکار جهانی علیه تو تحریک می‌شود. شما چيزي نگويید و بگذارید اسرايیل در دنیا بی‌آبرو بشود!» اینها به همین دلخوش بودند كه افکار جهانی علیه اسرايیل تحریک می‌شود. در مقطعی فلسطینی‌ها عرصه را بر رژیم صهیونیستی به گونه‌ای تنگ کرده بودند که عوامل آن رژيم در هیچ‌جا امنیت نداشتند؛ نه در کشورهای اروپایی و نه در کشورهای خاورمیانه. فلسطيني‌ها هواپیماربايي مي‌کردند، به سفارتخانه‌ها حمله می‌كردند، ورزشکاران اسرايیلي را به گروگان می‌گرفتند و اين اقدامات آنها موجوديت رژيم صهيونيستي را در دنيا با خطر جدي مواجه كرده بود. استكبار جهاني با به‌راه انداختن جنگ رواني و تبلیغات عليه مردم فلسطين توانست جو را دگرگون سازد به نحوي که فلسطینی‌ها در شرایطی قرار گرفتند كه دیدند جو جامعه‌‌شان اقتضاي چنین کارهایی را ندارد مردم عرب در برابر جوسازي‌ها روحيه خود را باختند و ديدند آمادگي فعاليت‌هاي قهرآميز را ندارند و به ناچار از این کارها دست برداشتند در نتيجه دنیا برای اسرايیل امن و برای فلسطینی‌ها ناامن شد. حالا می‌بینیم كه رژیم صهیونیستی به راحتي هم در خاک فلسطین قتل‌عام مي‌كند و يا دست به ترور فلسطيني‌ها و آدم‌ربايي مي‌زند. شيطان بزرگ حدود ده نفر از دانشمندان ايراني را دزديده است كه هيچ خبري از آنها در دست نيست ليكن مردم مسلمان حق ندارند به اقدامات آنها جواب بدهند زيرا افکار جهانی اقتضا نمی‌کند!! دنيا چنین حرکت‌هایی را محکوم می‌کند. این تبلیغات شدیدی که صورت گرفت و بيان اینكه اين مسائل با افکار جهانی همخواني ندارد، تروریست معرفی می‌شوید، خشونت‌طلب معرفی می‌شوید، منزوی می‌شوید ايراني‌ها، فلسطینی‌ها و ديگر مردم مسلمان منطقه را واقعاً خلع سلاح کردند به گونه‌ای که اگر کسی در کشورهای عربی يك حرکت قاطع انقلابی از خودش نشان بدهد هم از نظر مردم آن کشور محکوم است و هم از نظر افكار جهانی. الان در لبنان آن‌طور كه خبرگزاري‌ها منعكس كرده‌اند بیش از هفتاد تن از جاسوس‌های اسرايیلی دستگیر شده‌اند. از این هفتاد و چند نفر، دو نفرشان را محکوم به اعدام کرده‌اند. استكبار جهاني و صهيونيسم بين‌الملل تبليغات عظيمي در پشتيباني از اين دو جاسوس به‌راه انداخته است تا لبنان آن دو را اعدام نكند. در چنين شرايطي سرکرده‌های تروریست‌ها مثل امریکا، رژیم صهیونیستی و انگلستان بدترین جنایات را در کشورهای اسلامی انجام می‌دهند؛ در افغانستان و عراق حمام خون به‌راه انداخته‌اند. در زندان‌هایی که در اختیار دارند برخوردهای وحشیانه و شکنجه‌های واقعاً غیرانسانی صورت مي‌دهند، هیچ‌کس هم حرفی نمی‌زند؛ اینها به اصطلاح آزادیخواه هستند، ضدتروریسم هستند، هر جنایتی هم بکنند در دنیا کوچک‌ترین انعکاسی ندارد ليكن می‌بینید كه این تبلیغات چگونه لبنان، فلسطین، مصر و عراق را خلع سلاح کرده است. جورج بوش در همان زماني که برج‌هاي دوقلو مورد حمله قرار گرفت گفت: «جنگ صلیبی شروع شد!» البته بعداً به ظاهر حرفش را پس گرفت حتی از مسجدی هم بازدید کرد ولی مي‌بينيم كه عملاً جنگ صليبي را تجديد كرده‌اند. آنها در افغانستان، پاکستان، یمن، عراق و فلسطین مسلمان‌ها را قتل‌عام مي‌كنند، طالبان درست کردند، القاعده پديد آوردند، به اسم مبارزه با تروریسم تروریست‌پروری مي‌كنند و به دست اين تروريست‌ها مسلمان‌ها را می‌کشند و هیچ‌کس هم نمی‌تواند حرفی بزند. حالا اگر در چنین شرایطی که جوانان فلسطینی، زن‌ها و کودکان غزه تکه پاره می‌شوند و هزاران نفر در عراق و افغانستان به خاك و خون كشيده شوند اگر یک نفر در ایران به اتهام جاسوسی اعدام شود ببینید چه خبر می‌شود! اين جنگ رواني در کشور ما هم به شدت تأثيرگذار بوده است و خيلي‌ها را تحت تأثير قرار داده است به گونه‌اي كه به خود جرئت نمي‌دهند از جهاد، شهادت، قصاص و مجازات سخن بگويند یعنی واقعاً اندیشه لیبرالیستی و تسلیم‌طلبی به اسم اصلاح‌طلبی و سازشکاری به حدی قوی شده است که ما می‌بینیم دارد مثل سرطان افراد را به خودش جذب می‌کند. نكته درخور توجه اين است كه امروز ليبراليسم در غرب و در دنياي استكباري جايگاهي ندارد. سران استكبار كه مروجان و مدعيان ليبرال- دموكراسي هستند به اين تز پشت كرده‌اند و فاشيستي‌ترين حكومت پليسي را در كشورشان حاكم كرده‌اند؛ در خانه‌هاي مردم شنود مي‌گذارند، تلفن‌ها را كنترل مي‌كنند، افراد را بدون محاكمه و تفهيم اتهام، ساليان طولاني در زندان نگاه مي‌دارند، زندانيان را مورد شكنجه قرار مي‌دهند و آن را علنا اعلام مي‌كنند، ترور انسان‌ها و آدم‌دزدي را آشكارا انجام مي‌دهند. در کشورهای غرب آزادی در چارچوب منافع هیئت حاکمه مفهوم پیدا می کند، مردم آن کشورها در بی بند و باری و افسار گسیختگی جنسی آزادند لیکن در اظهار عقیده در صورتی که با منافع زور مداران حاکم مغایرت نداشته باشد آزادی دارند. در جهان غرب اهانت به مقدسات اسلامی آزاد است لیکن نادیده گرفتن هولوکاست و انتقاد از رژیم صهیونیستی ممنوع می باشد.اما براي فريب آزاديخواهان جهان از ليبراليسم دم مي‌زنند تا آزاديخواهان را كنترل كنند و از خيزش و خروش و انتقام بازدارند. زمانی یک شیخ حسینعلی منتظری بود که تحت تأثیر اندیشه‌های لیبرالیستی قرار گرفت و داد و فریاد به راه انداخت كه «چرا جاسوس‌ها اعدام می‌شوند؟ چرا آدمکش‌ها اعدام می‌شوند؟» الان می‌بینیم این فکر کاملاً در کشور ما رواج و گسترش پیدا کرده است. ما اگر آن روز یک منتظری داشتیم الان منتظری‌ها درست شده‌اند. من در ارديبهشت 1368 نامه‌ای به امام نوشتم و همین نکته را به ایشان یادآوری کردم که با این وضعی که دارد پیش می‌رود ما در آینده «منتظری»‌هایی خواهیم داشت و امروز متأسفانه به این روز رسیده‌ایم و می‌بینیم كه امروز کسانی راه افتاده‌اند و به عنوان دلسوزی برای امام مي‌گويند: «وای! امام را خشونت‌طلب معرفی نکنید، امام رئوف بود، رأفت داشت» اولا بايد دانست اگر قرار بود امام با موضع‌گیری من خشونت طلب معرفی شود، با موضع‌گیری شخص ديگري به عنوان یک انسان رئوف معرفی شود، او امام نمی‌شد. مردم امامی را که بر قلب‌ها حکومت می‌کند شناخته‌اند. دنیا او را شناخته است و نه کسی می‌تواند امام را خشونت‌طلب معرفی کند نه می‌تواند او را به عنوان یک آدم تسليم‌طلب وانمود كند. مردم امام را شناخته‌اند به همین جهت سر در راه او گذاشتند و با همه وجود در راه او همه‌گونه فداکاری کردند؛ امام به دلسوزي‌هاي اين و آن نيازي ندارد. اين آقايان در واقع به نام دلسوزي براي امام سنگ خود را به سينه مي‌زنند اينها مي‌دانند كه اگر قرار باشد راه و فکر امام در جامعه رواج داشته باشد با منافع خیلی از آنها تضاد پيدا مي‌كند. اندیشه امام باعث می‌شود منافع بسیاری در خطر قرار بگیرد پس باید یک کاری کرد که به اسم دفاع از امام خط امام را کور، نابود و دفن کرد. امروز به دنبال این هستند كه به اسم دفاع از امام، اندیشه لیبرالیستی را در جامعه رواج بدهند و هرگونه حرکت قانونی، انقلابی و منطقی را بکوبند. با این وضعی که دارد پیش می‌رود ممكن است كار به جایی برسد که کشور ما جاسوسخانه بشود چنانكه برخي از كشورها مانند لبنان جاسوسخانه شده است چون در قصاص و مجازات را بستند. با جار و جنجال، قانون قصاص را تعطيل كردند. امروز نيز دنبال اين هستند كه جاسوس‌های امریکایی و فتنه‌گرانی را که می‌خواستند کشور ما را به آتش بکشند، آنهایی که با بودجه کلان مصوبه در کنگره امریکا آن بساط بعد از انتخابات را به راه انداختند اینها مصون بمانند تا بتوانند در مرحله دیگر باز توطئه را پیش ببرند. دستگاه قضایی ما متأسفانه همیشه ضعیف بوده است. از روزی که انقلاب پیروز شد به خاطر همین جنگ رواني‌اي که شروع شد دستگاه قضايي ما به وظايف خود درست عمل نكرد. در روزهاي نخست پيروزي انقلاب، عوامل رژیم شاه، جنایتکاران و آدمکش‌هایی مثل ارتشبد نصیری که دستشان تا مرفق به خون این ملت آغشته بود اعدام شدند و جنگ رواني در دنیا به حدی علیه ایران شديد شد که یکباره دستگاه قضایی ما جا زد و تا به امروز در همان حالت باقي ماند و کار به جايي رسید كه براي اعدام یک قاتل مثل مهدی هاشمی (که دستور داده بود آيت‌الله شمس‌آبادي را به قتل برسانند، بنابر اعتراف خودش به آيت‌الله رباني املشي گرد سرطان‌زا خورانده بودند و جوانان بیگناهی مثل بچه‌های حشمت را در نجف‌آباد به دستور او دستگیر کرده، کشته و در چاه انداخته بودند) بايد از امام خرج بشود. امام نامه نوشتند، تأکید کردند و فشار آوردند تا او به جزاي عملش برسد. هادی هاشمی، داماد منتظری، آن همه خیانت کرد و خیانت او محرز است اما امام نامه نوشت که او را دستگیر و تبعید کنند. اگر واقعاً دستگاه قضایی ما یک دستگاه قضایی اسلامی بود و به قانون عمل می‌كرد چرا باید این همه از امام خرج مي‌شد؟ عده‌اي از منافقین با تاکتیک و دروغ اعلام توبه کرده بودند وقتی که منافقین از خارج کشور به ایران هجوم آوردند همان به اصطلاح توابین فکر کردند كه كار انقلاب تمام شده است و سرکرده‌هایشان دارند از عراق به سوی ایران می‌آیند آنها هم زندان را به آتش کشیدند که به اصطلاح هماهنگی بکنند و کشور را بگیرند؛ ماهیت آنها معلوم شد و خود دستگاه قضایی به این نتیجه رسید و اعلام کرد كه منافقین محارب هستند و حکم محارب اعدام است اما دست روی دست گذاشتند تا امام نامه بنویسد و بگوید حكم خدا را درباره محاربینی که بر سر موضع هستند اجرا کنید. اگر واقعاً در کشور ما دستگاه قضایی به وظیفه خودش عمل می‌کرد نه لازم بود امام برای اعدام مهدی هاشمی قاتل نامه بنویسد و براي منافقینی که به اسم توابین از اعدام و مجازات رهیده بودند، هم نياز به توصيه و تأكيد امام نبود. متأسفانه دستگاه قضایی ما سستي كرد؛ این حرف را من امروز نمی‌زنم، كتاب شریعتمداری در دادگاه تاریخ را در سال 1360 نوشتم. در آنجا آورده‌ام:
«رابطه قصاص و حیات رابطه‌اي ضروری و جبری است. اگر تیغ دادگاه‌ها زنگ زد و قصاص درست انجام نشد حیات جامعه متزلزل می‌شود در این اصل هیچ‌گونه تردید نمی‌شود کرد. اصل عقلی که قرآن آن را تأکید کرده است همین را می‌گوید ولکم فی‌القصاص حیات یا اولی‌الالباب خطاب در آیه قصاص، به خردمندان است یعنی آنانی که ضرورت اين رابطه را درمی‌یابند. در این زمینه تعبیرهای دیگری از بنیانگذاران اسلام داریم در حدیثی پیامبر فرمود: خیر و نیکی زیر سایه شمشیر نهاده شده است الخیر کلهم فی السیف. پیامبر رحمت، پیامبر آموزگار بزرگ اخلاق که می‌گوید برای تتمیم مکارم اخلاق بر انگیخته شده‌ام چنین می‌گوید که اگر نیکی می‌خواهید زیر سایه شمشیر قرار دارد... یکی از اشکالات اصولی انقلاب ما این است که رأفت و بخشش در آن زیاد است؛ انتقام، مجازات و قصاص کم است درست عکس آنچه در داخل و خارج تبلیغ می‌شود و دست بر قضا این همه تبلیغ علیه انقلاب و اتهام به خونریزی و خونباری همه برای همین است که رهبران ما جا بزنند و مجبور بشوند جانب عفو و بخشش و سهل‌انگاری را پیش بگیرند و در نتیجه سازمان‌های جاسوسی غرب به مقصد اصلی خود برسند و مقصد اصلی این است كه اولاً عناصر وابسته، فراماسونرها و توطئه‌گرها را حفظ کنند و بدون بیم و ترس از مجازات به توطئه وادارند نیز برای تکمیل همین مقصد بتوانند با کمترین سرمایه‌گذاری بیشترین تخریب، فتنه و آشوب را پدید آورند. اگر دادگاه فعال نبود، رحم و شفقت بر نظامي حاکم بود و قصاص آن‌طور که باید و شاید اجرا نشد ضد انقلاب با دریافت کمترین نفر و نیرو بیشترین ضرر را می تواند وارد کند و این است هدف آن همه تبلیغات علیه دادگاه‌ها و اعدام‌ها... بر اثر کند بودن تیغ دادگاه کار به آنجا رسید که ضدانقلاب جرئت پیدا کرد تا به جایی رسید كه ساواکی‌ها تظاهرات به‌راه انداختند و کمالی، شکنجه‌گر معروف ساواک، تا این اندازه تیغ قصاص و قضاوت را کند و زنگ‌زده دید که بدون هراس آمد و حقوق خواست.»
این را در سال 1360 نوشته‌ام و هنوز هم روي اين انديشه ايستاده‌ام و موضعم عوض نشده است. امروز گاهی مطرح می‌کنند که آقای روحانی تندروی پیشه کرده و افراطی شده است؛ من نه افراطی شده ام و نه تندرویی پیشه کرده‌ام حرف ما همین بوده است «ولکم فی القصاص حیات یا اولی الالباب»
سال 1360 این حرف را زدم امروز هم همین حرف را تکرار می‌کنم. اخيرا با نشریه سپیدار مصاحبه‌ای داشتم که در آنجا از من سؤال شد برای پایان دادن به این فتنه‌گری‌ها چه‌کار باید کرد. من هم گفتم همان برنامه‌ای را که در سال 67 در مورد منافقین انجام گرفت باید دوباره تکرار بشود و عوامل فتنه كه از جاسوس‌هاي امريكا و رژيم صهيونيستي هستند مجازات شوند. یک جار و جنجال عظیمی به‌راه انداختند که آقاي روحاني گفته است مخالفان را اعدام كنيد! من نگفته‌ام مخالفان را اعدام كنيد؛ مخالفان راه امام مانند انجمن حجتيه، «نهضت آزادي» و ديگر گروهك‌ها بيش از سي سال است در اين كشور دارند زندگي مي‌كنند و پيوسته تيشه به ريشه انقلاب مي‌زنند و كسي كاري به آنها ندارد. من طبق اصول اسلامي و موازين انساني و عقلايي خواهان مجازات قاتل‌ها، جاسوس‌ها و فتنه گراني هستم كه از امريكا و رژيم صهيونيستي پول گرفتند و آشوب و بلواي پس از انتخابات را به‌راه انداختند. اين جار و جنجالي كه به دنبال مصاحبه من با «سپيدار» به‌راه افتاد، نمايانگر اين واقعيت است كه دشمن و ايادي آن از چه مي‌ترسند، آنها نگرانند اين پيشنهاد جامه عمل بپوشد و مسئولان به فکر بیفتند جاسوس‌ها، قاتل‌ها و آدمکش‌ها را به جزای عمل خودشان برسانند. اين جنگ رواني براي اين است كه ما دوباره جا بزنیم و کسی نفس نکشد این خطری است که متأسفانه جدی است. خود این تبلیغات نشان می‌دهد که دشمن از چه می‌ترسد ولي در داخل هم کسانی به اسم دفاع از امام جار و جنجال به‌راه انداختند که آقای روحانی امام را خشونت‌طلب معرفی کرده است. این‌طور معرفی کرده که امام مخالفان خودش را اعدام می‌کرد. من عین عبارتي را که در نشريه «سپيدار» گفته بودم برایتان می‌خوانم که ببینید هرگز چنین مسئله‌ای نبوده است که بگويیم امام خشونت‌طلب است:
اگر بخواهیم زندگی امام را بازشناسیم باید زندگی حضرت علی‌(عليه‌السلام) را مطالعه کنیم. حضرت علی(عليه‌السلام) تا آنجا دارای رأفت و محبت است که وقتی یک خلخال از پای یک زن اهل ذمه می‌کشند می‌گوید: «جا دارد انسان از این غصه بمیرد» و از آن طرف هم وقتی با خوارج نهروان مواجه می‌شود ده هزار نفرشان را از دم تیغ می‌گذراند. انسان‌های قاتل و فتنه‌گر حکم دمل چرکین را دارند؛ همان‌طور که اگر دمل چرکین در بدن انسان رشد کند و این دمل جراحي نشود و بیرون آورده نشود بدن را آلوده می‌کند، در جامعه هم اگر انسان‌های فتنه‌گر و آشوبگر به جزای عملشان نرسند جامعه را چرکین و آلوده می‌کنند و به فساد می‌کشانند؛ مصداق بارز یک انسان کامل همانی است که قرآن می‌گوید محمد رسول الله (صلي الله علیه و آله و سلم) اشداء علی الکفار رحماء بینهم؛ این معیار کلی ما است. امام همین‌طور بود. از يك طرف رأفت و محبت عظیمی را که در امام وجود داشت در هیچ‌کس ندیدم زيرا ايشان حتی از کشتن مگس خودداری می‌کرد و پيف پاف در منزل امام مصرف نمي‌شد. یادم است در نوفل لوشاتو که بودیم یک خبرنگاری از من سؤال کرد: «درباره صفات آیت‌الله خمینی بگويید؟» من همین نکته را گفتم که بزرگ‌ترین ویژگی ایشان همین است که خیلی رئوف و بامحبت است و حتی از کشتن مگس و پشه خودداری می‌کند. مرحوم حاج آقا مصطفی تعریف می‌کرد: «امام دچار بیخوابی شده بود. بعدازظهر با زحمت مگس‌ها را بیرون کردیم و در را بستیم و با مادر به حیاط رفتيم و نشستیم كه شاید امام بتواند بخوابد. یک مگس در اتاق مانده بود بعد از مدتی ديديم امام در را باز کرد و دست امام بیرون آمد و مگس را بیرون انداخت. با چه زحمتی این مگس را گرفته بود آورده از در بیرون انداخته بود که آن را نکشد.»
خبرنگار یکدفعه گفت: «ایشان که این‌قدر رئوف است پس چطور اجازه می‌دهد در ایران این همه کشت و کشتار بشود؟ شاه دارد در ایران کشت و کشتار می‌کند، خمینی اگر آدم رئوفی است چرا اجازه می‌دهد در ایران کشت و کشتار شود؟» یعنی انگار شاه براي كشت و كشتار از امام اجازه می‌گرفت. من اول به او توضیح دادم كه اولاً امام کشت و کشتار نمی‌کند و آنها دارند کشت و کشتار می‌کنند و امام مي‌خواهد جلوي كشت و كشتار را بگيرد. او می‌گوید باید عدالت در کشور حاکم باشد، آزادی باشد، کشور آلت دست دیگران نباشد. آن خبرنگار گفت: «بالاخره ایشان تحمل این همه کشتار را دارد!» مثالی برای او زدم و گفتم: «اگر من از یک پزشک خیلی تعريف بكنم و بگويم كه او رئوف، مهربان و دلسوز است پس چرا جراحی مي‌كند، چشم در می‌آورد، پا و دست قطع می‌کند، مسلماً وقتی که انسان رئوف و مهربان می‌بیند این چشم اگر تخلیه نشود چشم دیگر را فاسد می‌کند، بدن را فاسد می‌کند ناچار است این را دربیاورد معنایش این نیست که او رئوف نیست و جلاد است. امام هم رئوف و مهربان بود و هم در جای خودش قاطع بود. امام همان روش حضرت علی(عليه‌السلام) را دنبال مي‌كرد. ايشان مثل بعضی‌ها نبود كه آقازاده‌ها و نورچشمي‌ها هر غلطی کردند بگويد اشکالی ندارد. امام در اجراي قانون ميان خود و بيگانه تفاوت نمي‌گذاشت. در دوران بلواآفريني بني‌صدر يك شب از مشهد به دفتر امام زنگ زدند و گفتند که حسین خمینی،‌ نوه امام، مشغول سخنراني به نفع بني‌صدر بوده است كه وسط سخنرانی او مخالفان بنی‌صدر وسط مجلس ریختند و صحبت او به هم ریخت اما از پشت تریبون کنار نمی‌رود. دست او روي اسلحه کمری‌اش است و خطر این وجود دارد که به سوی آنهایی که هجوم آوردند تیراندازی کند. آقای اشراقی در آنجا بود. او به اندرون رفت و قضیه را به امام گفت. امام گفت: «به مشهد تلفن بزنید و بگویید همین الان او را دستگیر کنند و تحت‌الحفظ به تهران بفرستند و اگر هم خواست از اسلحه استفاده کند درنگ نکنند و او را بزنند» آقای اشراقی آمد و گفت: «امام می‌فرماید دستگیر کنید و تحت‌الحفظ بفرستید تهران!» خب امام آدم هوشیاری بود وقتی او خدمت امام برگشت امام از او پرسيد: «گفتی؟» آقاي اشراقي گفت: «بله» امام ‌پرسيد: «گفتید که اگر خواست تیراندازی کند مهلت ندهند و او را بزنند؟» آقای اشراقی که نمی‌توانست دروغ بگوید گفت: «نخیر این را نگفتم.» امام گفت: «برگرد برو دوباره زنگ بزن بگو اگر خواست از اسلحه استفاده کند مهلت ندهند قبل از اینکه او تیراندازی کند به خودش بزنند!» خب به نظر می‌آید او چه آدم سنگدلی است اما امام خيلي حسین را دوست داشت چون یادگار حاج آقا مصطفی بود. در نوفل‌لوشاتو که بودیم خبرنگاران آمدند و از حسین عكس گرفتند. او این عکس را برده بود و به امام نشان داده بود. امام عكس را گرفته بود و گفته بود: «این عکس پیش من باشد.» حسین آنجا در خانه امام بود اما در عین حال امام عکس او را گرفته بود و نگهداشته بود. امام حسین را خيلي دوست داشت اما ببینید حکمش، نظرش، حكم خداست. من یقین دارم، قسم می‌خورم كه لحظه‌ای که امام آن دستور را داد جگرش هم برای حسین کباب بود اما او پیرو مرد بزرگی است که به دخترش می‌گوید: «اگر این عاريه‌ مضمونه نبود اولین هاشمیه‌ای بودی که دستت را قطع می‌کردم!» ببینید کسی که پیرو اسلام است این است. خود حضرت علی در نهج‌البلاغه می‌فرماید:
«عقیل بچه‌های گرسنه‌اش را آورد جلوی من ردیف کرد و نشاند که من را بر آن دارد که یک چیزی بیشتر از حد و حقش از بیت المال به او بدهم» بعد می‌فرماید: «من آن آهن داغ را به دستش گذاشتم وقتي مثل شتر مست نعره كشيد گفتم: مادر به عزای تو بنشیند تو از این آهنی که به دست یک انسان داغ شده است این‌جور جزع و فزع می‌کنی چگونه من از آتش جهنم نترسم و بیش از حق تو به تو بدهم» امام خميني پیرو این امام است و رفتارش آن‌گونه است. حالا لیبرالیست‌های کشور ما اسم این را خشونت بگذارند، هر چه اسمش را بگذارند این روش، روش الهی و انسانی است. امام می‌توانست مثل بعضی افراد دیگر اگر نوه‌اش جرمي مرتكب شد، او را فراري دهد و به لندن يا دبي بفرستد تا به اسم اينكه آنجا درس می‌خواند از قانون فرار کند اما امام پیرو اسلام است اگر امام غیر از این بود امام نمی‌شد و این‌قدر عشق در دل مردم به‌وجود نمی‌آمد و بر دل‌ها و قلب‌ها حکومت نمی‌کرد. ما متأسفانه راه امام و اسلام را گم کرده‌ایم و به اصطلاح با دم زدن از رأفت و محبت امام به اصطلاح مي‌خواهيم به او آبرو بدهيم و پيوسته دم مي‌گيريم كه «امام را خشونت‌طلب معرفی نکنید و امام رئوف بود.» اینها بازی‌های سیاسی است که در کشور ما به راه افتاده است ولی زنگ خطر را به‌صدا درمی‌آورد یعنی نشان می‌دهد که دشمن تا چه حدی بیدار است و متوجه است. کلمه از دهان ما در‌آمد که فتنه‌گرهایی که آشوب به‌پا کردند زندگی و امنیت مردم را در معرض خطر قرار دادند باید مجازات بشوند ببینید چه کار می‌کنند حالا در چنین شرایطی این دستگاه قضایی ما می‌تواند جنایتکاران و قاتلین و جاسوس‌ها را اعدام کند؟ مسلماً تا وقتی اینها اعدام نشده‌اند باید منتظر فاجعه بزرگ‌تري باشیم و مسلماً فتنه‌گران و توطئه‌گرها با امنیت بیشتری این مملکت را دستخوش هوس‌بازی‌های اربابانشان قرار می‌دهند. من بار ديگر تأکید می‌کنم بارها هم در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها این را گفته‌ام عوامل فتنه این ورشکسته‌های انتخاباتی نیستند این چهار تا بچه فریب‌خورده‌ای که می‌آیند در خیابان‌ها شلوغ مي‌كنند اينها عوامل فتنه نیستند، عوامل فتنه آنهایی هستند که بودجه کلان امریکا را که در کنگره تصویب شد گرفته‌اند و این بساط‌ها را راه انداخته‌اند و میلیون‌ها خرج کرده‌اند تا روی شعار مرگ بر اسرايیل خط زده شود اینها عامل فتنه هستند، عامل فتنه آنهایی هستند که ندا آقا سلطان را کشتند تا نظام جمهوری را بدنام کنند تا به اصطلاح چهلم‌های زنجیره‌ای درست کنند اینها باید دستگیر بشوند و مجازات شوند و مسلماً اگر اینها شناخته و اعدام نشوند فتنه و بلوا ادامه پیدا خواهد کرد.
راه چاره
امروز ملت انقلابي ايران در برابر اين توطئه‌ها و ترفندهاي شيطاني وظايفي دارد كه نبايستي از آن غافل بماند، بزرگ‌ترين وظيفه همان‌گونه كه مقام معظم رهبري بر آن تأكيد دارند، كسب بصيرت است. اگر ملت ما به حد كافي آگاهي پيدا كند، جنگ رواني نمي‌تواند مؤثر واقع شود و انديشه‌هاي زهرآگين ليبراليستي نمي‌تواند همانند سرطان گسترش يابد. البته ملت ما بحمدالله از رشد سياسي كافي برخوردار است، اين برخي خواص هستند كه به خاطر رفاه‌طلبي، ساده‌لوحي و يا مصالح باندي و نفساني در گنداب غربزدگي و ليبراليسم سقوط كرده‌اند كه بايد ملت ما تكليف خود را با آنان روشن كند.
موضوع دوم مقابله با استكبار جهاني و صهيونيسم بين‌المللي است. امام هشدار داد كه اگر جهانخواران نخواهند دين ما را از ما بگيرند ما دنيايشان را از آنان خواهيم گرفت (نزديك به اين مضامين) امروز استكبار جهاني و در رأس آن شيطان بزرگ همه نيروي خود را براي شكست اسلام ناب محمدي(صلي الله عليه و آله و سلم) به‌كار گرفته است. نيروهاي حزب‌اللهي و فرزندان انقلابي امام خميني بايد منافع امريكا و صهيونيست‌ها را در سراسر جهان مورد حمله قرار دهند و امنيت جاسوسان صهيونيستي و امريكايي را در سراسر جهان به خطر بيندازند و آرامش و آسايش مقامات صهيونيستي و امريكايي را در سراسر جهان از آنان سلب كنند. امام فرمود: تا ظلم هست و تا مبارزه هست ما هستيم.(نزديك به اين مضامين)
وظيفه ديگر ما شناخت خط و راه و انديشه امام است، همه ما مكلفيم در راه شناخت اهداف و آرمان‌هاي امام بيش از گذشته مطالعه كنيم و خط امام را در همه ابعاد بشناسيم تا دشمن نتواند امام را به ما يك‌بعدي بنماياند.
من در اينجا به آن كساني كه در باند تسليم‌طلبان قرار گرفته‌اند و با دم زدن از رحمت و محبت امام مي‌كوشند راه و خط امام را مخدوش سازند و امام را انساني يك‌بعدي بنمايانند و بعد انقلابي، سازش‌ناپذيري و «اشدايي» امام را كه خطر سهمگيني براي استكبار جهاني و صهيونيسم بين‌الملل مي‌باشد، كمرنگ سازند و پنهان دارند، هشدار مي‌دهم كه اگر از اين توطئه دست برندارند، به همان سرنوشتي دچار مي‌شوند كه پيشكسوتانشان امروز دچار شده‌اند كه از ترس مردم نمي‌توانند سر از خانه بيرون كنند. مردم، امام را به درستي شناخته‌اند و نيازي ندارند كه برخي از نورسيده‌ها كه خود امام را نشتاخته‌اند و از راه امام فاصله گرفته‌اند، امام را براي مردم تفسير كنند. از اينكه سر شما را درد آوردم عذر مي‌خواهم.
والسلام عليكم و رحمت‌الله و بركاته.

 

  ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
آدرس سایت یا وبلاگ :
   مشخصات من نمایش داده شود
نظر شما : 

تمامی حقوق این سایت متعلق به بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر می‌باشد.

Copyright © iranemoaser.ir . All rights reserved.